تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم –پروردگارا ! همان سان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی- کار بنده و جایگزینت امام مهدی (ع) را نیز به سامان برسان - فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز – او را از جانب خیش، با روح القدس یاری کن –و فرشتگانی از پیش رو و پشت سر به نگهبانی بگمار - تا وجود وی را از هرگونه بدی پاس بدارند –او را به آرامش بدل کن ... او ترا می پرستت و هیچ شرک نمی ورزد – هیچ یک از آفریدگارنت را بر ولی ات چیره مساز –او را در پیکار با دشمنان و دشمنان خویش رخصت ده - مرا بر شمار یارانش آور که تو بر هر کاری توانایی . منتظران ظهور

منتظران ظهور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
حدیث حجةالوداع

یکی از مشروحترین و جامعترین احادیث ،حدیثی است که ابن عباس  از پیغمبر گرامی اسلام(ص)در داستان حجةالوداع نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما می آموزد و حاوی نکات فراوانی است، و به همین جهت تمام آنرا ذکر میکنم :

او میگوید: ما با پیامبر اسلام(ص)در «حجةالوداع»بودیم (حجةالوداع آخرین حجی است که پیامبر در سال آخر عمر خودبجاآوردند) حضرت حلقۀدر خانۀ کعبه را گرفت و رو به ما کرده فرمود: آیاشمارا از «اشراط الساعة»آگاه کنم؟- و سلمان در آنروز از همه به پیامبر گرامی (ص)نزدیکتر بود – عرض کردآری ای رسول خدا(ص).

فرمود:از نشانه های قیامت تضییع نماز،پیروی از شهوات،تمایل به هواپرستی، گرامی داشتن ثروتمندان، فروختن دین به دنیا است، و در این هنگام است که قلب مؤمن در درونش آب میشود،آنچنان که نمک در آّب  از این همه زشتیها که می بیند و توانائی بر تغییر آن ندارد.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن زمان زمامدارانی ظالم ،وزرائی فاسق،کارشناسانی ستمگر،و امنائی خائن بر مردم حکومت میکنند .

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام زشتیها زیبا،و زیبائیها زشت میشود،امانت به خیانتکارسپرده میشود،و امانتدار خیانت میکند،دروغگورا تصدیق میکنندوراستگو را تکذیب!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!در آن روزحکومت به دست زنان،ومشورت بابردگان خواهد بود ،کودکان برمنابر می نشینند،و دروغ،ظرافت،زکات،غرامت،و بیت المال ،غنیمت محسوب میشود!.مردم به پدر و مادربدی میکنند،و به دوستانشان نیکی،و ستارۀدنباله دار در آسمان ظاهرمیشود.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان زن با شوهرش شریک تجارت میشود(و هر دو تمام تلاش خود را در بیرون خانه و برای ثروت اندوزی به کار میگیرند)باران کم و صاحبان کرم خسیس،و تهی دستان حقیرشمرده میشوند. در آن هنگام بازارهابه یکدیگر نزدیک می گردد،یکی میگوید چیزی نفروختم و دیگری میگویدسودی نبردم،و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگار می گشایند!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!در آن زمان اقوامی به حکومت می رسندکه اگر مردم سخن بگویندآنها را میکشند،و اگرسکوت کنند همه چیزشان را مباح می شمرند،اموال آنها را غارت میکنندو احترامشان را پایمال و خونهایشان را میریزند،و دلها را پر از عداوت و وحشت میکنند،وهمۀمردم را ترسان و خائف و مرعوب می بینی!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام چیزی از مشرق چیزی از مغرب می آورند (قوانینی از شرق و قوانینی از غرب)وامت من متلون می گردد!وای در آن روزبر ضعفای امت ازآنها ،ووای بر آنها از عذاب الهی ، نه برصغیر رحم میکنند، نه احترام به کبیر می گذارند،ونه گنهکاری را می بخشند،بدنهایشان همچون آدمیان ا ست اما قلوبشان قلوب شیاطین!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان مردان به مردان قناعت میکنند،و زنان به زنان،و بر سر پسران به رقابت بر میخیزند همانگونه که برای دختران در خانواده هایشان!مردان،خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان می کنند،و زنان بر زین سوار میشوند(و به خودنمایی می پردازند)بر آنها لعنت خدا باد !

