تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم –پروردگارا ! همان سان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی- کار بنده و جایگزینت امام مهدی (ع) را نیز به سامان برسان - فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز – او را از جانب خیش، با روح القدس یاری کن –و فرشتگانی از پیش رو و پشت سر به نگهبانی بگمار - تا وجود وی را از هرگونه بدی پاس بدارند –او را به آرامش بدل کن ... او ترا می پرستت و هیچ شرک نمی ورزد – هیچ یک از آفریدگارنت را بر ولی ات چیره مساز –او را در پیکار با دشمنان و دشمنان خویش رخصت ده - مرا بر شمار یارانش آور که تو بر هر کاری توانایی . منتظران ظهور

منتظران ظهور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
تقویم ماه رجب

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

أفضل الزّهد فی الدّنیا ذکر الموت ، و أفضل العبادة التّفکر، فمن أثقله ذکر الموت

وجد قبره روضةً من ریاض الجنّة .

بهترین زهد به دنیا، یاد مرگ است و برترین عبادت اندیشیدن است. پس هر که یاد مرگ وجودش را پرکند گور خود را باغی از باغهای بهشت بیابد.

                                                                                                         پیامبر گرامی اسلام (ص) – جامع الاخبار473

 

ماه رجب بسیار پر خاطره و بیاد ماندنی است . ایام ولادت امامان علیهم السلام و بعثت پیامبر گرامی (ص) از یک سو ، و مرگ چند تن از دشمنان معروف اهل بیت علیهم السلام از سوی دیگر ، خبرهای خوشی است که این ماه را قرین سرور ساخته است . شهادت معصومین علیهم السلام و چند نفر از یاران با وفای ایشان نیز روزهای حزن آل محمد علیهم السلام در این ماه است .

تقویم ماه رجب

 

1 رجب

زیارت امام حسین علیه السلام –ولادت امام باقر علیه السلام

2 رجب

ولادت امام علی النقی علیه السلام

3 رجب

شهادت امام هادی علیه السلام

10 رجب

ولادت امام جواد علیه السلام – ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

12 رجب

مرگ معاویه – ورود امیر المؤمنین علیه السلام به کوفه

13 رجب

ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام

14 رجب

مرگ معتمد عباسی لعنت الله علیه

15 رجب

زیارت امام حسین علیه السلام – وفات حضرت زینب علیها السلام

 تغییر قبله – خروج از شعب ابی طالب (ع)-شهادت امام صادق علیه السلام

16 رجب

خروج فاطمه بنت اسد علیها السلام از کعبه

17 رجب

مرگ مأمون  لعنت الله علیه

18 رجب

وفات ابراهیم فرزند پیامبر گرامی (ص) – شهادت حضرت زهراء(س)

اول خلافت شوم یزید

22 رجب

فرار ابوبکر در جنگ خیبر

23 رجب

حمله به امام حسن مجتبی علیه السلام در مدائن – مسموم شدن موسی بن جعفر علیه السلام - فرار عمر در جنگ خیبر

24 رجب

فتح خیبر به دست امیر المؤمنین علیه السلام – بازگشت جعفر طیار از حبشه

25 رجب

شهادت موسی بن جعفر علیه السلام

26 رجب

وفات حضرت ابوطالب علیه السلام

27 رجب

بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص)

28 رجب

خروج امام حسین علیه السلام از مدینه به سوی مکه

 اولین اقامۀ نماز در اسلام

29 رجب

مرگ ابو حنیفه – مرگ شافعی

تتمۀ رچب

هجرت مسلمانان به حبشه – غزوۀ نخله – وفات نجاشی پادشاه حبشه

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 10:3 |

16 /17 /18 رجب
۱۶ رجب

- خروج فاطمه بنت اسد علیها السلام از کعبه

در ابتدای این روز حضرت فاطمه بنت اسد (س) با فرزندش امیرالمؤمنین علیه السلام از کعبه خارج شدند. ( بحار : ج 35 ص 8 )

۱۷ رجب

- مرگ مأمون لعنت الله علیه

روز پنج شنبه 17 رجب سال 218 هجری یا به قولی 8 رجب یا 9 رجب یا 18 رجب مأمون لعنت الله علیه در سن 48 سالگی به ا جدادش پیوست . مدت خلافت او 21 سال بود .

( تتمة المنتهی : ص 297 . وقایع الایام : ج 1 ص 104 – توضیح المقاصد : ص 17- تاریخ الخلفاء : ص 313 – نفائح العلام ص 409 – فیض العلام : ص 312 - )

۱۸ رجب

1- وفات ابراهیم فرزند پیامبر گرامی (ص)

در سال 10 هجری ابراهیم فرزند پیامبر (ص) از دنیا رفت . مادر این بزرگوار مارِِیۀ قبطیه بود . سن ابراهیم هنگام وفات به قولی 18 ماه و چند روز ، و به وقولی یک سال و ده ماه و هشت روز بود . ( منتخب التواریخ : ص 76 – قلائد النحور : ج رجب ص 185/186 – بحار : ج 22 ص 152 )

 

2- شهادت حضرت زهراء علیها السلام

شهادت حضرت زهراء علیها السلام به نقل ابن عیاش در این روز است .

( مصباح المتهجد ص 748 زاد المعاد ص 35)

 

3- اول خلافت شوم یزید

در این روز یزید ملعون خلافت غصب شده را در دست گرفت. سه روز بعد از مرگ معاویه و دفن او در 15 رجب،یزید به دمشق آمد و کنار قبر او رفت و گریست . بعد از آن به کاخ رفت و تا سه روز بیرون نیامد . سپس در روز 21 رجب به مسجد آمد و به منبر رفت و خطبه خواند.

(وقایع الایام : ج1ص208 )

 

|+|

14 و 15 رجب
۱۴ رجب
 

- مرگ معتمد عباسی لعنت الله علیه

در این روز در سال 279 هجری المعتمد علی الله احمد بن متوکل ملقب به معتمد به جهنم واصل شد . علت مرگ او این بود که در کنار نهری در حال عیش و نوش بود و در اثر نوشیدن زیاد شراب یا زهری که توسط پسر برادرش در شراب او ریخته بودند، شکمش ترکید . به قول دیگر او  در 10 رجب به درک واصل شده .

معتمد در 23 سال خلافتش لذت و ملاهی را اختیار کرده بود و امورات مملکت به دست برادرش احمد موفق بود . بعد از او پسرش احمد معتضد کارهای پدر را انجام می داد تا عمویش معتمد را از سر راه برداشت و خود به خلافت رسید .

از کبائر چرائم اعمال معتمد، مسموم کردن آقا و  مولایمان حضرت امام حسن عسکری (ع) است. شیخ صدوق می فرماید : معتمد چندین بار امام عسکری علیه السلام را حبس کرد

(قلائد النحور : ج رجب ص 142 – تتمة المنتهی : ص 360 )

 

۱۵ رجب

1- زیارت امام حسین علیه السلام

در شب 15 رجب و روز آن زیارت امام حسین علیه السلام و همچنین زیارت مشاهد مشرفۀ معصومین علیهم السلام مستحب است .

