تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم –پروردگارا ! همان سان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی- کار بنده و جایگزینت امام مهدی (ع) را نیز به سامان برسان - فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز – او را از جانب خیش، با روح القدس یاری کن –و فرشتگانی از پیش رو و پشت سر به نگهبانی بگمار - تا وجود وی را از هرگونه بدی پاس بدارند –او را به آرامش بدل کن ... او ترا می پرستت و هیچ شرک نمی ورزد – هیچ یک از آفریدگارنت را بر ولی ات چیره مساز –او را در پیکار با دشمنان و دشمنان خویش رخصت ده - مرا بر شمار یارانش آور که تو بر هر کاری توانایی . منتظران ظهور

منتظران ظهور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
امام مهدی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

شد ثانیه های دل در شوق عبور تو

ای صبح خدا هستی دلتنگ ظهور تو

از نام تو میریزد در سینه شراب و شهد

تا چند بخوانم من دلخسته دعای عهد

در شهر مدینه هم چشمی به تو دل بسته

عجل به تو دلتنگ است آن مادر دلخسته

در علقمۀ جانها  دستان حق افتاده

بر دار ز خاک غم آن بیرق افتاده

ای محرم شش گوشه جان بر لب ما آمد

تا جد غریب تو در کرب و بلاء آمد

ای مسیح آل الله ای منتقم گلها

دل ز گریه ات خون است در غروب عاشورا

من تشنۀ خورشیدم دراین شب بارانی

دلتنگ تو ام برگرد ای ماه جمارانی

ایام خوش آن روزی که سینه حسینی بود

شبهای دلم روشن با نور خمینی بود

ما شمع ولایت را هستیم چو پروانه

در قافلۀ عشقیم با رهبر فرزانه

صد شکر که شیعه سر در خط ولی دارد

ای عهد شکن کوفه ، این خطبه علی دارد

امام مهدی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:11 |

آخر ربیع الثانی

مرگ خالد بن ولید

 

در روز آخر ربیع الثانی خالد بن ولید بن مغیر مخزومی به اسفل السافلین جهنم شتافت. او 20 سال بعد از مبعث پیامبر(ص) در اواخر زندگانی آن حضرت ، به همراه عمروعاص به ظاهر اسلام را قبول کرد. ابوبکر او را حاکم شام کرد، و عمر او را عزل کرد. پس از مدتی در شهر حمص مرد و در همنجا مدفون شد.

در مواردی پیامبر(ص) از کارهای خالد بیزاری جستند. او بدون اجازۀ پیامبر (ص) بنی جذیمه را به قتل رساند و عده ای را اسیر کرد و گفت «هرکس اسیری در دست دارد اورا بکشد» مهاجر و انصار اسرا را نزد پیامبر(ص) فرستادند و آن حضرت دشتان مبارک را بلند کرد و دوبار فرمود:«خدایا من بیزاری میجویم به سوی تو از کاری که خالد کرده است» خالد به عمار ناسزا گفت . پیامبر (ص) فرمودند:«هرکس عمار را سب کند خداوند او را سب میکند.»

او به دستور ابوبکر خواست امیرالمؤمنین علیه السلام را به شهادت برساند، ولی قبل از هر اقدامی آن حضرت متوجه شدند ، و با دو انگشت گلوی خالد را آن چنان فشار دادند که خالد نعره کشید و مردم فرارکردند و خالد لباسش را نجس کرد. آنگاه گفت ابوبکر و عمر مرا به این کار امر کرده اند . هر کس واسطه شد حضرت او را رها نکردند تا آنکه ابوبکر ، عمر را فرستاد و ابن عباس را آوردند. ابن عباس حضرت را به قبر مطهر پیامبر گرامی و فرزندش حضرت صدیقه طاهره قسم داد و حضرت او را رها کردند. ابوبکر به عمر گفت :« این هم نتیجۀ مشورت با تو!» چه اینکه عمر، خالد را برای این کار انتخاب کرده بود.

خالدبنولید مالک بن نویره را با عدۀ زیادی از قبیلۀ او به جرم بیعت نکردن با ابوبکر کشت و در همان شب با همسر مالک مرتکب خلاف شد . وقتی عمر این قضیه را شنید، گفت :«تو را سنگسار می کنم» ولی این کار را  انجام نداد؟!

در مورد دیگری هنگامی که ابوبکر او را به سوی قبیلۀ بنی سلیم فرستاد،عده ای از مردان قبیله را در محلی جمع کرد و آنان را با آتش سوزانید.

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:7 |

بیست و پنجم ربیع الثانی

 

خلع معاویة بن یزید خود را از خلافت

 

هنگامی که یزید بن معاویه در 14 ربیع الاول سال 64 هجری به درکات جحیم شتافت ، فرزندش معاویه به جای وی نشست . او پس ازچهل روز در 25 ربیع الثانی بر فراز منبر رفت و خطبه خواند واعمال پدران خود را یاد کرد، وبر جد و پدر خود لعنت کرد و از افعال ایشان تبری جست وگریه شدیدی نمود، وآنگاه خود رااز خلافت خلع نمود.

مروان بن حکم لعنت الله علیه از پای منبر برخاست و گفت : الحال که طالب خلافت نیستی پس امر خلافت را به سویی بیفکن. معاویة بن یزید گفت: من حلاوت خلافت را نچشیدم ، چگونه راضی شوم که اوزارآن بچشم . به هر صورت در خانه نشست و مشغول گریه شد و 25 یا 40 روز بعد از این واقعه فوت کرد و به قولی او را مسموم کردند. پس از او خلافت اولاد ابوسفیان تمام شد و به مروان و آل او منتقل شد.

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:6 |

بیست دوم ربیع الثانی

وفات موسی مبرقع (فرزند امام جواد علیه السلام )

 

جناب موسی مبرقع پسر حضرت جواد علیه السلام در سال 296 هجری در شهر قم وفات یافت . به نقلی وفات آن جناب در 8 ربیع الثانی بوده است .

بنابر قول دیگری در 14 ربیع الثانی وفات موسی مبرقع واقع شده است. قبر آن بزرگوار در چهل اختران قم خیابان آذر مشهور است .

