تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم –پروردگارا ! همان سان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی- کار بنده و جایگزینت امام مهدی (ع) را نیز به سامان برسان - فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز – او را از جانب خیش، با روح القدس یاری کن –و فرشتگانی از پیش رو و پشت سر به نگهبانی بگمار - تا وجود وی را از هرگونه بدی پاس بدارند –او را به آرامش بدل کن ... او ترا می پرستت و هیچ شرک نمی ورزد – هیچ یک از آفریدگارنت را بر ولی ات چیره مساز –او را در پیکار با دشمنان و دشمنان خویش رخصت ده - مرا بر شمار یارانش آور که تو بر هر کاری توانایی . منتظران ظهور

منتظران ظهور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
ویژ ولادت امام رضا علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر

 

ولادت عالم آل محمد (ص) هشتمین اختر تابناک امامت بر محبین و شیعیان ولایت مبارک باد

 

 

قسم به نور ضریحت فقط به یمن شماست         که برگزیده ام ای شاه دین، خراسان را

      

یا ضامن آهو

                                               

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا ( ع) و کما جعلته حجة علی خلقک  

خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا(ع) چنانچه او را حجت بر خلق قرار دادی

 

السلام علی غوث اللهفان و من صارت به ارض خراسان خراسان

سلام بر آن آقایی که فریاد رس درماندگان است و آن بزرگوار که زمین خراسان بواسطه وجود مقدس او خراسان شد

 

قسمتی از زیارت جوادیه ( ع)

 

پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه واله وسلم )می فرمایند:

من احب ان یلقی الله ضاحکا مستبشرا فلیتول علی بن موسی الرضا(ع)

کسی که دوست دارد خندان و شادمان خداوند را دیدار کند باید محبت و ولایت علی بی موسی الرضا (ع) را داشته باشد

 

بحالانوار ج36صفحه 296

                                


ای شه طوس بدیدار تو باز آماده ایم        در حریم توپی راز و نیاز  آمده ایم

ما گدائیم و تویی پادشه   بنده  نواز        خدمت  پادشه  بنده  نواز  آمده ایم

دل مشتاق ز بس تشنِۀ دیدار تو بود        برلب چشمۀ الطاف تو باز  آمده ایم

تا کنی با خبر از  راه حقیقت   ما را        با دلی پاک  بخلوتگه  راز آمده ایم

چهره بگشای که جان در قدمت افشانیم            قبله بنمای که از بهر نماز آمده ایم

 بی جواز تو متاعی نه پذیرند   زما        رحمتی کن که با مید جواز آمده ایم

 خسروا از پی روبیدن  گرد  حَرمت        چون با دل پر سوز و گذاز آمده ایم

 

هشتمین اختر تابناک ولایت حضرت امام علی بی موسی الرضا (ع) در یازدهم ذی القعده سال 148 هجری قمری از مادری به نام( تکتم)دیده به جهان گشود . پس از تولد حضرت ، مادر ایشان از طرف امام موسی کاظم علیه السلام(طاهره) نام گرفتند .

حضرت را« علی » نام نهاده اند و ایشان  سومین نفر از چهار نفر  از امامان شیعه اثنی عشریه هستند که علی     نامیده اند .

اول : ابو الائمه  علی بن ابی طالب ( حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه)

دوم: امام چهارم علی بن الحسین ( زین العابدین علیه السلام )

سوم: امام هشتم علی بن موسی ( امام رضا علیه السلام )

چهارم:امام دهم علی بن محمد ( امام هادی علیه السلام )  

 

شاعر در عدد نامهای محمد(ص) و آلش علیه السلام چنین گفته است:

نامهای چهارده معصوم در یک بیت من                  با تو گویم  تا  بماند  یادگار  اندر ز  من

مصطفی با سه محمد مرتضی با سه علی     جعفر و موسی و زهرا یک حسین و دو حسن

 

کنیه حضرت ، ابو الحسن است و از دوازه امام بزرگوارمان پنج امام ابوالحسن نامیده شده اند .