 (فیض العلام :ص 307/308 – مصابع المتهجد : ص 741 – قلائد النحور : ج رجب / ص 145 – مصباح کفعمی : ج 2 ص 599 – مسار الشیعة : ص 35)

 

2- وفات حضرت زینب علیها السلام

وفات مظلومانه و غریبانۀ ام المصائب حضرت فاطمه صغری عقیلۀ بنی هاشم زینب کبری علیها السلام در شب یکشنبه 15 رجب سال 62 هجری به وقوع پیوسته است .

در مدت یک سال بعد از واقعۀ کربلا،زندگانی آن حضرت همرا با اشک و آه بود و خاطرات اسارات و کربلا سپری گشت. در عظمت آن مخدره همین بس که به فرمودۀ شیخ صدوق از جانب امام حسین علیه السلام نیابت خاصه داشته است ، و تا هنگامی که بیماری امام زین العابدین علیه السلام تمام نشده بود ، این نیابت ادامه داشت .

نام گذاری حضرت

هنگام ولادت جبرئیل از جانب خداوند متعال بر پیامبر (ص) نازل شد و عرض کرد :« یا رسول الله اسم این دختر را زینب بگذار ».آنگاه جبرئیل گریست.پیامبر (ص) پرسید : سبب این گریه چیست ؟ عرض کرد: همانا این دختر از آغاز زندگانی تا پایان روزگار در این سرای ناپایدار با رنج و درد و بلا خواهد زیست . گاهی به مصیبت شما یا رسول الله مبتلا می شود ، و گاهی در ماتم مادرش و گاهی در مصیبت پدر و گاهی درد فراق پدرش حسن مجتبی (ع) دچار خواهد شد . از همه بالاتر به مصائب کربلا و نوائب دشت نینوا گرفتار می شود چنانکه مویش سفید و قامتش خمیده خواهد گردید .

این خبر را اهل بیت شنیدند واندوهناک و گریان شدند. پیامبر(ص) صورت بر صورت حضرت زینت علیها السلام نهاد و گریست. حضرت فاطمه زهراء(س) فرمودند :یا ابتا ، این گریه برای چیست؟ خداوند دیده های تورا نگریاند . فرمود:ای فاطمه ، بعد از من و تو این دختر دچار بلاها و مصائبی می شود .حضرت فاطمه (س) فرمود:چه ثواب دارد آن کسی که بر دخترم گریه کند ؟ آن حضرت فرمود :« ای پارۀ تنم و ای نور چشمم، ثواب کسی که بر او و مصائب او گریه کند مانند ثواب کسی است که بر برادرش حسین گریه میکند ».

آن حضرت یک سال و چند ماه بعد از واقعۀ کربلا با قلبی پر از اندوه از مصائب کربلا در خانه خود رحلت فرمودند و در همان خانه دفن شدند.

( زینب الکبری : ص 114 – معالی السبطین  :ج 2 ص 225 – شجره طوبی : ج 2 ص 392 – ریاحین الشریعة : ج 3 ص 38/39 – الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 113 - )

 

3- تغییر قبله

 در 15 رجب سال 2 هجری قبله از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر پیدا کرد . این برنامه در نماز ظهر در مسجد بنی سالم مدینه اتفاق افتاد و این مسجد بعد از آن به مسجد ذی القبلتین نامیده شد (مسارالشیعة : ص 35 – وقایع الایام : ج 1 ص 155 – فیض العلام : ص 308- مصباح المجتهد : ص742 )

 

4- خروج از شعب ابی طالب

در این روز حضرت ختمی مرتبت (ص) از شعب ابی طالب خارج شدند .

( مصباح المجتهد : ص 741 – مصباح کفعمی : ج 2 ص 599 – بحار : ج 97 ص 598 )

 

 5- شهادت امام صادق علیه السلام

شهادت امام صادق علیه السلام به روایتی در سال 148 هجری در چنین روزی بوده است .

( اعلام الوری : ج 1 ص 514 – روضة الواعظین ج 1 ص 212 )

 

 

|+|

13 رجب

- ولادت علی بن ابی طالب  امیر المؤمنین علیه السلام

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :

انا الهادی ، و أنا المهتدی ، و أنا أبوالیتامی و المساکین و زوج الارامل و انا ملجا کلّ ضعیف، و من کلّ خائف و أنا قائد المومنین إلی الجنةّ و أنا حبل الله و أنا عروة الله الوثقی ، و کلمة التّقوی ، و أنا عین الله و لسانه الصّادق و یده.

من رهنمایم، رهیافته ام ، پدر یتیمان و مستمندانم، سر پرست بیوه زنانم ، پشت و پناه هر ناتوانی هستم ، مأمن هر وحشتزده ای ، من رهنمای مومنان به سوی بهشتم . ریسمان استوار خدایم ، حلقه و دستاویز محکم خدایم ، و کلمه تقوا،من چشم خدایم و زبان راستگوی او و دست او.

                                                                                                                                               التوحید /164

 

ان الانسان اذ کان فی الصلاة فإن جسده و ثیابه و کلّ شی ء حوله یسبحّ

هنگامی که انسان در نماز است بدن او لباس او و همه چیز در پیرامون او همانا خدای را تسبیح می گویند

                                                                                                                 البحار الانوار 82/213

 

  لو فد قام قائمنا لأنزلت السّماء قطرها ،ولأخرجت الارض نباتها ،و لذهبت الشحناء من قلوب العباد واصطلحت السباع و إلبهائم ...

اگر قائم ما قیام کند آسمان قطرات خود را فرو فرستد وزمین گیاهان خود را بیرون دهد و کینه ها از سینه ها بیرون رود «و مردمان با برادری ودوستی با هم زندگی کنند » و تا پایان در صلح و صفا باشند .

                                                                                                            البحار الانوار 52/316

اولین امام مؤمنین و خلیفة الله بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین علیه السلام برادر ، پسر عمو ، وزیر ، داماد ، او سید الوصیین امیر المؤمنین  علی بن ابی طالب علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام ، داخل کعبه معظمه به دنیا آمد ، که قبل از ایشان و بعد از ایشان مولودی در آنجا بدنیا نیامده و نخواهد آمد .

اسم شریف ایشان علی (ع) است . صاحب کتاب الانوار می گوید : علی بن ابی طالب علیه السلام در کتاب خدا 300 اسم دارد . مشهورترین القاب آن حضرت امیرالمؤمنین است و ابن شهر آشوب بیش از 850 لقب برای آن حضرت دکر نموده است .