نام :موسی ، کنیه :ابوجعفر، لقب : مبرقع که از فرط زیبایی بر جمال مبارک نقاب میزدند. نام پدر: جواد الائمه علیه السلام و مادر آن حضرت کنیز بود.

ایشان از اولین سادات رضوی بودند که در سال 256 هجری وارد قم گردید. او دائماَ بر صورت خود برقعی داشت ، ولی مردم عرب ساکن قم اورا از قم بیرون کردند، واو به کاشان رفت ودر آنجا مورد احترام قرار گرفت.

بعد از آمدن ابوالصدیم حسین بن علی بن آدم ومرد دیگری از رؤسای قم، عربهای قم متوجه شدند موسی چه کسی بوده است ، و آن بزرگوار را به قم بازگرداندند و خانه ای برای ایشان آماده کردند. همچنین در روستاهای متعدد زمین و باغ برای ایشان خریدند و خواهرانش زینب و ام محمد و میمونه ، دختران امام جواد علیه السلام به قم آمدند و بر او وارد شدند.

هنگامی که جناب موسی مبرقع در قم از دنیا رفت ، امیر قم عباس بن عمرو غنوی بر او نماز خواند ، و در محل کنونی که در قم معروف است و قبلاً خانۀ محمد بن حسن بن ابی خالد اشعری مقلب به شنبوله بود دفن شد .

مرحوم کلینی در کافی به سند معتبر نقل کرده که جناب موسی مبرقع تولیت اوقاف را از جناب امام علیه السلام داشته اند.

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:5 |

هشتم ربیع الثانی

ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

 

من وعظ أخاه سرّاًفقد زانه ، ومن وعظه علانیةً فقد شانه

هر کس برادرش را پنهانی نصیحت کند، بی گمان او را آراسته است ، و هر کس آشکارا نصیحتش کند به یقین به حیثیت او لطمه زده است .

                                                                                      امام حسن عسکری علیه السلام - تحف العقول 489  

در این روز امام حسن عسکری علیه السلام در سال 232 هجری جهان را به قدوم خود منور فرمودند. و به روایت مصباح ، تقویم المحسنین ، اختیارات و دروس شهید ولادت حضرت در چهارم این ماه بوده است . اقوال دیگری نیز در ولادت آن حضرت وجود دارد که عبارتند از 27 ذی الحجه و 10 ربیع الثانی .

پدر آن حضرت امام هادی علیه السلام و مادر محترمه شان بانویی است که نام مبارکشان حدیث یا حدیثه یا سوسن یا سلیل است . محل ولادت حضرت مدینه و مشهور ترین القاب ایشان زکی ، نقی ، و کینه حضرت ابو محمد است.

آن حضرت را برای زیر نظر داشتن و کنترل رفت و آمدها ، در محل سکونت سپاهیان ترک تبار دربار عباسی مسکن داده بودند؛ و از همین جاست که به آن حضرت «عسکری» می گویند.

کلام گوهر بار امام حسن عسکری علیه السلام

از سهل انگاری در پیشگاه خداوند دوری کنید تا از زیانکاران نباشید

فروتنی نعمتی است که مورد حسادت واقع نمی شود

زیبایی چهره جمال برون است وخردمندی جمال درون

ازخدا بترسید و مایه افتخار باشید نه مایه شرمندگی

کم آسایش ترین مردمان ،انسانهای کینه توزند

 

یا مهدی

 

شهادت حضرت صدیقه طاهر علیها السلام

 

بنابر روایتی که چهل روز پس از رحلت پیامبر گرامی (ص) را روز شهادت حضرت زهرا علیها السلام دانسته ، روز هشتم ربیع الثانی روز شهادت حضرت به حساب می آید .

 

|+|

ده ربیع الثانی

 

وفات حضرت معصومه علیها السلام

 

در این روز در سال 201 هجری بنابر مشهور سالروز رحلت شهادت گونۀ حضرت ولیة الله خاتون خلق جهان ، عابدۀ زاهدۀ کاملۀ مستوره حضرت فاطمه معصومه علیها السلام دختر امام موسی کاظم علیه السلام است .

آن حضرت 17 روز پس از ورود به شهر قم ،با دلی شکسته و غصه دار از داغ پدر و فراق برادر، رحلت فرمودند: در عزای آن حضرت شهر قم را یکچارچه غم و ماتم فرا گرفت. بدن مظهر آن حضرت را عسل داده کفن کردند، و به طرف باغ موسی بن خزرج – مکان فعلی حرم مطهر – آوردند . دو سوار نقابدار از بیرون شهر آمدند و بر بدن آن حضرت نماز خواندند. آنگاه داخل سرداب شده بدن مطهر را دفن کردندو رفتند، و کسی آنان را نشناخت.

موسی بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومه علیهاالسلام نمود،و ار بوریا و حصیر سقفی بر روی قبر مطهر آن حضرت قرار داد. این بنا بود تا آنکه زینب دختر امام جواد علیه السلام بر روی قبر شریف قبه ای بنا نهاد. سپس جماعتی از دختران ائمه علیهم السلام در آن مکان دفن شدند. هنگامی که ام محمد دختر موسی بن محمد بن  علی الرضا علیه السلام فوت کرد، در کنار آن حضرت دفن شد. بعد از آن میمونه خواهر ام محمد از نیا رفت ، و آن بزرگوار هم در جنب ام محمد دفن شد. روی این دوقبر یک گنید دیگر بنا کردند، به گونه ای که دو گنبد چسبیده به هم بر روی قبر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و ام محمد و میمونه بوده است .

به جز دختران حضرات معصومین علیهم السلام دو کنیز هم دفن شده اند که در هنگام مرمت کف حرم مطهر در زمان ناصرالدین شاه ، روزنه ای به سردابی پیدا می شود و چند زن صالحه ، وارد سرداب می شوند پیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را پس از هزاران سال تر و تازه مشاهده می کنند . این سرداب جنب سرداب حضرت فاطمه علیها السلام قرار دارد.

مرحوم نمازی وفات حضرت معصومه علیها السلام را در 12 ربیع الثانی سال 201 هجری نقل کرده و قول منسوب به شیخ حر عاملی هشتم شعبان سال 201 هجری است.