اول : حضرت امیر المومنین علیه السلام 

دوم : حضرت زین العابدین علیه السلام

سوم: امام موسی بن جعفر علیه السلام

چهارم: امام رضا علیه السلام

پنجم: امام علی نقی ( هادی ) علیه السلام

 

لقب آن حضرت رضا(ع) است و از آن جهت رضا نامیده شدند که همه مردم چه از  دوست و دشمن ،موافق و یا مخالف از آن جناب راضی و خشنود بودند .

 

جانها  بفدای  خسرو  سلم و  رضا        شاهی   که زحق گشته ملقب به    رضا

زیرا که زقول و فعل شاهنشه طوس       هم دشمن و هم دوست از او بوده  رضا

 

 

شاهی که درش کعبه ارباب صفاست         فرمان ده اهل ملک تسلیم رضا ست

سر جمع  تمام  نا مها شد   لقبش     کو هم عدد هزار و یک نام خداست

 

امام رضا علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارشان در زندان بغداد در سن سی پنج سالگی عهده دار مقام ولایت و رهبری گشتند و مدت امامت آن حضرت بیست سال به طول انجامید که ده سال آن معاصر با خلافت هارون الرشید،

پنج سال معاصر با خلافت محمد امین و پنج سال دیگر معاصر با خلافت عبدالله بن مامون ( لعنت الله علیه ) بود .

امام تاآغاز خلا فت مامون در زادگاه خود یعنی شهر مدینه طیبه اقامت داشتند ولی مامون پس از رسیدن به حکومت حضرت را به خراسان دعوت کرد و سر انجام حضرت به دست مامون لعنت الله علیه به وسیله انگور زهر آلود در روز بیست ونهم ماه صفر در سال 203 هجری قمری به فیض شهادت نائل آمدند. و هنگام شهادت پنجاه و چهار سال و سه ماه و نوزده روز عمر داشتند و در همان سرزمین  (خراسان)به خاک سپرده شدند .

 

معجزه حضرت امام رضا علیه السلام

ابن شهر اشوب روایت کرده از سلیمان جعفری که گفت در خدمت حضرت امام رضا علیه السلام بودم در بستانی از آن حضرت ناگاه گنجشگی آمد مقابل آن حضرت بر زمین و شروع کرد بصیحه زدن و اضطراب کردن ، حضرت بمن فرمودند ای سلیمان می دانی که این گنجشگ چه می گوید ؟ گفتم نه یابن رسول الله فرمودند:می گوید که ماری می خواد جوجه های مرا بخورد پس بر دار این عصا را و داخل شو و مار را بکش . سلیمان گفت عصا بر دست گرفتم داخل بیت شدم ، دیدم ماری که در جولان است، پس کشتم آن را .

 

ای سرو  دین خسرو  اقلیم  رضا      سلطان  خراسان و غریب   الغربا

در شأن تو این بس که رضا در اعداد     یکسان شده با هزار و یک نام خدا

 

امام رضا علیه السلام می فرمایند :

 صدق کل امری عقله وعدوه جهله

دوست هر مردی عقل اوست و دشمن او نا دانی اوست .

 

ما سوختگان تشنه دیدار توایم      با قطره اشک خود خریدار توایم

در پرتو آفتاب حُسن تو  رضا       ما سایه  زیر  پای  زوّار   توایم

 

حدیت سلسلة الذهب

یکی از احادیثی است که امام رضا علیه السلام از پدران خود تا حضرت علی علیه السلام و از ایشان تا پیامبر صلی الله و علیه و آله و از بیامبر ( ص) اسلام تا حضرت جبرئیل علیه السلام و از حضرت جبرئیل علیه السلام تا خداوند متعال نقل نمودند . و از آن جاکه سراسر این حدیث پیشوایان پاک قرار دارند این حدیث را حدیث سلسلة الذهب نامیده اند .

خداوند متعال می فرمایند :

کلمة لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی

گفتن لا اله الاالله دژ جاودانی من است ، هر کس آن را بگوید وارد دژ من می گردد، و هر کس وارد دژ من شد از عذاب من ایمن می گردد.