- القاب امیر المؤمنین علیه السلام

مشهور ترین کنیه آن حضرت ابوالحسن علیه السلام است . اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتابهای مختلف آسمانی به زبانهای مختلف دارند ... چه اینکه آن حضرت در نزد اهل آسمان معروف به شمساطیل است .در زمین جمحائیل ، در لوح قنسوم ، در قلم منصوم ، در عرش معین ، در رضوان امین است ، نزد حورالعین اصب است ، در صحف ابراهیم (ع)حزبیل است ، در عبرانیه بلقیاطیس ، در سریانیه شروحیل ، در تورات ایلیا در زیور اریا، در انجیل بریا ، در صحف حجر عین ، در قرآن علی است . ( مناقب ابن شهر آشوب . ج 3 ص 319 )

- والدین امیرالمؤمنین علیه السلام

پدر والا مقام آن حضرت ، سید بطحاء حضرت ابوطالب علیه السلام و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ، بانوی حرم حضرت ابوطالب علیه اسلام است که انوار امامت و ولایت اولاً از آن خزانۀ عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین علیه السلام بود ، بلکه بعد از وفات عبد المطلب (ع) -که شش یا هشت سال از سن مبارک پیامبر گرامی اسلام (ص) گذشته بود و آن حضرت به ابوطالب (ع) سپرده شده بود -  فاطمه بنت اسد علیها السلام در حق ایشان مادری می کرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبودت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا (ص) آن حضرت را مادر خطاب می کرد .

همچنین بعد از رحلت حضرت خدیچه کبر ی (علیها السلام ) پیامبر(ص) فاطمه زهرا علیها السلام را به فاطمه بنت اسد سپردند . ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود آن مستورۀ دو جهان را با جان و دل سر پرستی می کردتا زمانی که از دنیا رفت .

آن حضرت در سال چهارم هجری در مدینه طیبه از دنیا رفت ، و در بقیع مدفون شد. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام خبر فودت والده اش را به پیامبر (ص) دادند آن حضرت فرمودند: « او مادر من بود » . بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه علیها السلام را به آنها کفن کنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود :« چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم .» بعد در قبر خوابید و هنگام دفن او را تلقین فرمود و دربارۀ او دعا کرد .

- نور امیر المؤمنین علیه السلام در اصلاب پدران

حدیث ولادت امیر المؤمنین علیه السلام هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد (س) مادر آن حضرت دارد. نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی از دیگری منتقل شده تا به عبدالمطلب (ع) رسید و بعد آن نور دو قسم شد . نوری در پیشانی مبارک عبد الله پدر بزرگوار پیامبر (ص) که آن نور بعداً به پیشانی آمنه (س) و سپس در صورت مبارک خاتم الانبیاء منتقل شد . نصف دیگر نور در پیشانی مبارک ابوطالب علیه السلام قرارا گرفت .

خداوند به ابوطالب (ع)چند فرزند عطا فرمود: عقیل ، طالب ، جعفر ، فاخته یا ام هانی ، جمانه ، و امیر المؤمنین علیهم السلام . هنگامی که خداوند علی علیه السلام را به ابوطالب و فاطمه بنت اسد (س) داد ، آن نور در صورت فاطمه بنت اسد (س)درخشندگی می کرد.

- محل ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام

مکان ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام اشرف بقاع یعین حرم است . اشرف اماکن حرم مسجد است ، و اشرف بقاع مسجد کعبه است . مولودی جز آن حضرت در آن مکان بدنیا نیامده است ، آن هم در سید ایام روز جمعه ، در ماه حرام و در بیت الله الحرام .

امیر المؤمنین علیه السلام سه روز چشم مبارک را باز نکرد، تا او را خدمت پیامبر گرامی (ص) آوردند . آنجا بود که چشم باز کردند . آن حضرت فرمود: « او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خویش قرار دادم ».سپس آن حضرت را در آغوش کشید و به منزل ابوطالب آورد.

- پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

جابر بن عبدالله انصاری می گوید :راهبی بود به نام «مثرم بن رعیب » که 190 سال عبادت کرده بود ، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود . روزی از خداوند خواست یکی از اولیائش را به او بنمایاند . خداوند متعال جناب ابوطالب را نزد او فرستاد و بعد از آن که راهب دانست این آقا چه کسی است ، به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب خداوند به تو پسری عنایت  می فرماید که او ولی خداست و اسم شریفش علی است هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو که  مثرم راهب ، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیر المؤمنین (ع) شهادت میدهد .

هنگام رفتن جناب ابوطالب خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند . فاطمه بنت اسد بانوی حرم جناب ابوطالب هم خرمایی که پیامبر(ص) به آن حضرت داده بودند میل فر مودند ، و به ابوطالب هم دادند و آن حضرت هم میل فرمود. پیامبر فرموده بودند : این خرما را کسی میخورد که مقر به توحید و نبوت من باشد .

(مناقب ج 2 ص 192 – 193 – 197 . روضه الواعضین ج 1ص 78  )

- انعقاد نطفه ای امیرالمؤمنین علیه السلام

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن حضرت فاطمه بنت اسد قرار گرفت در مکه زلزله شد ، و قریش بتها را به کوه ابوققبیس آوردند ، ولی زلزله بیشتر شد و بتها به رو افتادند. آنان به ابوطالب پناه بردند ، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود: « مردم ابن شب اتفاق مهمی افتاده است . خداوند خلقی را آفریده که اگر از او اطاعت نکنید و اقار به ولایت او ننمایید وشهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود . پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید . » سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود :«پروردگارا من و آقای من ، تو را میخوانم به محمدیت پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فامطیت درخشنده و نورانی که بر سرمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمایی».

دیگران آمین گفتند . دعا که تمام شد زلزله پایان یافت . عربها در زمان جاهلیت تا گرفتار میشدند این دعا را میخواندند و گرفتاری بر طرف میشد .

جعفربن ابی طالب علیه السلام صدای آن حضرت را از شکم مادر شنید و بیهوش شد . همچنین فاطمه بنت اسد به قصد طواف گرد خانه خدا می رفت ، ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بتها نصب شده اند نزدیک شود ، و حال آنکه مادرش برای عبادت خانۀ ای خدا را طواف می کرد . زمانی دیگر ، بتها در مقابل آن فرزند بدنیا نیامده به صورت زمین می افتادند . شیر درندۀ طائف در برابر ابوطالب تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت : شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر خدا و مربی شیر خدا هستید .

- مادر امیرالمؤمنین علیه السلام در کعبه

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابوطالب احساس درد کرد .هنگامی که جناب ابوطالب خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد بیاورد، از گوشۀ خانه ندایی رسید :« ای ابوطالب صبر کن چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند . »

صبح هنگام فاطمه بنت اسد ندایی شنید :«ای فاطمه به خانۀ ما بیا » ابوطالب و پیامبر (ص) آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند . عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه وارد مسجد الحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به آسمان نمود و چنین فرمود:« ای پروردگارا من به تو و به پیامبران و کتابهایی که از جانب تو آمده اند ایمان دارم . من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میکنم و او بوده که این خانه را بنا کرده  است . تو را قسم میدهم و از تو میخواهم  به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن میگوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست ، این ولادت را بر من آسان فرمایی.»

(مناقب ج 2 ص 198- 199 . امالی ص 706 بحار ج 35 ص 8- 36 . آفتاب کعبه ص 45)

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد دخل شد . هر چه کردند قفل در کعبه باز  کنند ممکن نشد ، و دانستند که حکمت خداوند است .

فاطمه بنت اسد می فرماید :« هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حوا ، ساره، آسیه ، مادر موسی بن عمران و مردیم مادر عیسی آمدند . آنان به من سلام کردند :«السلام علیک ِ یا ولیة الله » و در مقابلم نشستند .