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«قم کوفۀ صغیر است و بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم است. درآن شهر زنی ازاولاد من رحلت می کند که اسمش فاطمه است ،و او دخترموسی بن جعفر علیه السلام است که به شفاعت اوتمامی شیعیانم داخل بهشت می شوند.»

 

                                                                                                       بحار الانوار 95/357

 

|+|

دوازدهم ربیع الثانی

انقراض بنی امیه

 

در این روز با سفاح اولین خلیفه عباسی بیعت شد ، و با انقراض دولت بنی مروان ، دولت بنی امیه بهکلی منقرض شد. البته مروان در 27 ذی الحجه کشته شد ، ولی در این روز تأسیس دولت بنی عباس رسماً نام بنی امیه از صفحۀ خلافت بر چیده شد.

سیزدهم ربیع الثانی

شهادت حضرت زهرا علیها السلام

به روایت مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب و قرمانی در اخبار الدول شهادت ام ابیها فاطمة الزهراء علیهاالسلام در این روز بوده است .

 

|+|

چهارده ربیع الثانی

قیام مختار

 

در این روز مختار شاد کنندۀ دلهای شکسته اهل بیت علیهم السلام با ندای «یا لثارات الحسین علیه السلام » در کوفه قیام کرد. مختار در سال اول هجرت در طائف به دنیا آمد و در سال 67  هجری در کوفه به دست مصعب بن زبیر به شهادت رسید. کنیۀ او ابو اسحاق است. ابو عبیده ، پدرش از صحابۀ بزرگ بود که در جنگ با فارس به شهادت رسید . بعد از پدر، دو برادرش حکم و جبیر شهید شدند.

مختار درهیجده ماه حکومتش ، هیجده هزار نفر از قاتلین سید الشهداء علیه السلام را به جهنم فرستاد. این به غیر از کسانی است که به دست اصحاب و یاران او و ابراهیم بن مالک اشتر در بیرون کوفه و در کنار نهر خازر کشته شدند.

سعد عموی مختار از طرف امیر المؤمنین علیه السلام و امام حسن علیه السلام والی مداین بود،و هرگاه جایی می رفت مختار را به جای خود میگذاشت.

امیرالمؤمنین علیه السلام به او خبر از فتح و ظفر دادند، و میثم تمار در زندان کوفه او را بشارت داد .

در روز عید قربان ابو محمد حکم بن مختار خدمت امام باقر علیه السلام امد . بعد ازاینکه خود را معرفی کرد، امام باقر علیه السلام او را نزد خود خواند و او عرض کرد:آقای من ،مردم دربارۀ پدر من بسیار سخن میگویند. به خدا قسم سخن درست کلام شماست و مادر من از پولی بود که مختار آن را برای پدرم فرستاد. مختار خانه های خراب ما را آباد کرد،ودشمنان ما را به قتل رسانید، وهر خونی که از ماریخته شد طلب نمود.آنگاه سه مرتبه فرمود: «رحم الله اباک».

در کودکی ، امیرالمؤمنین علیه السلام او را روی زانوی خویش می نشاند و به او لطف و مرحمت می فرمود. امام باقر علیه السلام می فرمایند: بخدا قسم پدرم مرا خبر داد که مختار نزد فاطمه بنت امیرالمؤمنین علیه السلام می آمد، و آن مخدره برای او فرش پهن نموده پشتی برایش می گذاشت، سپس فرمودند: « هر حقی که ما نزد کسی داشتیم او مطالبه نمود» .

در روایت دیگر می فرماید:«هنگامی که مختار سر نحس عبید الله را برای امام زی العابدین علیه السلام فرستاد، آن حضرت سر سفره بود و خوشحال شد و دعا فرمود»

بنابر قول دیگری قیام مختار در شب 14 ربیع الاول سال 66 هجری و بنابر قولی 16 ربیع الثانی بوده است .

 

|+|

ربیع الثانی

بسم الله الرحمن الرحیم

«اللهم عجل فرجه و مخرجه وانصرنا به نصراًعزیزا»

 

روزهای ماه ربیع الثانی حامل وقایعی بیاد ماندی از تاریخ تشیع است .

شهادت حضرت زهرا علیها السلام و امام باقر علیه السلام بنابر قولی ، وفات حضرت معصومه علیها السلام و وفات موسی مبرقع وقایع ناگوار این ماه اند. ولادت امام حسن عسکری علیه السلام سفر ان حضرت به جرجان ،قیام مختار و توابین ، مرگ خالد بن ولید و انقراض بنی امیه وقایع مسرور کننده ای است که این ماه شاهد آن بوده است .

 

یریدون لیطفوا نورالله بأفوههم و الله متمّ نوره و لوکره الکفرون

کافران می خواهند تانور خدارا خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند کافران خوش ندارند تمام خواهد داشت

They desire to put out the light of Allah with their mouths but Allah will perfect .His light though the unbelievers moy be averse

                                                                                                                                                          سوره صف آیه 8

جدول وقایع  ماه ربیع الثانی

 
 

1 ربیع الثانی

قیام توابین

 شهادت امام باقر علیه السلام

3 ربیع  الثانی

سفر امام حسن عسکری (ع) به جرجان

6 ربیع الثانی

مرگ هشام بن عبدالملک

8 ربیع الثانی

ولادت امام حسن عسکری علیه السلام  شهادت حضرت صدیقه طاهره (س)

10 ربیع الثانی

        وفات حضرت معصومه (س)

12 ربیع الثانی

انقراض بنی امیه

13 ربیع الثانی

شهادت حضرت زهرا (س)

14 ربیع الثانی

قیام مختار

22ربیع الثانی

وفات موسی مبرقع

25ربیع الثانی

خلع معاویه بن یزید خود را از خلافت

آخر ربیع  الثانی

مرگ خالدبن ولید

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 7:57 |

سوم ربیع الثانی

سفر امام حسن عسکری علیه السلام به جرجان

 

در این روز امام حسن عسکر علیه السلام برای وفا به وعده ای که فرموده بودند و آشکار شدن معجزاتی از آن بزرگوار به طی الارض از سامراء به  جرجان تشریف فرما شدند.