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان به تزیی مساجد می پردازند،آن چنان که معابد یهودو نصارارا تزیین میکنند،قرآنها را می آرایند(بی آنکه به محتوای آن عمل کنند)مناره های مساجد طولانی ،و صفوف نمازگزارن فراوان،امادلها نسبت به یکدیگر دشمن و زبانها مختلف است!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان پسران امت مرا با طلا تزئین میکنند،و لباسهای ابریشمین حریر و دیباج می پوشند،و از پوستهای پلنگ برای خود لباس تهیه میکنند!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان زناآشکار می گردد،معاملات با غیبت و رشوه انجام می گیرد،دین را فرو می نهندو دنیا را بر می دارند.طلاق فزونی میگیرد،و حدی برای خدا اجرا نمیشود، اما با این حال به خدا ضرر نمی زنند .در آن هنگام زنان خواننده ،و آلات لهو و نوازند گی آشکار میشود،و اشرار امتم به دنبال آن میروند.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام اغنیای امتم برای تفریح به حج می روند،و طبقۀ متوسط برای تجارت، و فقرای آنها برای ریا و تظاهر!در آن زمان اقوامی پیدا می شوند که قرآن رابرای غیر خدا فرا میگیرند،و با آن همچون آلات لهو رفتار میکنند،و اقوامی روی کار می آیند که برای غیر خدا علم دین فرا میگیرند، فرزندان نا مشروع فراوان میشود،و قرآن را به صورت غنامیخوانند،وبرای دنیا بر یکدیگر سبقت میگیرند .

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!این در زمانی است که پرده های حرمت دریده میشود ،گناه فراوان ،بدان برنیکان مسلط می گردند،دروغ زیاد میشود، لجاجت آشکار،و فقر فزونی میگرد،و مردم با انواع لباسهابریکدیگر فخر میفروشند. بارنهای بی موقع می بارد،قمار و آلات موسیقی را جالب می شمرند، و امر به معروف و نهی از منکر را زشت مدانند.

به گونه ای که مؤمن در آن زمان از همۀامت خوارتر است قاریان قرآن و عبادت کنندگان پیوسته به یکدیگر بدگوئی می کنند، و آنها را در ملکوت آسمانها افرادی پلید و آلوده میخوانند.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام ثروتمند رحمی بر فقیر نمیکند،تا آنچاکه نیازمندی در میان جمعیت با پا می خیزد و اظهار حاجت میکند،و هیچکس چیزی در دست او نمی نهد !

سلمان گفت آیا این امر شدنی است ای رسول خدا !؟

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام«روبیضة» سخن میگوید!

سلمان عرض کرد : پدر و مادر فدایت باد ای رسول خدا!روبیضة چیست ؟

فرمود: کسی دربارۀ محروم سخن میگوید که هرگز سخن نمی گفت(کسی اظهار نظر میکند که مجال اظهار نظر به او نمی دادند).

در این هنگام طولی نمی کشد که فریادی از زمین بر می خیزد ،آنچنان که هر گروهی خیال میکنند این فریاد در منطقۀ آنهاست.

باز مدتی که خدا میخواهد به همان حال می مانند، سپس در این مدت زمین را می شکافند و زمین پاره های دل خود را بیرون می افکند ، فرمود منظورم طلا و نقره است ، سپس به ستونهای مسجد با دست مبارکش اشاره کردو گفت :همانند اینها !و در آن روز دیگر طلا و نقره ای به درد نمی خورد و فرمان الهی فرا می رسد.