آنچه در ولادت خاتم الانبیا ء (ص) انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالب علیه السلام نیز         انجام دادند ، چه اینکه فاطمه بنت اسد در هنگام ولادت پیامبر (ص) حضور داشت و به ابوطالب ماجرا را خبر داد . حضرت ابوطالب قبلاً به او فرموده بود :« 30 سال صبر کن تا خدا مولودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء (ص) مگر در نبوت که وصی و وزیر او خواهد شد . »

( بحار ج 35 ص 6 – روضة الواعظین ج 1 ص 81 )

- روز ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

روز جمعه علی بن ابی طالب علیه السلام مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه راست کعبه طلوع فرمود . همین که قدم به زمین کعبه نهاد ، به سجده افتاد و دستها را سوی آسمان بلند نمود و فرمود :« اشهد ان لا اله الا الله ، و أن محمداً رسول الله و اشهد ان علیاً ولی ّ محمدٍ رسول الله ، بمحمد یختم الله النبوة و بی یختم الوصیة و انا امیر المؤ منین »:«شهادت میدهم که خدایی جز الله نیست و محمد (ص) پیامبر خداوند است و علی وصی محمد رسول الله (ص) است به محمد نبوت ختم میشود و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیر المؤمنین ». و سپس فرمود « جاء الحقّ و زهی الباطل » :« حق  آمد و باطل رفت ».(مناقب ج 2 ص 198 )

در این هنگام که وجود سراپا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود ، بتهایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمانها نوارانی شد . شیطان فریاد بر آورد

 « وای بربتها و بت پرستان از این فرزند »

- سخنان امیر المؤمنین علیه السلام پس از ولادت

آنگاه سلام بر زنان بهشتی نمود و حال آنان را پرسید . بانوان بهشتی او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تکلم فرمودند . هنگامی که حضرت حوا او را در آغوش گرفت ، آن حضرت فرمود :« سلام بر تو ای مادر ، حوا » حوا پاسخ داد : سلام بر تو پسرم علی بن ابی طالب از حال حضرت آدم پرسید . حوا پاسخ داد :غرق در نعمتهای خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است . در این هنگام آن حضرت داخل کعبه بود ابوطالب در کوچه و بازار صدا می زند : « بشارت باد بر شما  را که ولی خدا ظاهر شده است ، همان کسی که وصایت به او تمام و کامل میشود» ( روضة الواعظین ج 1 ص 79 – بحار ج 35 ص 13 – مناقب ج 2 ص 198 )

حضرت در جواب فرمود :« علیکم السلام و رحمة الله و برکاته » و جداگانه بر هر یک سلام نمودند . آن بزرگواران یکی بعد از دیگری او را در آغوش گرفتند و بوسیدند و زبان مدح او گشودند و رفتند . سپس ملائکه آمدند و او را به آسمانها بردند ، و باز آوردند و بردند و هر بار کلماتی مخصوص در فضایل و مناقب حضرت می فرمودند.

فاطمه بنت اسد می فرماید : بار دوم در حالتی آن حضرت را آوردند که او را در حریر سفید بهشتی پیچیده بودند و به من گفتند :« او را از چشم  بینندگان حفظ کن که ولی رب العالمین است . بدانکه وارد بهشت نمی شود مگر کسی که ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق کند . خوشا به حال آن که تابع اوست و وای بر کسی که از او رویگردان شود . مثل او چون کشتی نوح است . هر که به آن پیوست نجاب میابد و هر که از آن باز ماند غرق می شود و سقوط می کند . »

سپس در گوش او مطلبی گفتند که من نفهمیدم . بعد او را بوسیدند و بر خاستند و بیرون رفتند و من ندانستم از کجا خارج شدند . ( علی علیه السلام ولید الکعبة ص 32 )

- سه روز در کعبه

فاطمه بنت اسد بعد از سه روز که مهمان الهی بود فرزند مبارک و محترم خود را در آغوش گرفته آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد :« ای فاطمه ، نام این مولود را علی بگذار ، چرا که من خدای علی اعلی هستم . من نام او را از نام خود گرفته ام ، او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام، و او را بر غوامض علم خود می گوید ، و بتها را می شکند ، و آنها را از بالای کعبه به صورت می اندازد . خوشا بحال کسی که او را دوست می دارد و از او اطاعت میکند و او را یاری می نماید . اوی بر کسی که بغض او را دارد و از او سر پیچی می کند و او را خوار می نماید و حق او را انکار می نماید . » (بحار ح 35 ص 9-37 )

- طلوع نور علی علیه السلام در آغوش پیامبر گرامی (ص)

صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته ، ناگهان دیوار کعبه از مکان قبلی شکافت برداشت به حدی که فاطمه بنت اسد با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند . مردم همه نگام می کردند و قبل از سوال کسی ، فاطمه بنت اسد از بعضی وقایع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهای بهشتی و اینکه نام این حضرت به ندای آسمانی علی (ع) است .

ابوطالب و پیامبر (ص) پیش آمدند ، و فاطمه بنت اسد با مولد پیش آمد . حضرت مولی الموالی علی علیه السلام فرمودند :« السلام علیک یا ابه و رحمة الله و برکاته » و ابوطالب فرمود « و علیک السلام یا بنی ّ و رحمة الله و برکاته . » و آن حضرت را در آغوش گرفت . امیر المؤ منین علیه السلام چشمان مبارک به صورت پیامبر (ص) باز کرد و تبسم فرمود و خود را حرکتی داد و فرمود :« اسلام علیک و رحمة الله و برکاته ، مرا در آغوش بگیر . »

پیامبر (ص) پاسخ سلامش را دادند و آن حضرت را در آغوش گرفتند و بوسیدند و دست در دست او گذاشتند . آنگاه امیر المؤمنین علیه السلام دست راست بر گوش نهادند و اذان و اقامه فرمود و به یگانگی خداوند عزو جل و نبوت  پیامبر (ص) شهادت داد . سپس از پیامبر (ص) برای قرائت کتب آسمانی اجازه خواست . بعد از آنکه پیامبر اجازه فرمود، سینه را صاف کردند و آنچه در صحف حضرت آدم ، نوح ، ابراهیم ، موسی و عیسی علیهم السلام بود قرائت فرمود . سپس شروع به قرائت قرآن نمود که هنوز نازل نشده بود . سپس در حالتی که آن حضرت در آغوش پیامبر(ص) بود به خانۀ ابوطالب بازگشتند .(بحار ج 35 ص 18 .مناقب ج 2 ص 172 . کشف الغمة ج 1 ص 59)

- کودکی علی علیه السلام با پیامبر گرامی اسلام (ص)

