منتظران ظـهور
یا اهل العالم ... بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

یــــا مـــــهدی(عج)

در دلــم مــهر تورا از کودکی انباشتم
دانه عشق تورا من در دل خود کاشتم

آب دادم دانـه را تــا آورد بار و بـــری
تا نباشم در جهان محتاج عشق دیگری

از خدا خواهم ک مهــرت در دلم افزون شود
جمعه ای آید که شیطان از زمین بیرون شود

چون بود قلب همه محتاج عشقت مهدیا
اذن گــیر از ایــزد یکتا همین جــمعه بیـــا

اللــــهم عجل لولیک الــــفرج


برچسب‌ها: شعر مهدوی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم دی 1393 توسط ياس منتظر

دارد تمام میشود آقــا عزای تو
کم گریه کرده ایم محرم برای تو


شـــبهای آخــر است گـــدا را حــلال کن
این هم بساطِ نوکر ِ بی دست و پای تو


دارد چه زود سفره ی تو جمع می شود
هستم هنوز ســــائل  آب و غـــــذای تو


مارا ببخش گـــــریه ی سیری نکرده ایم
چشمانِ خشکِ ما خجل از این عزای تو


هـــــر روز، روز  تو همه جا محــضر شما
یعنی که هست هر چه زمین کربلای تو


میل  دوبارگیِّ بهـــشت آدمی نداشت
وقتی شنید گوشه ای از روضه های تو


کی دست خالی از در این خانه رفته است؟!
دســــتِ پُــــــر است تا به قــــــیامت گدای تو


تنها بلد شدیم تباکی کنیم و بس
گریه کند برای تو صاحب عزای تو


گریه کن تو حضرت زهـراست والسلام
جانم فدای فــاطــمه و جانم فدای تو ......




نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 توسط ياس منتظر

بگذار تمام دنیا مسخره ات کنند ؛

خودت را...

چادرت را...

سیاه بودنش را...

چهره بدون آرایشت را

می ارزد به یک لبخند رضایت مهدی فاطمه.....

گذشت آن زمان که نفت را طلای سیاه میگفتند

این روزها طلا تویی

سیاه هم چادرت.....

طعنه ها دلسردت نکند بانو...

با افتخار در کوچه های شهر قدم بزن....




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 توسط ياس منتظر

‌گرچه آورده اند: "با حلوا حلوا گفتن، دهان شيرين نمى شود"!...‌‌‌
اما نمى دانم چرا با بردن نام زيبايت، طعم دهانم عوض مى شود و عطر دل انگيزى، به مشامم مى رسد!...‌

اين ضرب المثل ها هم كهنه شده اند و قديمى!... خاك بر روى آنان نِشسته و دست از انتظار كشيده اند!...‌‌‌

عزيزترين! آن قدر نامت را بر لب جارى مى كنم و آن قدر سنگ تو را به سينه مى زنم تا جوابم دهى!...

و مى دانم دستم را رها نمى كنى!... اى هميشه بهترين و اى بهترينِ هميشه، درياب اين دلِ بى ريا را!...‌

جمعه؛ روز توست! سلام!... امام عصر و زمان!...‌‌


‌‌‌




نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام آبان 1393 توسط ياس منتظر

در میان قبایل عرب همواره جنگ بود , اما مکه "" زمین حرام "" و ماههای:  رجب , ذی القعده , ذی الحجه و محرم , "" زمان حرام "" بود ,  که در آنها جنگی واقع نمی شد .دو قبیله که با هم می جنگیدند , تا وارد ماه حرام می شدند , جنگ را موقتا تعطیل می کردند , اما برای اینکه اعلام کنند که در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست , ماه حرام رسیده است و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت ,رسم بود که بر قبه خیمه ی فرمانده قبیله , پرچم سرخی بر می افراشتند تا دوستان , دشمنان و مردم بدانند که : جنگ پایان نیافته است .

آنها که به کربلا می روند می بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ , آرامش مرگ سایه افکنده است . اما می بینند که بر قبه ی آرامگاه حسین , پرچم سرخی در اهتزاز است ...
بگذار این سالهای حرام بگذرد.....‌.!

کتاب حسین وارث آدم _دکتر شریعتی
.




نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم آبان 1393 توسط ياس منتظر

آسمان تاب نیاورد محرم برسد

اولین مستمع و گریه کنش باران شد ...

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"
نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "قولش نه"

این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
پای "نعش قمرش" رفت ولی "قولش نه"

شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "کمرش" رفت ولی "قولش نه"

هر کجا می نگری "نام حسین است ٬ حسین"
ای دمش گرم "سرش" رفت ولی "قولش نه"




نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم آبان 1393 توسط ياس منتظر

شهادت جانسوز و مظلومانه

حضرت باقر العلوم امام محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام

به محضر حضرت حجت بن الحسن ارواحنا لتراب مقدمه الفداء

و عموم شیعیان تسلیت باد!




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مهر 1393 توسط ياس منتظر

شهادت مظلومانه

امام محمد تقی حضرت جواد الائمه علیه الصلوة و السلام

به محضر امام حجت بن الحسن العسکری ارواحنا لتراب مقدمه الفداء

و عموم شیعیان و محبین حضرت شان تسلیت و تعزیت باد

یارب الجواد، بحق الجواد ، اشف صدر الجواد بظهور الحجة

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم مهر 1393 توسط ياس منتظر

بودنت حتی زمستانی ترین روزم را بهاروار عاشقانه میکند
من نه اهل بارانم
نه باد
نه عاشق زمستان نه تابستان
من هوایی را دوست دارم که
متبرک باشد به نفسهایت...

یابن الحسن !!!


برچسب‌ها: شعر مهدوی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 توسط ياس منتظر

ميلاد على بن موسى الرضا علیه السلام، مأواى دل‏شكستگان و تكيه‏گاه درماندگان، بر دلدادگان بارگاه و حريمش مبارك باد!

ولادت امام رضا

کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت
یک زن ویلـــچری، روی دوتا پا برگشت

کافرى تا به ضــــــریح تو نگاهش افتاد.
سجده ای کرد سپس شیعه ی مولا برگشت

خسته بود از همه ی آینه ها...تا اینکه
زشت آمد،متحول شد  و زیبا برگشت...

آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود
با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت

زائری گفت چرا اشــــــــک ندارم آقــــــا
نگهش کردی و با دیده ی دریا برگشت

یک جوان حاجتش این بود: که زن میخواهم
رفت...تا اینکه شبی پیش تو بــابــا برگشت

به گمانم که به طور تو مشرف شده بود
آنکه با مــعجزه و با ید بیـــضا بــرگشت

صبح درقامت یک مرد گدا،رفت حرم
ظهر نزدیک اذان بود که "آقا"برگشت...

جبرئیل آمده بود از وسط  عـــــرش؛ حرم
دوسه تا فرش تکان داد و به بالا برگشت...

نـــفس خـــادمتان خـــــورد به آن نــــصرانی
در حرم شیعه شد، از مذهب ترسا برگشت

زائــــری بود مــــــــردد جــــــــلوی ترمینال
مشکلی داشت از اول به خدا با برگشت




نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393 توسط ياس منتظر
'
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.