 


تفسر «علی بن ابراهیم »مطابق نقل «نورالثقلین »و «تفسر صافی » و «تفسر نمونه»

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 8:17 |

جمادی الاولی

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

 

طوبی لشیعة قائمناالمنتظرین لظهوره في غیبته و المطیعین له ظهوره اولئک أولیاءالله الذین لا خوف علیهم و لاهم یحزنون

مژده به شیعیان قائم (عج) ما،که در غیبتش منتظر ظهوراوهستندودرظهورش ازآن حضرت پیروی کنند،آنان اولیای خداوند هستند و هرگز ترس و اندوهی نخواهندداشت.

                                                                                        

                                                                                   امام صادق علیه السلام – إلزام الناصب 57

جدول جمادی الاولی

 

5 چمادی الاولی

ولادت حضرت زینب علیها السلام

6 جمادی الاولی

جنگ موته

10 جمادی الاولی

جنگ جمل – تحویل پیراهن امام حسین علیه السلام به حضرت زینب علیها السلام

13 جمادی الاولی

شهادت حضرت زهرا علیها السلام

27جمادی الاولی

وفات جناب عبدالمطلب

29 جمادی الاولی

وفات محمدبن عثمان عمری

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:1 |

17 و 29 جمادی

17 جمادی الاولی

وفات جناب عبدالمطلب علیه السلام

 

در هشتمین سال ولادت پیامبرگرامی (ص) حضرت عبدالمطلب از دنیا رفت.لازم به ذکر است که بنابر فرمایش علامۀ مجلسی درمرآة العقول، 8 سال و 2 ماه و 10 روز از سن مبارک رسول الله (ص) گذشته بود که عبدالمطلب علیه السلام از دینا رفت.اگرسال فمری باشد روز رحلت 27جمادی الاولی است و اگر مراد سال شمسی باشد تفریباً 27 شعبان میشود. قول دیگر در وفات آن حضرت روز دهم ربیع الاول است.

 


29 جمادی الاولی

وفات محمدبن عثمان عمری

 

وفات دومین نائب امام عصر صلوات ا لله علیه ، جناب ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعد عمر علیه الرحمه در چنین روزی واقع شده است .

 

|+|

10جمادی الاولی

1- جنگ جمل

 

درسال 36هجری در چنین روزی ، جنگ جمل اتفاق افتاد و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند کریم بر امیر المؤمنین علیه السلام واقع شد.کفعمی 15این ماه را روز جنگ جمل میداند.

ابتدای این واقعه از آنجا شروع شد که بعد از بیعت مردم با امیر المؤمنین علیه السلام طلحه و زبیر به بهانۀ عمره از مدینه خارج شدند و به عایشه پیوستند. عبد الله بن عامر که قبلاً عامل عثمان در بصره بود و از طرف امیر المؤمنین علیه السلام عزل شده بود،به مکه آمد و شتری که دویست دینار خریده بود برای عایشه آورد و به طرف بصره حرکت کردند تا به این شهر رسیدند. پس از ورود، به خانۀ عثمان بن حنیف عامل امیرالمؤمنین علیه السلام ریختند و او را اسیر کردند و بسیار کتک زدند.

امیر المؤمنین علیه السلام برای مقابله با آنها به طرف بصره حرکت فرمودند. دراین جنگ همراه امیرالمؤمنین علیه السلام امام حسن و امام حسین و همچنین محمد حنفیه و عبد الله بن حعفر و اولاد عقیل و عده ای از جوانان بنی هاشم همراه با عمار و ابوایوب انصاری وعده ای از مهاجر و انصار بودند 80 نفر از اصحاب بدر ، 250 نفر از کسانی که با پیامبر گرامی (ص) در بیعت شجره شرکت کرده بودند و 1500 نفر از سایر اصحاب پیامبر (ص) شرکت کردند.

مسلم مجاشعی را همراه با قرآنی فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند، ولی آنها مسلم را هدف تیر ساختند و شهید کردند.بعد ازموعظه های عمار وفرمایشات امیرالمؤمنین علیه  السلام دردهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود  ادامه دادند و امیرالمؤمنین علیه السلام در مقابل مقابله با آنها بر آمدند. در این جنگ از لشکر امیرالمؤمنین علیه السلام که 20 هزار مرد جنگی بودند پنج هزار نفر شهید شدند، و از لشکر عایشه که 30 هزار نفر بودند 13000نفرکشته شدند.