جعفر بن شریف می گوید: سالی که قصد حج کردم ، و قبل از حج به زیارت امام حسن عسکری علیه السلام در سامراء رفتم . اموالی از شیعیان همراهم بود که باید به آن حضرت می رساندم و خواستم از آن حضرت بپرسم اموال به چه کسی بدهم ، ولی پیش از آنکه من صحبت کنم حضرت فرمودند : « به مبارک خادم بده » عرض کردم :«همین کارراکرده ام» و سپس بیرون آمدم و گفتم :« شیعیان شما در جرجان به شما سلام می رسانند» . امام علیه السلام فرمودند: مگر بعد از مراسم حج به جرجان بر نمی گردی ؟ عرض کردم : بر می گردم .

فرمودند:170 روز دیگر اول روز جمعه سوم ربیع الثانی به  جرجان وارد می شوی . آن وقت به مردم اعلام کن که من در آخر همان روز به جرجان می آیم . برو به سلامت خداوند متعال تو را و آنچه با توست به سلامت به اهل و اولادت خواهد رسانید. پسری برای پسرت متولد شده است. نام اورا«صلت» بگذار،که خداوندبه زودی اورابه حدکمال می رساند و او از اولیاء ما خواهد بود.

من گفتم : یابن رسول الله ، ابراهیم بن اسماعیل جرجانی از شیعیان شماست و به دوستان شما هر سال بیش از صد هزار درهم احسان می کند، و در جرجان از اشخاصی است که متنعم به نعمت های الهی است . امام علیه السلام فرمودند :     «خداوند به ابو اسحاق ابراهیم بن اسماعیل در مقابل احسانی که به شیعیان ما می کند جزای خیر بدهد و گناهان او را بیامرزد و او را پسری صحیح الاعضاء روزی فرماید که قائل به حق باشد . به ابراهیم بگو : حسن بن علی میگوید : نام پسر خود را احمد بگذار».

راوی می گوید : از خدمت حضرت مرخص شدم و حج رفتم و بازگشتم ، و در روزی که حضرت معین فرموده بودند به سلامت وارد جرجان شدم . هنگامی که اصحاب ما برای تهنیت آمدند، به ایشان گفتم امام علیه السلام مرا وعده داده که آخر امروز به اینجا تشریف می آورند. پس مهیا شوید و مسائل و حوائج خود راآماده کنید.

شیعیان چون نماز ظهر و عصر را به جا آوردند ، در خانه من جمع شدند . نا گاه امام عسکری علیه السلام در همان ساعتی که فرموده بودند وارد شدند. هنگام ورود بر ماسلام کردند و ما به استقبال شتافتیم و دست آن حضرت رابوسیدیم.

آنگاه حضرت فرمودند: من به جعفر بن شریف وعده کرده بودم که در آخر این روز نزد شما بیایم. من نماز ظهر و  عصررا در سامراء به جا اوردم و نزد شما آمدم تا با شما تجدید عهد نمایم . اکنون شما حوائج و مسائل خود را بیاورید .

اول کسی که ابتدا به سؤال کرد نضربن جابر بود او گفت :بابن رسول الله ، پسر من از هر دو چشم نا بیناست، دعا فرمایید تا خداوند دیده هایش را به او بر گرداند. حضرت فرمودند: او را حاضر کن . او را حاضر کرد و حضرت دست مبارک بر چشمان اوکشیدند و چشمانش روشن شد.

پس از او یک یک آمدند و جاجت خود را بیان کردند و حضرت حاجتهای آنان  را بر آورده می نمودند، تا اینکه حوائج همه را بر آوردند و مسائل آنها را جواب فرمودند و همان روز به سامراء مراجعت نمودند.

 

|+|

اول ربیع الثانی

قیام توابین

 

در این روز در سال 65 هجری سلیمان بن صرد با گروهی از توابین- که نام شانزده هزار نفر آنان در دفتر سلیمان ثبت شده بود- برای خونخواهی امام حسین علیه السلام قیام کردند.

در روز دوم ربیع الثانی ، از «نخیله» کوفه برای جنگ با ابن زیاد ملعون حرکت کردند. در شب جمعه 5 ربیع الثانی از کوفه خارج شدند و روز بعد کنار قبر حضرت اباعبدالله علیه السلام رفتند. یک یا سه شبانه روز در کربلا ماندند و گریستند و استغفار نمودند و ضجه و ناله کردند، به طوری که مثل آن روز و به آن اندازه صدای ضجه در آن وادی شنیده نشده بود.

هنگام وداع ، کنار قبر حضرت مانند ازدحام کنار کعبه شلوغ بود. هر کس با حالتی شعر می خواند و ناله می کرد و با آن حضرت وداع می کرد و خود را برای جنگ با ابن زیاد آماده می نمود.

سلیمان از شیعیان علی بن ابی طالب و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بود و در جمیع جنگها در رکاب امیر المؤمنین علیه السلام حضور داشت . آخر الامر با لشکر ابن زیاد رو به رو شدند؛ و بعد از کشتن عدۀ زیادی از آنان و مبارزات و جانفشانی های فراوان ، سلیمان در سن 93 سالگی در عین الورد به شهادت رسید. از اصحاب سلیمان هم فقط 27 نفر که مجروح و خسته و تشنه بودند جان سالم به در بردند، و بقیه همه به شهادت رسیدند.

حصین بن نمیر ملعون – که در کربلا دلهای اهل بیت علیهم السلام را سوزاند- در عین الورد به دست ابراهیم پسر مالک اشتر کشته شد و به جهنم واصل گردید.

 

شهادت امام باقر علیه السلام

 

در این روز به روایتی شهادت امام باقر علیه السلام است

 

|+|

ششم ربیع الثانی

                                            مرگ هشام بن عبد الملک

 

روز چهار شنبه ششم ربیع الثانی سال 125 هجری در رصافه هشام بن عبد الملک از نیا رفت و به جهنم واصل شد .