امیر المؤمنین علیه السلام دربارۀ دوران کودکی خود و همراه بودن با پیامبر چنین می فرمایند : به هنگام کودکی ، پیامبر (ص) مرا به دامان می گرفت ، و به سینه می چسباند . غذا را می جوید و به دهانم می گذارد . از بوی خوش خویش به مشام جانم می بویانید . او در گفتارم دروغ و در کرداو اشتباه و نادانی نیافت . خداوند پیامبر (ص) را از هنگام شیر خوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد .تا شبانه روز او را در راه بزرگواریها و نیکیهای جهان رهنمون باشد .من نیز از پیامبر (ص) پیروی می کردم ، چنانکه کودک شیرخواری از مادر فرمان می برد و از کردارهای او پیروی می کند . هر سال به کوه حرا می رفت و در این هنگام هیچ کس  جز من او را نمی دید . (قسمتهای آخر خطبه ای 234 نهج البلاغة فیض الاسلام : ص 802 )

کجایند کسانی که لشکرها فراهم آوردند و کاخها ساختند و بر تختها نشستند ؟ کجایند کسانی که خانه ها بنا نهادند و قصرها بر افراشتند و هزاران مرد جنگی فراهم کردند ؟ روزهای دنیا آنها را دست به دست کرد و سالهایش آنان را فرو بلعید . پس به مردگانی تبدیل شدند و درگورها خاک گردیدند . آنچه را بر جای نهادند از یاد بردند و از آنچه پیش فرستادند آگاه شدند. آن گاه به سوی خداوند، مولای حقیقی خود بازگردانده شدند. بدانید که حکم از آن خداست و او سریع ترین حسابرسان است. (امام علی علیه السلام –أمالی الطوسی 2/ 296 )

 

 

|+|

12 رجب

1- مرگ معاویه لعنة الله علیه

در این روز در سال 60 هجری معاویة بن ابی سفیان لعنة الله علیه در سن 78 سالگی در شام  به درکات جهنم شتافت . روز شادی اهل  ایمان و حزن و اندوه اهل کفر و طغیان است. و روزۀ این روز به جهت شکر الهی بر هلاکت معاویه مستحب است .

نسب معاویه

کلبی نسّابه و ابن روز بهان که از ثقات نزد علمای اهل سنت هستند ، نقل کرده اند که معاویه فرزند چهار نفر بوده : عماره ، مسافر ، ابو سفیان و مردی که اسم او را نمی برند . راغب اصفهانی در محاضرات و ابن ابی الحدید از ربیع الابرار زمخشری نقل می کنند که معاویه را به چهار کس نسبت می دادند : مسافربن ابی عمرو ، عمارة بن ولید بن مغیرة ، عباس و صباح که مغنی عمارة بن ولید بود . مادر معاویه هند با صباح – که جوانی خوش رویی بود و کار گر ابو سفیان بود – الفتی تمام داشت ! اما به ظاهر او را معاویة بن ابی سفیان بن حرب می گویند .

ابو سفیان مردی زشت و کوتاه قد بود ، و یک چشم او در طائف و چشم دیگرش در یرموک کور شده بود . باطنش کورتر از چشمش بود و نهایت عداوت و دشمنی با پیامبر (ص) را داشت . ابو سفیان در هر جنگ و فتنه ای که بر علیه پیامبر (ص) به وجود می آمد دخالت داشت و در سال فتح مکه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگی کرد تا در سن 82 سالگی در سال 30 هجری به درک رفت .

مخفی نماند که حمامه یکی از جدات معاویه است که در بازار المجاز صاحب پرچم و مشهور بود! و از این جا نسب ابو سفیان هم معلوم میشود . مادر معاویه هند است که از ذوات الاعلام است و میل فراوانی به غلامان سیاه داشت و از توضیح حال پدر معاویه وضع مادر او روشن میشود.

محدث قومی می فرماید : چون پیامبر علیه السلام در فتح مکه ریختن خون معاویه را مباح شمردند ، به اصرار و شفاعت عباس ، پنج ماه قبل از شهادت پیامبر علیه السلام اسلام آورد .

حکومت معاویه در شام

یزیدبن ابوسفیان از طرف ابوبکر با لشکر مسلمین به طرف شام رفت ، معاویه هم همراه آنها بود یزید در شام مرد و ابابکر ولایت شامات را به معاویه واگذار کرد و به این حال بود تا زمان خلافت امیر المؤمنین علیه السلام که طغیان معاویه علیه آن حضرت شروع شد . پس اساس ظلمهای معاویه را هم ابوبکر بنا نهاد.

معاویه در سال 45 هجری برای پسرش یزید بیعت گرفت . او اول کسی بود که دشنام بر امیر المؤمنین علیه السلام را ترویج کرد و در آخر خطبۀ نماز جمعه لعن و جسارت بر امیر المؤمنین علیه السلام کرد . او دستور داد در تمام شهرها این لعن انجام شود و تا زمان عمر بن عبد العزیز ادامه داشت تا اینکه او لعن بر آن حضرت را منع کرد.

دشمنی معاویه با امیر المؤمنین علیه السلام

معاویه به صحابه و تابعین دستور داد تا حدیث در مذمت امیرالمؤمنین علیه السلام جعل کنند ، و عدۀ زیادی از محبین و ارادتمندان آن حضرت را شهید کرد مانند جناب مالک اشتر نخعی که در قلزم مصر به سم شهید شد . امام مجتبی علیه السلام را به دست جعده عیال آن حضرت مسموماً شهید کرد .

معاویه مردی خوش گذران و پر خور بود ، به حدی که از کثرت خوردن می گفت : ( خسته شدم ولی سیر نشدم ) ، و این به خاطر نفرین حضرت رسول علیه السلام دربارۀ او بود . او در نفاق و عوام فریبی تجربۀ به سزایی داشت . محدث قمی نقل میکند که دویست خبر از طرق معتمده اهل سنت در مذمت معاویه نقل شده است .

ماجرای مرگ معاویه

آخر الأمر معاویه در مسیر مکه به شام بیمار شد ، به حدی که می لرزید و دهان او بسته  نمی شد ، تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالک دوزخ داد و رهین اعمال خویش گردید . هنگام مرگ سن او را 75 یا 82 و 92 سال نقل کرده اند .

جنایات او زیاده از آن است که در این مختصر بگنجد ولی در هنگام مرگ به یکی از خواص خود گفت:« چند گناه بزرگ کرده ام : حق علی بن ابی طالب را غصب کردم ، حسن بن علی را با فریب دادن جعده به شهادت رساندم ، و یزید را به جانشینی خود انتخاب کردم ، و حجربن عدی و اصحاب او را به قتل رساند م . [منتخب التواریخ ص 449 ]

 

2- ورود امیر المؤمنین علیه السلام به کوفه

در این روز در سال 36 هجری امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از واقعۀ جمل وارد کوفه شدند و آن شهر را به عنوان مقر حکومت انتخاب نمودند ، و اولین خطبه را در شهر کوفه در این روز ایراد فرمودند .

 

 

|+|

10 رجب

1- ولادت امام جواد علیه السلام

 

امام جواد علیه السلام می فرمایند :

من انطع غیر الله  و کله الله إلیه و من عمل علی غیر علم ما یفسد أکثر مما یصلح القصد إلی الله تعالی بالقلوب ابلغ من إتعاب الجوارح با لاعمال.

کسی که به سوی غیر از خدا روی آورد ، خداوند او را به همان بسپرد، و هر که بدون آگاهی کاری کند ، فساد بیشتر به بار آورد تا صلاح، توجه قلبی به سوی خدا رساتر است از خسته کردن اعضا با اعمال .