آخر الامر که پیروزی نصیب لشکر امیرالمؤمنین علیه السلام شد، حضرت کنار هودج عایشه آمدندو فرمودند:«ای حمیرا،پیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیی؟آیا توراامرنفرمود که در خانۀ خود بنشینی و بیرون نیایی؟بخداسوگند،انصاف ندادندآنانکه زنهای خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بیرون آوردند.»محمدبن ابی بکر خواهرش را ازهودج بیرون کشید . امیرالمؤمنین علیه السلام دستور داد او را به خانۀ صفیه دختر حارث بن ابی طلحه ببرند و بعد او را به مکه و از مکه به مدینه فرستاد. در این جنگ زیدبن صوحان که از بزرگان لشکر و شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام بودشهید شد و آن حضرت بالای سرش آمده فرمودند:«ای زید ،خدا رحمتت کند که تعلقات دنیوی تو اندک بود، و امداد تو در دین بسیار بود. »

 

2- تحویل پیراهن امام حسین علیه السلام به حضرت زینب علیها السلام

 

در این روز حضرت زهراعلیهاالسلام پیراهن ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام را به زینب کبری علیها السلام دادند و فرمودند:«هنگامی که برادرت حسین علیه السلام این پیراهن را از تو خواست بدانکه ساعتی بیشتر مهمان تو نیست، و سپس به بدترین حالات به دست اولاد زنا کشته میشود.» این ماجرا سه روز قبل از شهادت حضرت زهراعلیها السلام بود.

 

|+|

13 جمادی الاولی

 

قد عزّ علیّ مفارقتک و تفقدک، إلّا أنّه أمرٌ منه . و الله جدّدت عليّ مصیبة رسول الله ، فإنّا لله إلیه راجعون .

[حضرت علی علیه السلام در وداع با حضرت زهرا علیها السلام فرمودند:] جدایی ازتو ازدست دادنت بر من بس گران است، ولی از مرگ گریزی نیست، به خدا سوگند که با مرگت اندوه رحلت رسول الله (ص)را دوباره برمن زنده کردی، ماهمه ازخداییم و به سوی او باز میگردیم

                                                                                                       امام علی علیه السلام – البحار 43/19

 

یا زهرا

 

شهادت حضرت زهرا علیها السلام

 

شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت ام الائمه النجباءصدیقه کبری فاطمه زهرا علیها السلام در مدینه 75 روز پس از رحلت پیامبر گرامی (ص) واقع شده است . اقوال دیگر دربارۀ شهادت حضرت در سوم جمادی الثانیه خواهد آمد .

درشب چهادرهم ،امیرالمؤمنین علیه السلام به همراه جمعی قلیل از گلهای سر سبد اصحاب ، بدن مطهر صدیقه کبری علیها السلام را به خاک سپردند.

به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت فاطمه علیهاالسلام 75 روز بعد از پیامبر گرامی (ص) زنده بود.بنابرمشهورکه وفات آن حضرت در 28 صفرباشد، شهادت حضرت صدیقه علیهاالسلامدر 13یا 14 یا 15 جمادی الاولی میشود در این سه روز زیارت آن حضرت مناسب است.

 

|+|

6جمادی الاولی

 

جنگ موته

 

در سال هفتم هجرت در چنین روزی جنگ موته به وقوع پیوست . تعداد مسلمین در این جنگ سه هزار نفر و تعدادکفار صد هزا نفر بود.

این جنگ از آنجا آغاز شد که حارث بن امیر ازدی که حامل نامه ای از پیامبر (ص) به قیصر روم بود، در زمینهای موته به دستور شرحبیل بن عمرو سردار لشکر روم دستگیر شد و دستهای او را بستند و گردنش را زدند. پیامبر(ص) از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدند و لشکری به موته روانه فرمودند.