اومردی احول و غلیظ و بد خو و بخیل بوده و حریص بود بر جمع مال ، دستور کشتن زید بن علی بن الحسین علیه السلام را صادر کرد و امام باقر و حضرت صادق علیهما السلام را به شام احضار کرد و جسارتهای فراوانی به آن حضرت نمود و آخرالامر امام باقر علیه السلام را به شهادت رساند . 19 سال و 9 ماه و ده روز خلافت کرد و در سن 53 سالگی به جهنم شتافت.

در زمان سفاح که قتل بی امیه آغاز شده بود و قبرهای آنها را هم نبش می کردند و آنچه میافتند می سوزاندند ، وقتی نوبت به قبر ولید رسید اثری در آن باقی نمانده بود و از عبد الملک قسمتی از جمجمه اش مانده بود. هنگامی که قبر هشام را شکافتند بدن او هنوز متلاشی نشده بود ، و لذا هشتاد تازیانه بر بدن او زدند و او را سوزانیدند و خاکسترش را به باد دادند.

بعضی گفته اند ظاهراً زدن هشتاد تازیانه به هشام به جهت حدّ قذف بوده که جسارت به مادر جناب زیدبن علی بن الحسین علیه السلام نمود.

 

|+|

Imam Mahdi

In the name of god

When he comes happiness rules over the world.

All the trees flowers and lords say hello to one an other happily .

They will celebrate NARCISSUS coming

I love that day and I m waiting for it.

I pray for him from the bottom of my heart.

Since I know  Imam Mahdi (peace beupon him ) has said:

Pray much for the ardent of faraj  this will bring comfort for you

So let s pray for him along with the entire universe.

Oh God !

Let Imam Mahdi(peace beupon him ) start his mission .

 

 

 یا مهدی

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 15:6 |

سفیانی کیست ؟

تلاش سفیانی برای مذهبی جلوه دادن جنبش خود

 

...بین حالت تدین و نصرانی بودن او در حالیکه صلیب به گردن دارد و از سرزمین غرب می آید ، اشکال میشود ،ولی ما آنچه را که از حالتهای سیاستمداران مزدور غرب سراغ داریم اشکال را بر طرف می سازد ، حتی برخی از آنها به گونه ای با مسیحیان زندگی می کنند که نمی توان بین آنها فرق گذارد ، آنچنان به آنان نزدیک می گردند که صلیب زرین به ساعت و یا به گردن خود می آویزند و به هنگام انجام مراسم در کلیساهای آنها حضور می یابند. تا اینکه او را به  جهت تظاهر به نماز و دیانت ، فرمانروای مسلمانان گردانند تا مسلمانان را با این ترفند که وی از خود آنهاست فریب دهد ، بلکه عبارت روایت قبل که «اهل فضل و دانش را می کشد ونابود می سازد وبرای نیل به مقاصد خود ، از آنها یاری میخواهد و هرکس سر باززند او را بقتل می رساند» حاکی از این است که وی به شدت خواستار این است که به جنبش و حکومت خود رنگ اسلامی و شرعی بدهد .

 


کینۀ سفیانی نسبت به اهل بیت و شیعیان

 

کینه توزی ، از بارزترین ویژگیهای سفیانی است که روایات مربوط به او از آن یاد می کند بلکه از ان روایات چنین بر می آید که نقش سیاسی او ایجاد فتنۀ مذهبی در میان مسلمانان و تحریک تسنّن علیه شیعیان تحت شعار یاری اهل سنت است . در حالیکه وی هوادار زمامداران کفر پیشه  غربی و یهودیان ومزدور آنهاست ،از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند :

«ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که بخاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم . ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خداوند دروغ گفت . ابوسفیان به جنگ پیامبر بر خاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابی طالب علیه السلام رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین به علی علیه السلام پرداخت و سفیانی به مصاف حضرت قائم (عج)بر میخیزد»

همچنین از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمودند :

«گویا من سفیانی (یا رفیق او )را می بینم که در زمینهای سر سبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا می دهد ، هر کس سر یه تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش اوست ،در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و می گوید این شخص از آنهاست ، گردن او را می زند و هزار درهم جایزه می گیرد، آگاه باشید که در ان روز ، فرمانروائی شما بدست حرام زادگان خواهد بود . و گویا هم اینک «شخص نقابدار» را می بینم. پرسیدند :شخص نقابدار کیست ؟ فرمودند : مردی است از شما که به خواسته شما سخن می گوید، نقاب می پوشد شما را گرد آورده و می شناسد اما شما او را نمی شناسید و مردان شما را یکایک با عیب جوئی بدنام میکند ، آگاه باشید او جز زنازاده ای نیست . »

و روایت دیگر وجود دارد که فرمودند :

« سواران سفیانی به جستجوی اهل خراسان می آیند و شیعیان آل پیامبر (ص) را در کوفه می کشند،آنگاه اهل خراسان در جستجوی حضرت مهدی (عج) بیرون می آیند.»

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 14:51 |

ربیع الاول

 

بیست و دوم ربیع الاول

جنگ بنی النضیر

در سال سوم هجرت غزوۀ بین النضیر واقع شد و یهودیان از مدینه بیرون رانده شدند .

بیست و سوم ربیع الاول

ورود حضرت معصومه به قم

 

در این روز در سال 201 هجری کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام به قم تشریف فرما شدند که 17 روز قبل از رحلت آن حضرت است .

آن حضرت با قدوم مبارک خود این شهر را متبرک گردانیدند ،و به خواست جناب موسی بن خزرج پسر سعد اشعری که از بزرگان قم بود، منزل او را منور نموده در آنجا نزول اجلال فرمودند. در همان مکان تشریف داشتند و زنهای قم مخصوصاً علویات به خدمت آن حضرت می رسیدند و از وجودآن حضرت استفاده می کردند تا بعد از 17 روز از دنیا رحلت فرمودند. عبادتگاه حضرت معروف به «ستّیه» در میدان میر قم معروف است .

 

بیست و پنجم ربیع الاول

جنگ دومة الجندل

 

در این روز در سال پنجم هجری در زمان پیامبر گرامی (ص) غزوۀ دومة الجندل اتفاق افتاد .