و در ادامه حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند :

«لکن بشرطها و شروطها و انا من شروطها »

یعنی اقرار به توحید در صورتی ایمن بخش و نجات آفرین است که دیگر شرایط به آن ضمیمه گردد و یکی از شرایط آن است که بشر از حکومت معصوم کنار نرود و حکومت معصوم را کاملا بپذیرد و در حقیقت امام مسأله ولایت و حکومت معصوم را تکمیل کننده توحید می داند زیرا در غیر این صورت حکومت طاغوتها سبب می شوند که همان توحید نیز از میان برود .

 

در  کوی تو من  قبله جان   می بینم      از هر طرفش باغ جنان می بینم

این جا همه صحن و حرمی می بینند       من مرکز فرمان جهان می بینم

 

اخبار حضرت رضا علیه السلام بشهادت خود

بسند معتبر از آن جناب منقولست که گفت بخدا سوگند که هیچ یک از ما اهلبیت نیست مگر آنکه کشته می گردد و شهید می شود گفتند یابن رسول الله کی شما را شهید می کند ؟ فرمودند که بدترین خلق خداوند در زمان من، مرا شهید خواهد کرد به زهر و دور از یا رو یاور در زمین غربت مدفون خواهد ساخت پس هر که مرا در آن غربت زیارت کند حق تعالی مزد صد هزار شهید و صد هزار صدیق و صد هزار حج کننده و عمره کننده و صد هزار جهاد کننده برای او بنویسد ودر زمره ما محشور شود و در در جات عالیه بهشت رفیق ما باشد. ایضا بسند معتبر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت رسول صلی الله و علیه و آله فرمود که پا ره ای از تن من در زمین خراسان مدفون خواهد شد هر مومنی که او را زیارت کند البته بهشت او را واجب می شود و بدنش بر آتش جهنم حرام می گردد.

 

یا رب بکریمی کریمانم  بخش       وز مرحمت و لطف بقرآنم بخش

صد بار اگر جرم مرا بخشیدی      این  بار بسلطان خراسانم  بخش

 

علامه مجلسی در دیگر کتاب خود نقل کرده بسند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام  که فرمودند : زود باشد که کشته شوم بزهر و ستم و مدفون شوم در پهلوی هارون الرشید و بگرداند خدا تربت مرا محل تردد شیعیان و دوستان من پس هر که مرا در این غربت زیارت کند واجب شود برای او که من او را زیارت کنم در روز قیامت و سوگند می خورم بخدائی که محمد صلی الله و علیه وآله راگرامی داشته است به پیغمبری و برگزیده است او را بر جمیع خلایق که هر که از شما شیعیان نزد قبر من دو رکعت نماز کند البته مستحق شود آمرزش گناهان را از خداوند عالمیان در روز قیامت و به حق آن خداوندی که مار را گرامی داشته است بعد از محمد (ص) بامامت و مخصوص گردانیده است ما را بوصیت آن حضرت ، سوگند می خورم که زیارت کنندگان قبر من گرامیتر از هر گروهی اند نزد خداوند در روز قیامت .

 

ز آستان رضا یم  خدا جدا نکند            من و جدائی ازاین آستان خدا نکند

به پیش گنبد زرینش آفتاب منیر            ز رنگ زردی خود دعوی بها نکند

بصحن اونکندکس بدل هوای بهشت       مگر کسی که ز روی رضا حیا نکند

ز در گه کرمش دست التجا نکشم          گدا که  دامن  صاحب کرم رها نکند

چه زائریست که گربگذرد ز درگه او        مقیم آن نشود  ترک ما  سوا  نکند

بنزد حق نبود هیچ طاعتی مقبول         ازآن کسی که رضا را زخود رضانکند

شها بزائر خود داده ای تو وعده لطف             کجا بگفته خود چون توئی وفا نکند

 

یا ضامن اهو

 

روایت

شیخ صدوق علیه الرحمه در عیون نقل نموده است که از جناب ابوالصلت عبد السلام هروی که فرموده است من خودم از دعبل خزاعی شنیدم که می گفت من آن وقتی که قصیده خودم را که اول مطلعش این بود

مدارس آیات خلت من تلاوة        و منزل وحی مقفر العرصات

میخواندم رسیدم به این بیت که خواندم .