در این جنگ پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین علیه السلام حضور نداشتند و آن حضرت سه امیر به تربیب بر لشکر قرار دادند و فرمودند:«هر یک شهید شدند دیگری امیر لشکر باشد . جعفربن ابی طالب ،زیدبن حارثه ، عبد الله بن رواحه ».

 

شهادت سه فرمانده

 

هر سه این بزرگواران شهید شدند. اول جناب جعفر بن میدان آمد و بعد از مبارزه دلیرانه ای دو دست آن حضرت را قطع کردند، و با اینکه جراحتهای زیادی بر بدن جناب جعفر واردشده بود، اما بواسطة هیبت و شجاعتهای آن حضرت در میدان، کسی جرأت  جدا کردن سر آن حضرت را نمی کرد. لذا دشمن دفعةً حمله کرد و بدن آن حضرت را با نیزه از زمین بلند کردند . در همان لحظه پیامبر(ص) در مدینه بر فراز منبر تشریف داشتند و ماجرا را برای مردم بیان می فرمودند. ناگهان صورت مبارک را به طرف آسمان بلند کردند و در حق جعفر دعا فرمودندو خداوند دو بال به آن بزرگوار عنایت فرمود که با ملائکه در بهشت پرواز می کند.

پس از شهادت هر سه امیر تعیین شده از طرف پیامبر(ص) را در یک قبر دفن کردند. از خبر شهادت جناب جعفر، پیامبر گرامی (ص) بسیار گریستند و دستور دادند تا سه روز غذا به منزل جعفر ببرند.

 

سوابق جعفربن ابی طالب

 

اولین مردی که بعد از علی بن ابی طالب علیه السلام به امر جناب ابوطالب علیه السلام پشت سر پیامبر (ص) نماز خواند، جناب جعفر بود. او از برادرش امیرالمؤمنین علیه السلام ده سال بزرگتر بود.

در حبشه هنگامی که عمرو عاص و دیگران قصد داشتند نجاشی را راضی کنند که جعفر و همراهانش را تحویل دهد، او آیاتی از کتاب الهی تلاوت نمود که نجاشی و اطرافیانش گریستند. عمروعاص چندین بار خواست جعفر و مسلمانان را نزد نجاشی افراد نادرست جلوه دهد ولی نتیجه بر عکس شد و احترام آنها نیز نزد نجاشی بیشر شد . مخصوصاً زمانی که آیات در رابطه با حضرت عیسی علیه السلام قرائت شد .

آخر الامر عمرو عاص غذایی مسموم تهیه کرد و برای جعفر فرستاد که آن حضرت را شهید کند، ولی گربه ای آمد و از آن غذا مختصری خورد و بقِیۀ غذا ریخت و آن گربه هم مرد،و توطئه عمرو عاص فاش شد .

در روز فتح خیبر،جعفر به همراه همسرش و دیگر مسلمانان به مدینه آمدند،وپیامبر(ص) از آمدن آنان بسیار خوشحال شدند و فرمودند:«نمی دانم به کدام خوشحال تر باشم :فتح خیبر یا به آمدن جعفر»؟!

 

|+|

5 جمادی الاولی

ولادت حضرت زینب علیهاالسلام

 

ولادت با سعادت حضرت زینب علیها لسلام در مدینۀ طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است. اقوال دیگر در ولادت آن حضرت عبارت است از5جمادی الاولی سال 6 هجری اوایل سال 6هجری ماه رمضان سال 6هجری دهۀ آخر ربیع الثانی درسال 5 یا 6 یا 7 هجری.

پدربزرگوار آن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و مادر گرامیشان حضرت صدیقۀ طاهر فاطمه الزهراءعلیها السلام است. همسر آن حضرت جناب عبدالله بن جعفربن ابی طالب و فرزندان آن حضرت، علی،عون،عباس،محمد وامّ الکثوم هستند که عون و محمد در کربلا شهید شدند.

کنیۀ آن مخدره ام کلثوم ،ام عبدالله و ام الحسن است ، ولی کنیه های خاص حضرت ام المصائب ، ام الرزایا و ام النوائب است.