در اراضی «دومة الجندل» گروهی از اشرار همدست شده و به کاروانها حمله می کردند . پیامبر گرامی (ص) سبع بن عرفطه غفاری را روز 25 ربیع الاول در مدینه به جای خود قرار داد، و با هزار رزمجو بیرون آمدند تا به آن نواحی رسیدند . راهزنان چون متوجه آمدن آن حضرت شدند، فرار کردند. مسلمانان اموال آنان را برداشتند و در بیستم ربیع الثانی وارد مدینه شدند.

عبد الرحمن بن ابی لیلی می گوید: من با ابوموسی اشعری از دومة الجندل عبور می کردیم . ابوموسی به من گفت : زمانی که با پیامبر (ص) به دومة الجندل رسیدیم آن حضرت به من فرمود «دراین مکان دو تن از بنی اسرائیل حکم به جور کردند، و به زودی در میان امت من دو تن در این مکان به جور حکم می نمایند.»

راوی میگوید: ابوموسی و عمرو عاص برای حکمیت در صفین به دومة الجندل رفتند و میان علی بن ابی طالب علیه السلام ومعاویه ملعون حکم کردند. بعد از ماجرای حکمین ابوموسی را ملاقات کردم و به او گفتم « مگرتو نبودی که از پیامبر (ص) چنین حدیثی را نقل کردی »؟! گفت: «و الله المستعان »!!!

 

صلح امام حسن مجتبی علیه السلام

 

قرار داد امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه ملعون در 25 ربیع الاول بوده ، و بعضی در 26 این ماه نقل کرده اند که شامل موارد زیر بود .

  • به علی علیه السلام دشنام ندهند .
  • خون شیعیان محترم و محفوظ بماند ،و حقوقشان پایمال نگردد.
  • معاویه یک میلیون درهم بین یتیمان جنگ جمل و صفین تقسیم کند.
  • امام علیه السلام معاویه را امیر المؤمنین نخواند
  • معاویه باید بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) عمل کند .
  • معاویه پس از مرگ ، خلافت را به دیگری واگذار نکند .

معاویه این شرایط و شرایط دیگر مربوط به حفظ اسلام به ویژه شیعیان را پذیرفت و جنگ پایان یافت . اما آن ملعون به هیچیک از شروط این قرار داد عمل ننمود ، بلکه خلاف تمام آنها عمل کرد.

|+|

هفدهم ربیع

ولادت خاتم الانبیاء ختم الاوصیاء حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم

و همچنین فرزند بزرگوارشان امام جعفر صادق علیه السلام

را به محضر صاحب الامر و زمان حضرت مهدی ارواحنا و ارواح العالمین

و رهبر بزرگوار وشیعیان و محبین حضرت

تبریک عرض میکنم

یا مهدی

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  می فرمایند:

انتظار الفرج با لصبر عبادة

انتظار فرج همراه شکیبایی عبادت است

                                                                                                                                                

ولادت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم

 

به اتفاق علمای شیعه ، در این روز هنگام فجر روز جمعه در مکه معظمه ولادت با سعادت حضرت سید الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم واقع شده است . ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند.

نام آن حضرت را محمد (ص) و کنیۀ ایشان ابوالقاسم است . نام پدر بزرگوارشان حضرت عبد الله و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.

هنگام ولادت ، نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع می گشت. نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشان سرنگون شد ، و همۀ آنان در آن روز لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.

ملائکۀ مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام ولادت آن حضرت حضور یافتند،و رضوان خازن بهشت با حوریان نازل شدند، و ابریقها و تشت ها از طلا و نقره و زمرد بهشت حاضر کردند و برای حضرت آمنه شربتها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آبهای بهشت غسل دادند و به عطرهای فردوس معطر کردند.

معجزات ولادت  حضرت

در روز ولادت آن حضرت هر بتی که در هر جای عالم بود به رو در افتاد و چهارده کنگره از ایوان کسری فرو ریخت . دریاچۀ ساوه که آن را می پرستیدند خشک و بدل به نمکزار شد. در وادی ساوه که سالها بود کسی آب در آن ندیده بود آب جاری شد . آتشکدۀ فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد . علم کاهنان و سحر ساحران باطل گردید. و طاق کسری از میان به دونیم شد که تا امروز نمایان است .

هنگام ولادت آن حضرت این ندا را از آسمان شنیده شد : « جاءالحق و زهق الباطل ، ان الباطل کان زهوقاً »

خصوصیات حضرت

هرگز مگس بر بدن مبارک آن حضرت نمی نشست .هر گاه چشم مبارکشان خواب بود دلش بیدار بود ، و می دید و می شنید چنانکه در بیداری می دید و می شنید. حضرت از قفای خود چنان می دید که از پیش روی می دید.

بر هر حیوانی که سوار می شدند هرگز پیر و لاغر نمی شد . آن حضرت حماری به نام یعفور داشتند . هر زمان که فرمان می دادند فلان مرد را حاضر کن ، به در خانه اش می رفت و سر بر در می کوفت و به اشاره او را حاضر می ساخت.

از خصوصیات ولادت پیامبر گرامی (ص) آن بود که ختنه کرده و ناف بریده و پاک از آلایش خون و غیره متولد شدند.

هنگام ولادت رو به کعبه به سجده افتادند، و چون سر از سجده برداشتند دست به سوی آسمان بلند کردند و به وحدانیت خدا و رسالت خود اقرار نمودند، و سپس نوری از ایشان ساطع گردید که مشرق و مغرب عالم را روشن نمود.

معجزات حضرت

پیامبر گرامی (ص) معجزات بسیاری داشتند که از جمله آنها

·         مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران   

·         سخن گفتن آن حضرت با حیوانات .

·         آگاهی بر همۀ لغتها و قدرت بر سخن گفتن به همۀ آنها

·         مهر نبوت بر پشت مبارکشان جا گرفته بود و نور آن بر نور آفتاب زیادتی می کرد.

·         آب از میان انگشتان مبارکشان جاری شد، به قدری که جمع بسیاری سیراب شدند.

·         سنگریزه در دست مبارکشان تسبیح می گفت و مردم می شنیدند.