                                                                                                                             البحار النوار جلد 78 صفحه 34           

حضرت جواد الائمه علیه السلام بنا بر مشهور در دهم ماه رجب سال 195 هجری به دنیا آمده اند . اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است: 17 ماه رمضان ، 15 ماه رمضان ، آخر ذی القعده ، به قولی هم 13 رجب ولادت آن حضرت واقع شده است .

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا علیه السلام و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است که حضرت رضا علیه السلام نام ایشان را «خیزران » نهادند.

نام آن حضرت محمد ، و کنیه شان ابو جعفر و مشهور ترین القاب آن حضرت تقی و جواد است . حضرت رضا علیه السلام آن حضرت را با کنیه یاد می کردند، و می فرمودند :«ابو جعفر به من نامه نوشته است .» و نامه هایی که از آن حضرت می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود، و هنگامی که امام علیه السلام می خواستند نامه برای امام جواد علیه السلام بنویسند آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند .

یک روز در ایام کودکی امام جواد علیه السلام آن حضرت نزد پدر بزرگوارش امام رضا علیه السلام آوردند . آن حضرت فرمودند:« این مولودی است که برای شیعه مبارکتر از او بدنیا نیامده است » چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا علیه السلام گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند ، و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند ، هنگامی که خداوند امام جواد علیه السلام را به مولایمان حضرت رضا علیه السلام داد ، نگرانی و شک و تردید مردم بر طرف شد .

آن حضرت شش فرزند داشتند :« ابو الحسن حضرت هادی علیه السلام ، ابو طالب جناب زید ، ابو جعفر جناب موسی مبرقع ، حکیمه خاتون ، خدیجه خاتون ، ام کلثوم .

 

2- ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

ولادت با سعادت حضرت باب الحوائج حضرت علی اصغر علیه السلام در این روز واقع شده است . با در نظر گرفتن اینکه آن حضرت  در شش ماهگی در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسیدند ، ولادت حضرت مطابق این روز میشود. بعضی هم ولادت آن حضرت را در 8 یا 9 ثبت کرده اند .

نام شریف آن حضرت عبد الله و مشهور به علی اصغر علیه السلام است . لقب شریفش باب الحوائج ، رضیع ، مذبوح  من الاذان الی الاذان است . پدر بزرگوارشان امام حسین علیه السلام و مادر گرامی ایشان رباب دختر امرء القیس کلبی است .

 

|+|

2 و 3 رجب
۲ رجب
 

- ولادت امام علی النقی علیه السلام

در این روز بنا بر قولی ولادت امام هادی علیه السلام واقع شده است . اقوال دیگر در ولادت آن حضرت 15 ذی الحجة ، 5 رجب ، 27 جادی  الثانی ، و 3 رجب است .

 

۳ رجب

- شهادت امام هادی علیه السلام

 

امام هادی علیه السلام میفرمایند:

لاتطلب الصّفا ممّن کدّرت علیه ولا الوفاءلمن غدرت به ولا النّصح ممّن صرفت سوءظنّک الیه فإنما قلّب غیرک کقلبک له

از کسی که رابطه ات را با وی تیره ساختی ، انتظار صفا نداشته باش و از کسی که به او مکر ورزیدی ، وفاداری مطلب و خیر خواهی را از کسی که به او بد گمانی انتظار مبر، زیرا قلب دیگران نسبت به تو همچون قلب تو نسبت به آنهاست

                                                                                                                      البحار الانوار جلد 78صفحه 370

شهادت امام علی النقی علیه السلام در سال 254  هجری بنابر مشهور در سن 41 سالگی بوده است . مرحوم کلینی شهادت آن حضرت را در 26 جمادی الثانی نقل فرموده است . مشهور این است که آن حضرت 6 یا 8 سال و 5 ماه داشت که پدر بزرگوار ایشان حضرت جواد الائمه علیه السلام به شهادت رسیدند ، و آن حضرت به منصب کبرای امامت و خلافت عظمی رسیدند. و مدت امامت آن وجود شریف 33 سال بود .

ایام حیات امام هادی علیه السلام مصادف بود با خلافت بنا حق مأمون ، معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعین، معتز لعنة الله علیهم ؛ و  آخر الأمر معتز آن حضرت را با زهر شهید کرد. مدت عمر مبارک آن حضرت 41 سال و چند ماه بود . 13 سال در مدینه اقامت فرمودند و بقیۀ ایام امامت خویش را به اجبار متوکل در سامراء  بودند. حاکم مدینه به متوکل نوشت که اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی است علی بن محمد علیه السلام را از این دیار بیرون ببر که همه را مطیع خود ساخته است . در مدینه اسباب اذیت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوکل زیاد کردند، تا زمانی که آن حضرت را به سامراء بردند و جسارتها کردند، تا اینکه معتز آن حضرت را شهید کرد.

امام عسکری علیه السلام غسل و کفن و نماز بر آن حضرت را انجام داد، و بعداً در ظاهر این امورات توسط دیگران انجام شد و ایشان را در منزل خود در مکان فعلی حرم مطهر دفن نمودند.

 

|+|

1 رجب

1- زیارت امام حسین علیه السلام

در شب و روز اول این ماه زیارت مولانا الشهید ابی عبد الله الحسین علیه السلام مستحب است . از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند : « کسی که امام حسین علیه السلام را در روز اول رجب زیارت کند ، خداوند متعال گناهان او را می بخشد . » اگر برای کسی زیارت آن حضرت در این روز ممکن نباشد ، مشاهد مشّرفه دیگر معصومین علیهم السلام  را زیارت کند و اگر این هم برایش ممکن نبود با سلام از راه دور به طرف آن قبور شریف اظهار ارادت نماید.

 

2- ولادت امام باقر علیه السلام

 

امام باقر علیه السلام می فرمایند :

و المهدی و اصحابه یملکهم الله مشارق الارض و مغاربها و یظهر الدین و یمیت الله به و بأصحابه البدع و الباطل کما أمات الشقاةالحقّ حتّی لا یری أین الظلم و یإمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر

خداوند شرق و غرب عالم را در سیطره حکومت مهدی (عج) و یاران او قرار می دهد آیین خود را آشکار می سازد و بوسیله او (امام مهدی ) و یارانش بدعت و باطل را نابود می کند چنان که تبهکاران حق را نابود کرده بودند ، به طوری که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نخواهد شد آنها به معروف امر و از منکر نهی می کنند .

                                                                                    تفسیر نور الثقلین جلد 3 صفحه 506

حضرت امام محمد بن علی باقر العلوم علیه السلام در روز جمعه اول رجب سال 57 هجری در مدینه متولد شدند. ولادت آن حضرت روزهای سوم و ششم صفر و پنجم و بیست و دوم رجب هم ذکر شده است.

نام مبارک آن حضرت محمد ، کنیه ایشان ابو جعفر و القاب آن حضرت باقر العلوم ، الشاکر الله ، هادی ، امین و شبیه است ، و لقب اخیر به خاطر شباهت آن حضرت به پیامبر (ص) است .