خروج امام الامحالة خارج     یقول علی اسم الله بالبرکات

یمیز فینا کل حق و باطل      و یجزی علی النعماءو النقمات

(یعنی امیدوارم خروج و بیرون آمدن و ظاهر شدن امامی که البته ظاهر خواهید شد و قیام خواهد فرمود بنام خداوند عالمیان با برکتهای فراوان و تمیز خواهد داد بین هر حق و باطلی را و نیز جزا و پاداش میدهد بر نعمتها و نقمتها )

دعبل می گوید تا من این دو بیت را خواندم و حضرت رضا علیه السلام شنید به گریه آمد و گریه کردند  گریه سختی  ، پس از گریه شدید سر مبارکشان را بلند کردند و بجانب من توجهی نمودند و فرمودند یا خزاعی روح الامین این مضمون و مطلب را بزبان تو جاری نموده و گفته است . پس از آن فرمودند آیا میدانی آن امام کیست و چه وقت قیام خواهد کرد .

عرض کردم نه ای آقای من من همین قدر شنیده ام که امامی از شما خروج می کند و ظاهر میشود و آن امامی که قیام می فرماید زمین پر از فساد را پاک مینماید و پر از عدل خواهد کرد .

و آنگاه خود آن بزرگوار فرمود امام بعد از من فرزندم محمد علیه السلام است و بعد از او بسرش علی علیه السلام و پس از او فرزندش حسن علیه السلام و بعد از او فرزندش حضرت حجت علیه السلام است.                          ( المنتظر فی غیبته و المطاع فی ظهوره) یعنی آن حجت علیه السلام امامی است که در زمان غیبتش دوست دارانش انتظار او را خواهند داشت و چون ظاهر شود او را اطاعت خواهند کرد

 پس از آن فرمودند :

( و لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد یطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیملاء ها عدلا کما ملئت جورا و ظلما ً)

هر گاه از دنیا نماند مگر یک روز خداوند علی اعلی آن روز را بقدری طولانی فرماید تا اینکه آن امام غائب منتظر ظاهر گردد و زمین راپر از عدل و داد کند چنا نچه پر از جور و ظلم شده باشد

 پس از آن فرمود اما در چه وقت و چه زمانی ظاهر میشود و قیام می نماید .

اخبار از وقت است ( یعنی خبر دادن از غیب است ) و بدرستیکه خبر داده و حدیث نموده پدر بزرگوارم از پدرش از پدران خود از علی علیه السلام که امیر المومنین صلوات الله علیه فرمود از رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم سئوال شد که چه زمان ظاهر میشود و قیام می نماید فرزندت حضرت حجت (عج)؟ فرمودند قیام او مثل ساعت قیامت است نمیداند کسی وقت آن را مگر ذات مقدس حضرت احد یت.

 

دارم از غیبت مهدی (عج) گله چندان که مپرس    که  چنان زان  شده ام بی سرمان که مپرس                          سبب  غیبت  مهدی (عج) زخرد  جستم   گفت     فیض این قصه دراز است به قرآن که مپرس

 

روایت

روایت شده از دعبل خزاعی که وقتی  خواندم قصیده تائیۀ خود را برای حضرت رضا صلوات الله علیه چون رسید به این شعر خروج امام زمان (عج) ( یقول علی اسم الله بالبرکات ) حضرت امام رضا علیه السلام برخاستند و بر روی پاهای مبارک خود ایستادند و سر نازنین خود را خم کردند بسوی زمین پس از آنکه کف دست راست خود را بر سر گذاشته بودند فرمودند: ( اللهم عجل فرجه و مخرجه وانصرنا به نصراًعزیرا)

 

وکلام آخر:

 