·         وجود مقدسشان در آفتاب سایه نداشت .

·         هر گاه آب دهان مبارک به چاهی می افکندند در آه چاه برکت به هم می رسید و پر از آب می شد . آب دهان مبارک را به هر صاحب دردی می مالیدند شفا می یافت

·         دست مبارک آن حضرت به هر طعامی می رسید با برکت می شد و از طعام کم جماعت کثیر را سیر می کردند .

·         هر گاه به زمین نرم راه می رفتند جای پایشان نمی ماند و هنگامی که بر سنگ سخت راه می رفتند اثر پای مبارکشان می ماند

·         و ...

روز ولادت حضرت روز شریف و با برکتی است که از قدیم الایام صالحین از آل محمد (ص) حرمت آن را نگه داشته اند،و حق این روز را ادا کرده و روزه گرفته اند . کسی که 17 ربیع الاول را روزه بگیرد خداوند متعال ثواب یک سال روزه را به او می دهد . در این روز صدقه دادن و زیارت مشاهد مشرفه و انجام خیرات و مسرور کردن اهل ایمان مستحب است  .

ولادت امام جعفر صادق علیه السلام

 

از امام صادق (ع) سوال شد که آیا حضرت مهدی (عج) به دنیا آمده است؟

حضرت جواب دادند

لا و لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی

( نه ولی اگر زمان او را درک می کردم در تمام روزهای زندگانیم در خدمت او می بودم)

 

 یا مهدی

 

در 17 ربیع الاول سال 83 هجری ولادت با سعادت امام جعفر صادق علیه السلام در مدینه منوره اتفاق افتاده است .

نام مبارک آن حضرت جعفر و کنیۀ ایشان ابوعبدالله و لقب نورانی حضرت صادق است . پدر بزرگوارشان امام محمد باقر علیه السلام و مادر گرامی آن حضرت جنام ام فروه است که امام صادق علیه السلام دربارۀ ایشان می فرمایند:      «مادرم از بانوان پرهیزکار و با ایمان و نیکو کار بود. »

امام صادق علیه السلام هفت پسر وسه دختر داشتند که عبارتند از امام موسی کاظم علیه السلام،اسماعیل ،عبدالله، محمد دیباج، اسحاق،علی عریضی ،عباس ،ام فروۀ ، اسماء ، فاطمه 

در شمایل آن حضرت گفته اند: آن حضرت میانه قد و افروخته رو و سفید بدن و کشیده بینی و موهای ایشان سیاه و مجعّد و بر گونه شان خال سیاهی بود. 

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 18:5 |

چهاردهم ربیع

مرگ یزید بن معاویه لعنت الله علیه

 

در سال 64 هجری درشب چهادرهم ربیع الاول یزید بن معاویة بن ابی سفیان در سن 39 سالگی یا 37 سالگی به درکات جحیم شتافت . اقوال دیگر در مرگ یزید دوازدهم و پانزدهم ماه است.

مادر یزید میسون دختر بجدل کلبی است . او کسی است که غلام پدر خود را بر خود متمکن ساخت وبه یزید ملعون بارور شد .از همین جاست که طبق فرمایش ائمه علیهم السلام قاتل امام حسین علیه السلام ولد الزناست که این کلام شامل شمر

 عمر سعد ، ابن زیاد و غیر آنها نیز می شود.

او شارب الخمر، قمار باز ، میمون باز، ناکح با محارم، صاحب اشعار کفرآمیز، و تارک الصلواة بود . او بود که واقعه جانسوز کربلا را به وجود آورد و امام حسین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند و امام زین العابدین علیه السلام و عمۀ سادات حضرت زینب علیها السلام و دیگر علویات و فاطمیات را با آن وضع در کوچه  و بازار به اسارت برد .

او بود که خانۀ خدا را خراب کرد و پردۀ کعبه را سوزانید . همچنین او بود که در واقعۀ حره در مدینه کشف ستر زنان مهاجر و انصار کرد، و سه روز مال و جان و ناموس مردم را بر سربازان خود حلال کرد. بعد از این ماجرا فرزندانی به هم رسیدند که پدر معینی نداشتند. بعد از آن قتل و غارتی در مدینه شد و حرمت حرم شریف نبوی هتک گردید و مردم را داخل حرم مطهر کشتند.

در علت مرگ او چند قول است : یکی اینکه به بلای ناگهانی هلاک شده است .شیخ صدوق می فرمایند: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند در حالیکه بدن او تغییر کرده مثل آنکه قیر مالیده شده باشد . بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دقن کردند .

احمد بن حنبل و جماعتی از اهل تسنن لعن یزید را تجویز کرده اند و عده ای از آنان معتقد به کفر یزید هستند و

ابن جوزی کتابی بر رد یزید نوشته است .

در این روز زیارت امام حسین علیه السلام مناسب است .

 

مرگ موسی خلیفۀ عباسی لعنت الله علیه

 

دراین روز و به قولی در 15 و 18 ربیع الاول موسی الهادی فرزند مهدی عباسی به درکات جحیم شتافت. در همان شب هارون خلیفه شد و مأمون نیز به دنیا آمد. خلافت موسی الهادی یه سال و سه ماه طول کشید و 25 یا 26 سال عمر کرد. او به قساوت قلب و قلت رحم و خشونت طبع و شرارت نفس مشهور بود .

سید بن طاوس درمهج الدعوات روایت میکند که موسی الهادی لشکر فرستاده حسین بن علی بن حسن مثنی بن امام حسن مجتبی علیه السلام صاحب فخ را با اصحابش شهید کرد، و سر او را با اسیران به نزد او آوردند،چون نظرش بر آن سر افتاد اشعاری خواند.

پس اسیران را یکی پس از دیگری می آوردند، و او بعد از سرزنش و توبیخ امر به قتل آنها می کرد. در یک روز جماعتی از اولاد امیر المؤمنین علیه السلام را به قتل رسانید و طالبیین را دشنام می داد تا رسید به نام مبارک امام موسی بن جعفر علیه السلام نسبت به آن حضرت بد گفت و فریاد کشید که حسین صاحب فخ خروج نکرد مگر به امر موسی بن جعفر علیه السلام چون او صاحب وصیت در این خانواده است . بخدا قسم او را به قتل می رسانم . خدا بکشد مرا اگر او را زنده بگذارم و خدا بکشد مرا اگر او را عفو کنم واگر نبود که سفاح و پدرم مهدی فضایل بسیار در حق جعفر بن محمد از کثرت علم و دین و فضلش برایم نقل کرده اند، هر آینه قبر او را می شکافتم و بدن او را به آتش     می سوزانیدم.