پدر بزرگوارشان حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام و مادر آن حضرت ام عبد الله فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است . امام باقر علیه السلام اولین علوی است که از پدر و مادر نسب شریفش به پیامبر گرامی (ص) و امیر المؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا ء علیها السلام  می رسد .

امام صادق علیه السلام دربارۀ ام عبد الله می فرمایند :« از زنهای با ایمان و پرهیزکار و نیکو کار بود . » در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام می فرمایند: « در میان فرزندان امام حسن علیه السلام مثل او نبود . » در عظمت و شرافت این بانو همین بس که با حضرت سید الساحدین علی بن الحسین علیه السلام و باقر العلوم علیه السلام در واقعۀ کربلا حضور داشت و همراه آن بزرگوارن و زینب کبری علیها السلام و دیگر اهل بیت علیهم السلام به اسارت رفت و وقایع کوفه وشام را دید.

 

|+|

آخر جمادی

29 جمادی

وفات حضرت سید محمد فرزند امام هادی علیه السلام

 

حضرت سید محمد فرزند امام  هادی علیه السلام در سال 252 هجری در سامراء از دنیا رفت . آن حضرت را ابوجعفر و ابو علی و سید محمد بعاج نیز می گفتند.

جلالت قدر و منزلت او به حدی بود که عده ای از شیعیان گمان می کردند بعد از امام هادی علیه السلام آن بزرگوار امام خواهد بود، ولی با رحلت ایشان در زمان پدر بزرگوارشان برهمه معلوم شد که امام حسن عسکری علیه السلام امام پس از ایشان است.

امام عسکری علیه السلام به جناب سید محمد علیه السلام علاقۀ ای وافری داشتند، به حدی که هنگام رحلت او گریبان جاک کردند. بعد از رحلت ، آن حضرت را در آبادی بلد در شش فرسخی سامراء دفن نمودند ، که هم اکنون قبر ایشان  در آنجا معروف است .

 

تتمۀ این ماه

شهادت ابراهیم بن مالک اشتر

در این ماه در سال 71 هجری ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی به شهادت رسید.

 

|+|

27 و 28 جمادی

27 جمادی

شهادت سلطان علی بن محمد الباقر علیه السلام

 

دراین روز در سال 116 هجری جناب ابوالحسن سلطان علی فرزند امام باقر علیه السلام در اردهال کاشان به شهادت رسید.

عده ای از دوستان اهل بیت علیهم السلام از اهالی چهل حصاران و فین کاشان نامه ای خدمت امام باقر علیه السلام نوشتند، که چون ما از محضر شما دور هستیم یکی از آقازادگان خود را برای راهنمایی و تربیت ما و تعلیم احکام به جانب ما بفرستید.

آن حضرت فرزند بزرگوار خود، جناب علی به محمد علیه السلام را با رسولان فرستاده، روانۀ کاشان کردند؛ و اسباب سفر آن  حضرت را برادرش امام صادق علیه السلام فراهم نمودند.

هنگام ورود آن حضرت ، در فین حدود شش هزار نفر برای استقبال آمدند. حضرت مدتی درجاسب و خاوه مشغول هدایت مردم بودند و شیعیان برای ادای نماز جمعه خدمتش مشرف می شدند، و کرامات زیادی مشاهده می نمودند.

آن حضرت نامه هایی برای پدر بزرگوارش به مدینه می فرستاد و حالات خود و شیعیان را بیان می فرمود، تا در سال 114 هجری خبر شهادت پدر بزرگوارش به آن حضرت رسید و بعد از سه سال از شهادت پدر در سال 116 هچری مخالفین آن حضرت را با عده ای از دوستان و موالیان و منسوبین به آن حضرت شهید کردند.

هم اکنون در سرداب زیر ضریح مقدس آن حضرت ، بدن مبارک حدود صد نفر از آن شهدای بزرگوار تازه وسالم هست ، که مرحوم آیة الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی مشاهده فرموده اند.

 

28 جمادی

سپردن پیامبر گرامی اسلام (ص) به حلیمه سعدیه

 در این روز جناب عبدالمطلب علیه السلام نور چشم خود (پیامبر گرامی (ص) ) را در اطراف کعبه طواف داد و آن حضرت را برای شیر دادن به حلیمه سعدیه سپردند

|+|

21و 22 جمادی

21 جمادی

وفات حضرت ام کلثوم علیها السلام

 

جناب ام کلثوم علیهاالسلام چهار ماه پس از بازگشت از کربلا به مدینه از دنیا رفتند. پدرشان مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیه السلام و مادرشان حضرت فاطمه الزهراء علیها السلام است.

صاحب ریاحین الشریعة به نقل از اعیان الشیعة می فرماید : امیرالمؤمنین علیه السلام آن مخدره را به عون بن جعفر طیار تزویج نمودند.

آنچه در مورد ازدوج حضرت ام کلثوم علیها السلام با غیر عون بن جعفر نقل شده از بافته های مخالفین است . آن حضرت در واقعۀ جانسوز کربلا حضور داشتند و بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحابشان در کنار خواهرشان حضرت زینب علیها السلام از بانوان و یتیمان محافظت می نمود، و اشعار آن حضرت در فراق برادر در کربلا مشهور و جانسوز است .

پس از عاشورا که با نوان به اسارت کوفه و شام رفتند، خطبۀ آن حضرت در شهر کوفه و مجلس ابن زیاد ، اشعار آن حضرت در قادسیه و قنسرین ، اثر دعای آن حضرت در سیبور و بعلبک ، کلمات آن جناب با شمر هنگام ورود به دروازۀ شام ، مرثیه های حضرت در اربعین و مراجعت به مدینه ، دلالت بر عظمت و شجاعت و صبر آن مخدره دارد.

سر انجام بعد از چهار ماه از ورود به مدینه با دلی پر از غم و اندوه در مصائب کربلا بالأخص شهادت سید الشهداء علیه السلام رحلت نمود و در مدینه منوره دفن شد. به قولی رحلت آن حضرت در آخر ماه جمادی الثانی بوده است .

22 جمادی

مرگ ابوبکر

 

در شب سه شنبه 22 جمادی الثانی در سال 13 هجری عبد الله بن عثمان معروف به ابوبکر بن ابی قحافه در سن 67 سالگی ، از این جهان به سوی سزای اعمالش رخت بر بست. به قولی مرگ ابوبکر در 27 جمادی الثانی بوده است .

او مدت دو سال و سه ماه و بیست و دو روز غاصب خلافت بود، و اولین کسی بود که بعد از شهادت پیامبرگرامی (ص) به انتخاب اعضای سقیفۀ بنی ساعده خلیفه شد. انتخاب ابوبکر به گونه ای بی حساب بود که عمر با آنکه خود گردانندۀ برنامۀ سقیفه بود میگوید:« بیعت با ابوبکر امری بدون تدبیر و مشورت و دقت بود، مثل زمان جاهلیت ، که خداوند مسلمانان را از شر آن محفوظ داشت. هرکس چنین کاری را تکرار کند او را بکشید».