القاب آن مخدره بسیاراست، و آن جمله :عقیلۀ بنی هاشم ، عقیلة الطالبین ،صدیقه صغری (اشاره به مادرشان که صدیقه کبری است وپدرشان که صدیق اکبر است)،عصمت صغری،ولیة الله، الراضیة بالقدر و القضاء ، صابرة البلوی من غیر جزع ولاشکوی ، امینة الله عالمة غیر معلمة،فهمةغیرمفهّمة ، محبوبة المصطفی ، ثانیة الزهراءعلیها السلام الشریفة.

از نسل علی فرزند حضرت زینب علیها السلام که معروف به زینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده اند که سیوطی رسالۀ زینبیه را دربارۀ آنها تألیف کرده است .

 

 

یا زینب کبری

 

ماجرای ولادت حضرت

 

هنگام ولادت آن حضرت، پیامبر(ص)درسفر بودند. امیرالمؤمنین علیه السلام برای نامگذاری این مولود فرمودند:«بر پیامبر (ص) سبقت نمیگیرم» تا آنکه حضرت آمدندو منتظر وحی شدند. جبرئیل نازل شد و عرض کرد:خداوند سلام می رساند و می فرماید :«این دختر را زینب نام بگذار، چه اینکه این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.»

پیامبر گرامی (ص) حضرت زینب علیها السلام را طلب کرده بوسیدند و فرمودند:«وصیت می کنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطر من پاس بدارید، که همانا وی به خدیجه کبری علیها السلام مانند است. »سکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبری علیهاالسلام و عصمت و حیائش را به فاطمه زهراء علیهاالسلام و فصاحت و بلاغتش را به علی مرتضی علیه السلام و حلم و بردباریش را به حسن مجتبی علیه السلام وشجاعت و قوت قلبش را حضرت سیدالشهداء علیه السلام همانند نموده اند.

ابن حجر در اصابة و ابن اثیر در اٌسد الغابه در حالات آن حضرت نوشته اند : در مجلس یزید لعنت الله علیه حضرت زینب علیها السلام کلماتی فرمودند که دلالت بر قوت قلب آن حضرت دارد. آن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بوده و بین جمال و جلال ، سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرد. شبها در عبادت و روزها روزه و ایشان به اهل تقوی معروف بودند.

 

|+|

قتل شیطان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و اظهر کلمتک التّامّة و مغیّبک فی ارضک

الخائف المترقّب ، اللهم نصره نصراً عزیزاً و فتح  له فتحاً یسیراً

 

>> قتل شیطان رجیم <<

 

در بحار از کتاب «الانوار المضیئه» ضمن حدیث مرفوعی از اسحاق بن عمار آورده که گفت : از آن حضرت پرسیدم :این که خداوند به شیطان تا وقت معلوم مهلت داد و درکتاب خود فرموده:

«فإنّک من المنظرین إلی یوم الوقت المعلوم»

البته تواز مهلت یافتگانی تا روز هنگام معیّن

سوره حجر ،آیه37/38 –سوره ص آیه 80/81

آن روز چه وقت است ؟

فرمودند:وقت معلوم روز قیام قائم آل محمد علیه السلام است،هرگاه خداوند او را بر انگیزد در مسجد کوفه باشد که ابلیس با خواری و زبونی می آید و می گوید : ای وای از این روزگار! آنگاه از پیشانی اش گرفته و گردنش زده می شود. آن هنگام روز وقت معلوم است که مهلت او به پایان می رسد.

                                                                                                  بحارالانوار 52/376       

یا مهدی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 10:39 |

امام مهدی

نشانه های ظهور امام مهدی «عج»

در شب معراج چنین به پیامبر وحی رسید که:

 

1-هرگاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی به جای آن بنشیند و قرائت قرآن زیاد اما عمل به آن کم شود.

2- قتل و کشتار زیاد شود.

3- فقها و هدایت کنندگان واقعی کم شوند.

4- علمای فاسق و خیانتکار زیاد شوند.