شکر خدا را که زحسن القضا         شد  وطنم  مشهد  شاه رضا

قبله  هفتم  شه  دنیا  و دین          حجت  حق  رهبر  اهل  یقین

زاده  موسی   خلف    انبیاء          کهف  تقی  پیش  رو  اولیاء

شمس  ضحی بدر دجی شاه طوس     غوث امم حضرت شمس الشموس

رافت حق آمده بر   ممکنات          کعبه حاجات و  کلید   نجات

ای بخلایق تو امام   رئوف           کرده سگی بر سر کویت وقوف

از نظر رافت و الطاف خویش        دور مگردان و  مرانم  ز پیش

منکه با ین در به پناه آمدم            پشت خم از بار  گناه    آمد م

خسته و بیچاره و در مانده ام         عاصی و مطرود وزحق را نده ام

روز گرفتاری با صد فسوس         جز تو کسی نیست انیس النفوس

دادرسی نیست در آن گیرو دار        دست من و دامنت ای  شهریار

گر چه بود جامه عصیان بتن          لیک بدل و  مهر تو کرده وطن

کی بود آتش  بمحبان   سزا           تا که  توئی شا فع  یوم   الجزا

آمده ( فیاض ) ثنا خوان تو           چونکه بود ریزه خور خوان تو

 

 


 منابع:  کرامات رضویه تألیف :حاج شیخ علی اکبر مروج –زندگی امامان علیهم السلام تالیف : استاد جعفر سبحانی- منتی الامال تالیف: حاج شیخ عباس قمی (ره)

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 9:2 |

امید وصال تو

                     مرا  امید وصال تو زنده می دارد             و گرنه هر دمم از هجر تست  بیم  هلاک

                      نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت           زمان زمان کنم از غم چو گل گریبان چاک

یا مهدی ادرکنی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 11:18 |

چرا امام زمان علیه السلام از نظرها غائب شدند

مطابق روایات شیعه ، معتمد عباسی خلیفه وقت چون از وجود تنها پسر امام عسکری علیه السلام  آگاه شد، در صدد نابودی او بر آمد . زیرا در روایات اسلامی رسیده که مهدی موعود علیه السلام قیام می کند و کلیه دولتهای باطل را بر انداخته و خود دولت پیامبر (ص) را تاسیس خواهد کرد. دولتی که تا پایان روزگار دوام خواهد داشت سراسر گیتی را به زیر فرمان می آورد و جباران عالم را نابود می سازد. چون چنین وضعی پیش آمد خداوند به منظور حفظ جان ایشان یعنی آخرین رهبری که برای انسانها تعیین فرموده و منظور داشته بود ، صلاح در آن دید که او از نظرها غائب گرداند ، و برای کار اساسی تری محفوظ بدارد. بنابراین غیبت حضرت یک امر لازم و ضروری، و ناشی از ناسپاسی خود مردم بود. اگر مردم عکس العمل مطلوبی نشان می دادند مسئله غیبت به هیچ وجه پیش نمی آمد و معنی نداشت. غیبت با منصب امامت و رهبری سازگار نیست ولی چه باید کرد که مردم خود باعث آن بودند و موجب شدند که آخرین پیشوای خود را قرن ها از دست بدهند .