علی بن یقطین نامه ای از بغداد برای حضرت کاظم علیه السلام فرستاد و صورت حال را شرح داد. چون نامه به حضرت رسید، اهل بیت و شیعیان خود را خبر کردند و فرمودند: رأی شما در این باب چیست ؟

عرض کردند : صلاح این است که شما خود رااز این جبار ظالم پنهان دارید. حضرت فرمودند: اول نامه ای که از عراق بیاید متضمن خبر مرگ موسی الهادی است و چنان شد که آن حضرت خبر دادند.

 

|+|

دوازدهم ربیع

آغاز وجوب نماز

در سال اول هجرت در این روز نماز در حضر و سفر واجب شد .

 

ورود پیامبر گرامی (ص ) به مدینه

در غروب این روز پیامبر گرامی (ص) بعد از هجرت از مکه وارد مدینه طیبه شدند، و در قبا نزول اجلال فرمود و منتظر ماند تا امیر المؤمنین علیه السلام به ایشان ملحق شد ، و سپس وارد مدینه شدند. این درحالی بود که در 4 ربیع الاول پیامبر (ص) در مسیر هجرت از غار ثور بیرون آمده به طرف مدینه حرکت فرمودند.

 

مرگ معتصم عباسی

در پنجشنبه دوازدهم ربیع الاول سال 227 هجری دوساعت از شب گذشته ، معتصم عباسی در سامرا به هلاکت رسید. سبب مرگش آن شد که حجامت کرد و سپس تب کرد و همان تب به جهنم شتافت .

از بزرگترین جرائم او شهادت رساند امام جواد علیه السلام است .

مدت خلافت او 8 سال و 8 ماه و 8 روز بود و هشتم از خلفای بنی عباس بود. او 8 پسر و 8 دختر داشت و 8 قصر بناکرد. معتصم مردی ظالم بود و از علم و ادب و نوشتن بهره ای نداشت . او به سادات خصوصاً بزرگان آنها اذیت های بسیاری روا داشت ، و در دوران حکومتش علاقۀ زیادی به ساخت بنا داشت.

 

مرگ احمد بن حنبل

در این روز در سال 241 هجری احمد بن حنبل رئیس فرقۀ حنبلی ها در بغداد از دنیا رفت ، و در همان شهر دفن شد . جدّ او ذوالئدیه و رئیس خوارج نهراوان است ، که به دست امیر المؤمنین علیه السلام به درک فرستاده شد . بنابر قولی مرگ او در ربیع الثانی است .

 

|+|

دهم ربیع

ازدواج پیامبر گرامی علیه السلام با حضرت خدیجه علیها السلام

 

پیامبر گرامی (ص) 15 سال قبل از هجرت با حضرت خدیجه کبری علیها السلام ازدواج نمودند. از احادیث شیعه و اخبارعامه معلوم می شود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است . او از زنان قریش ، علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجاراتی که داشت به عقل و کیاست نیز مزیت داشت و در آن زمان ایشان را طاهره مبارکه، سید، نسوان و ملکۀ بطحاء می گفتند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر گرامی (ص) را می کشید و همیشه از علما علائم نبوت آن حضرت را جویا می شد.

هنگامی که خدمت پیامبر (ص)شرفیاب شدند، اول از مهر نبوت سؤال کردند و آن را زیارت کردند و اشعار فصیح ایشان در مدح رسول گرامی (ص) و کمال محبتش به آل عبدالمطلب مشهور است که کاشف از علم وادب و محبت ایشان است . در همان روزی که آن حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه (س) ایمان آوردند.

حضرت خدیجه علیها السلام از مال خویش ومیراثی که به ایشان رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می نمودند. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شدند به گونه ای ه هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت ایشان بودند و هر روز اموال ایشان زیادتر میشد. بر بام خانۀ ایشان قبّه ای از حریر سبز با طنابهای ابریشم با تمثالی چند بودکه این علامت جلالت آن مخدره بود.

افراد زیادی مانند عقبة بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هر یک چهار صد کنیز و غلام خدمتکار داشتند، و ابوجهل و ابوسفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند؛ ولی آن حضرت قبول نفرمودند. سرانجام خود ایشان پیشنهاد ازدواج به پیامبر (ص) را دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاصی انجام شد .

خداوند دو پسر به نامهای قاسم و عبد الله و چهار دختر به نامهای ام کلثوم، زینب،رقیه و فاطمه علیها السلام به آن بزرگوار عنایت فرمود.

حضرت خدیجه علیها السلام بیست و چهارسال و یک ماه با پیامبر گرامی (ص) زندگی کردند و تا آن حضرت زنده بودند پیامبر(ص) همسر دیگری اختیار نفرمودند.

مرگ داود بن علی حاکم ظالم مدینه

 

داود بن علی عموی سفاح در مدینه د ردهم ربیع الاول به دعای امام صادق علیه السلام به هلاکت رسید. داود بن علی فرمان داد معلی بن خنیس که ازاصحاب امام صادق علیه السلام بود شهید کردند.

مرگ مالک بن انس

 

در این روز در سال 179 هجری مالک بن انس اصبحی،رئیس فرقۀ مالکی از مذاهب اربعۀ اهل سنت از دنیا رفت و در بقیع دفن شد . از خصوصیات او اینکه مدت سه سال بعد از مرگ پدرش در شکم مادر بود و بعد از سه سال به دنیا آمد!!؟

اولین خلافت غاصبانه معاویه

 

در این روز معاویة بن ابی سفیان در سال 41 هجری خود را به خلافت نشاند، و از مردم بیعت گرفت و او اولین خلیفه بنی امیه بعد از عثمان بود.

 

|+|