5-شعراء زیاد شوند.

6- قبرستانها را مساجد قرار دهند.

7- قرآن ها را زینت کنند.

8- مساجد را مجلل بسازند.

9- جور و فساد زیاد شود.

10-منکرات ظاهر شوند.

11-نهی از معروف کنند.

12-مردها به مردها اکتفا کنند.

13-زنان به زنان قناعت کنند.

14- زمامداران کافر شوند.

15- دوستان حکمرانان گنهکار باشند.

16- یاوران آنها ستمگر باشند.

17- صاحبان رای و نظر از آنان فاسقان باشند.

18-سه خسف«فرو رفتگی»در زمین ایجاد شود.«1-خسف در مشرق2-خسف در مغرب3-خسف در جزیرالعرب»

19-خراب شدن بصره به دست یکی از ذراری پیامبر به نام سید که زنگیها دنبالش را بگیرند.

20-قیام مردی از اولاد امام حسین«ع»

21- ظهور دجال و قیامش از سجستان

22- خروج سفیانی.

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 8:40 |

سفیانی کیست ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 

أفضل الزّهد فی الدّنیا ذکر الموت ، و أفضل العبادة التّفکر، فمن أثقله ذکر الموت وجد قبره روضةً من ریاض الجنّة .

بهترین زهد به دنیا، یاد مرگ است و برترین عبادت اندیشیدن است. پس هر که یاد مرگ وجودش را پرکند گور خود را باغی از باغهای بهشت بیابد.                                                                                                       

                                                                      پیامبر گرامی اسلام (ص) – جامع الاخبار473


درفش سرخ سفیانی

 

برخی ازروایات این مطلب رایاد نموده است،مانند روایتی که ازبحارازامیرالمؤمنان علیه السلام ضمن روایتی طولانی نقل شده است :

«وآن را نشانه ها وعلامتهایی است و خروج سفیانی با درفش سرخ همراه است و فرماندۀ ان مردی از قبیلۀ بنی کلب است.»

این پرچم سرخ رمز برتری جوئی وسیاست خون آشامی وی می باشد .

 

آیا سفیانی یکی است یا چند تن ؟

 

بی تردید سفیانی وعده داده شده که روایات موجود در منابع شیعه و سنی بر آن دلالت دارد، یه نفر است اما در برخی از روایات همچون نسخۀ خطی ابن حماد و غیر آن سخن از دوسفیانی میان آمده است،سفیانی اول و سفیانی دوم و گاهی از بعضی روایات استفاده میشود که آنها سه تن هستند. اما انکه مورد نکوهش قرارا گرفته و دست به شرارت و کارهای آنچنانی می زند، همان سفیانی دوم است، زیرا سفیانی اول پس از استیلا بر سرزمین شام و جنگ قرقیسیا، در جنگ عراق در برابر سپاه ایرانیان ویاران درفش های سیاه شکست میخورد و در اثر زخمی که بر او وارد میشود در راه بازگشت به شام به هلاکت می رسد وسفیانی دوم را جانشین خود قرار میدهد تا مأموریت مهم او را ادامه دهد .

چنانچه این روایات صحیح باشد ، سفیانی اول، فرمانروای نابکاری است که زمینه ساز سفیانی اصلی وعده داده شده است ، همچنان که یمنی و خراسانی ها یاران درفش ها سیاه زمینه ساز نهضت حضرت مهدی (عج) می باشند . ابن حماد گوید ولید گفت :

«سفیانی روی می آورد و جنگ بی هاشم وهر کس از یاران درفش های سه گانه به غیر آنان که با اوبستیز می پردازند وبر همۀ آنها چیره می شود . آنگاه روانه کوفه میشود و بنی هاشم بسوی عراق مهاجرت می کنند، سپس سفیانی در بازگشت از کوفه در نزدیکی شام به هلاکت می رسد ومرد دیگری از فرزندان ابوسفیان را جانشین خود می سازد که غلبه با اوست وبر مردم چیره می شود و سفیانی خورد نظر ، همین است »

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 9:37 |