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 11:9 |

روایت معتبر ازدواج امام حسن عسکری(ع ) با حضرت نرجس خاتون

قسمت اول

ابن  بابویه و شیخ طوسی به سندهای معتبر روایت کرده اند از بشربن سلیمان برده فروش که از فرزندان ابو ایوب انصاری بود واز شیعیان خاص امام علی نقی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام که در همسایگی آنها زندگی می کرد گفت که روزی کافور خادم امام علی نقی علیه السلام بنزد من آمد و گفت امام از من خواستند تا به ملاقاتشان بروم . به خدمت آن حضرت رفتم و نشستم ایشان فرمودند که تواز فرزندان انصاری ، ولایت و محبت ما اهلبیت همیشه در میان شما بوده است از زمان رسول اکرم (ص) تا بحال و همیشه مورد اعتماد ما بودید و من تو را اختیار می کنم و مشرف می گردانم به تفصیلی که بسبب آن بر شیعیان سبقت گیری در ولایت ما و تو را به رازهای دیگر مطلع می گردانم و بخریدن کنیزی می فرستم ،پس نامه پاکیزه نوشتند بخط فرنگی و مهر شریف خود بر آن زدند و کیسه زری بیرون آوردند که در آن دویست و بیست اشرفی بود ، فرمودند بگیر این نامه و زر را و به بغداد برو و در فلان روز و فلان ساعت به ساحل برو چون کشتیهای اسیران به ساحل رسد جمعی از کنیزان در آن کشتیها خواهی دید و جمعی از مشتریان از وکیلان و امراء بنی عباس و قلیلی از جوانان عرب که بر سر اسیران جمع خواهند شد پس از دور نظر کن ببرده فروشی که عمروبن یزید نام دارد و در تمام روز تا هنگامیکه از برای مشتریان ظاهر سازد کنیزکی را که فلان و فلان صفت را دارد و تمام اوصاف او را بیان فرمودند و جامه حریر آکنده پوشیده است و ابا و امتناع خواهد نمود آن کنیز از نظر کردن مشتریان و دست گذاشتن ایشان باو، و خواهی شنید که از پس پرده  صدای رومی از او ظاهر می شود، پس بدانکه بزبان رومی می گوید وای که پرده عفتم دریده شد ، پس یکی از مشتریان خواهد گفت که من سیصد اشرفی می دهم بقیمت این کنیز، عفت او در خریدن مرا راغبتر گردانید، پس کنیز بلغت عربی خواهد گفت به آن شخص که اگر به زی حضرت سلیمان بن داود ظاهر شوی و پادشاهی او را بیابی من بتو رغبت نخواهم کرد مال خود را ضایع مکن و بقیمت من مده. پس آن برده فروش گوید که من برای تو چه چاره کنم که به هیچ مشتری راضی نمی شوی و آخر از فروختن تو چاره ای نیست ، پس کنیزک گوید که چه تعجیل می کنی البته باید مشتری بهم رسد که دل من با و میل کند و اعتماد بر وفا و دیانت او داشته باشم. پس در اینوقت تو برو به نزد صاحب کنیز و بگو که نامه ای با من هست که یکی از اشراف و بزرگواران از روی ملاطفت نوشته است به خط فرنگی و در آن نامه کرم و سخاوت و وفاداری و بزرگواری خود را وصف کرده است ، این نامه را به آن کنیز بده که بخواند اگر به  صاحب این نامه راضی شود من از جانب آن بزرگوار وکیلم که این کنیز را از برای او خریداری نمایم . بشر بن سلیمان گفت که آنچه حضرت فرموده بود واقع شد و آنچه فرموده بود همه را عمل کردم ، چون کنیز در نامه نظر کرد بسیار گریست و گفت بعمروبن یزید که مرا بصاحب این نامه بفروش و سوگندهای عظیم یاد کرد که اگر مرا نفروشی خود را هلاک می کنم .پس زر را دادم و کنیز را گرفتم کنیز شاد و خندان شد و نامه را می بوسید و بر دیده هایش می چسباند من از روی تعجب گفتم نامه ای را می بوسی که صاحبش را نمی شناسی ، گفت گوش خود به من بسپا ر تا احوال خود را برای تو شرح دهم .

من ملیکه دختر یشوعای فرزند قیصر پادشاه رومم و مادرم از فرزندان شمعون بن حمون الصفا وصی حضرت عیسی علیه السلام است ترا خبر دهم به امری عجیب.

 

منتهی الامال حاج شیخ عباس قمی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 12:47 |

مهدی جان

             ویرانه نه آن است که جمشید بنا  کرد        ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت                          

            ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت      صد  بار  بنا گشت  دگر بار  فرو ریخت


                یا مهدی



 
|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 8:25 |

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) :

طوبی لمن ادرک قائم (عج) اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه یتولی ولیه و تیبرأ من عدوه و یتولی الائمه الهایة من قبله اولئک رفقا فی وذو ودی و مودتی و اکرم امتی علی.

 خوشا به حال کسی که قائم (عج) اهل بیت مرا درک کند و پیش از قیامش به او اقتدا نماید . دوست او را دوست بدارد و از دشمن وی بیزاری جوید و ولایت امامان هدایتگر پیش از او نیز بپذیرد . اینان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گرامیترین امت من در نزد من هستند .

 

                                                                                                                             منبع :بحار الانوار جلد 52 صفحه 129

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 8:4 |