اهل سنت در علت مرگ او نوشته اند: ابوبکر در روز دوشنبه 7جمادی الاخر غسل کرده بود، و آن روز هوا سرد بود. به این دلیل سرما خورد و تب کرد، و 15 روز این تب ادامه داشت. و به نماز نمی رفت ، تا در شب سه شنبه 22 جمادی الاخر بعد از آنکه خلافت را به عمر واگذار کرد،مرد.

قبل از وفات عثمان را برای نوشتن وصیت نامه ای دربارۀ خلافت طلب کرد که امر خلافت بعد از ابوبکر به عمربن خطاب باشد. او کلمه ای گفت و بیهوش شد، و بقیه را عثمان از پیش خود نوشت که امر خلافت با عمر است. ابوبکر به هوش آمد و عثمان را دعا کرد که آنچه او میخواسته نوشته است .

باید پرسید: چرا هنگامی که پیامبر (ص) در روزهای آخر عمر کاغذ و قلم خواست تا وصی بعد از خود را به امر خداوند معین کند نسبت هذیان به آم مقام معظم دادند؟

ابوبکر هنگام مرگ کلماتی گفت . ازجمله اینکه : « ای کاش تفتیش خانۀ فاطمه وعلی علیهما السلام نمی کردم». همان تفتیشی که شهادت پارۀ تن رسول الله را به همراه داشت 

|+|

20 جمادی

 

ولادت حضرت زهراء علیها السلام

 

در چنین روزی حضرت حوراءانسیه عذراء ام ابیها حضرت فاطمه الزهراء علیها السلام در سال پنجم بعثت در مکه مکرمه به دنیا آمد. بنابر قولی ولادت حضرت در دهم جمادی الاخر است.

 

انعقاد نطفۀ حضرت فاطمه علیها السلام

 

داستان انعقاد نطفۀ حضرت مراحلی دارد که ذیلاً خلاصه آن آورده میشود:

1-     در شب معراج خداوند سیبی به پیامبر گرامی (ص) هدیه داد که از عظمت خلقت و بوی و رنگ و زیبایی آن ملائکه تعجب کردند.خداوند متعال امر فرمود تا پیامبر (ص) آن را میل کنند . هنگامی که آن سیب را شکافتند، نوری از آن درخشید . جبرئیل گفت : بخور یا رسول الله که این نور منصوره فاطمه ، دختری است که از صلب تو خارج میشود. در بعضی از روایات است که از رطب بهشتی هم خاتم الانبیاء علیه السلام میل فرمودند.

 

2-     در 10 شعبان سال چهارم جبرئیل علیه السلام بر پیامبر علیه السلام در ابطح نازل شد و فرمان کناره گیری از حضرت خدیجه علیها السلام را به مدت 40 روز – به عنوان مقدمۀ حمل حضرت زهرا ء علیها السلام – ابلاغ فرمود.

با اینکه آن حضرت علاقۀ وافری به حضرت خدیجه علیها السلام داشتند و این کار برای آن حضرت پر مشقت بود، ولی برای حضرت خدیجه علیهاالسلام پیغام دادند که مدتی به منزل نمی آیم و به منزل فاطمه بنت اسد علیها السلام می روم . شبها در را ببند و در بستر آسایش کن .

پیامبر گرامی (ص) شبها به منزل فاطمة بنت اسد علیها السلام می آمدند . هر شب هنگام افطار ، خرما و انگور و غذای بهشتی می آوردند. با آب بهشتی و حوله دست آن حضرت را شسته و تمیز می کردند. امیرالمؤمنین علیه السلام حسب دستور پیامبر گرامی (ص) جلو در می نشستند که کسی نیاید و در آن غذا با پیامبر گرامی شریک شود. در شب چهلم دستور رسید به خانۀ خدیجه علیها السلام برو که خداوند به خود سوگند خورده که امشب از صلب تو ذریۀ پاک و طّیبه ای بیافریند.

دوران بارداری حضرت خدیجه علیها السلام

 

هنگامی که حضرت خدیجه علیها السلام دوران آبستنی خود را میگذراندند،حضرت فاطمه الزهراء علیها السلام از داخل شکم با مادر صحبت می فرمود، و او را دلداری می داد و به صبر و پایداری دعوت می فرمود.

پیامبر گرامی (ص) به حضرت خدیجه علیها السلام فرمودند:« جبرئیل امین به من بشارت داد که این مولود دختر است ، و او موجودی پاک و با برکت است . خداوند متعال نسل و ذریۀ مرا از او قرار می دهد ، و از نسل او امامانی در امت قرار خواهد داد که بعد از پایان یافتن وحی او، جانشینانش در روی زمین باشند»

هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل ،سراغ زنان قریش فرستادند ولی کسی برای کمک نیامد، چه اینکه آنها راضی به ازدواج حضرت خدیجه علیها السلام با پیامبر گرامی (ص) نبودند، و خدیجه علیهاالسلام از این برخورد آنها غمناک شد.

در همین حال چهار زن بلند بالا که شبیه زنان بنی هاشم بودند بر او. وارد شدند. یکی از آنان به او گفت:« ای خدیجه، غمگین مباش که ما فرستادگان پروردگار تو هستیم . ما خواهران تو ایم ، من ساره هستم و این آسیه دختر مزاحم و همنشین تو در بهشت و این مریم دختر عمران و این صفوراء دختر شعیب است.خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در کارهای مربوط به زنان به تو کمک کنیم ».

فاطمه علیها السلام به دنیا آمد

 

حضرت خدیجه علیهاالسلام حضرت فاطمه الزهراء علیها السلام را پاک و پاکیزه بر زمین نهاد. در این هنگام نوری از وجودش درخشید که تمام خانه های مکه را روشن کرد ، و این نور در شرق و  غرب درخشش نمود. بانویی که پیش روی خدیجه علیها السلام بود، حضرت فاطمه علیها السلام را برداشت و با آب کوثر شستشو داد،و پارچه سفیدی که از شیر سفید تر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد . یکی را بر بدن او پیچید و دیگری را بر سرش انداخت و سپس از او خواست که سخن بگوید.

حضرت فاطمه علیها السلام لب به سخن گشود، و فرمود:« اشهد ان لااله الا الله ، و ان أبی رسول الله سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء و ان ولدی سید الأسباط» : « گواهی میدهم که جز الله خدایی نیست ، و پدرم فرستاده خدا و سرور پیامبران است ، و شوهرم سرور چانشینان و فرزندانم آقای نوادگان و اسباط هستند ».

بعد بر یکایک انان سلام کرده و هر یک را به اسم صدا زد. آنان بر چهرۀ او تبسم کردند، و حورالعین و بهشتیان یکدیگر را به ولادت حضرت فاطمه الزهراء علیها السلام بشارت دادند. در آسمان نوری درخشان پدید آمد که ملائکه تا آن روز چنان نوری را ندیده بودند، و لذا نام حضرت را  «زهراء» گذاشتند . بانویی که پیش روی حضرت خدیچه علیهاالسلام نشسته بود، به خدیجه (ع) گفت:«او را پاک و پاکیزه و آراسته و با برکت در برگیر ، که در نسل و ذریه اش برکت قرار داده شده است».

 

|+|