تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم –پروردگارا ! همان سان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی- کار بنده و جایگزینت امام مهدی (ع) را نیز به سامان برسان - فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز – او را از جانب خیش، با روح القدس یاری کن –و فرشتگانی از پیش رو و پشت سر به نگهبانی بگمار - تا وجود وی را از هرگونه بدی پاس بدارند –او را به آرامش بدل کن ... او ترا می پرستت و هیچ شرک نمی ورزد – هیچ یک از آفریدگارنت را بر ولی ات چیره مساز –او را در پیکار با دشمنان و دشمنان خویش رخصت ده - مرا بر شمار یارانش آور که تو بر هر کاری توانایی . منتظران ظهور

منتظران ظهور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
امام مهدی (ع)

ای تمام افسانه ها اسطورها و حقیقتها و آرزوها،در نام تو مجموع

ای تمام امواج قدرتمند عشق, در تو متراکم، ای آفتاب بی کرانه ای مهر از چشمانت تابان

شرمندگی کسی رو بپذیر که نه سزاوار مهر توست و نه تاب آن دارد که از جمال دلربایت دست بشوید.شرمندگی کسی که در تلالوء راز آلود مهر اسرار آمیزد مسحور چشمهای توست

و شگفت تر اینکه در عین حال در تاریکی بی پایان نفس ظلمانی خیش اسیر

شرمندگی کسی که در گیرای بی پایان پر از افسانه و محبت تو بارها خود را گم کرده است

وباز به فرو دستهای تیره گناه باز گشته است.




 
|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در سه شنبه هفتم آبان 1387 ساعت 6:41 |

الامام حسن مجتبی علیه السلام

فواید رفت و آمد به مسجد

قال الامام حسن مجتبی علیه السلام
«من أدام الاختلاف إلی المسجد أصحاب إحدی ثمان : آیة محکمة و أخاً مستفاداً و علماً مستطرفاً و رحمة منتظرة و کلمة تدلّ علی الهدی ، أو تردّه عن ردی ، و ترک الذّنوب حباً او خشیة »
کسی که به مسجد رفت و آمد (تردد) داشته باشد ، بر یکی – یا بیش تر – از نعمت های هشتگانه دسترسی پیدا خواهد نمود:

      · استدلال های استوار و محکم در امور دینی خود ( اعتقادی ، فقهی ، سیاسی و ...)
· 
دستیابی به دوستان سود مندی که تردد با آنها مایه بهره وری است .
· 
معلومات و دانش تازه و شگفت انگیز
· 
رحمت و نعمتی که در انتظار اوست
· 
دستیابی به سخنان هدایت کننده ای که شخص را به راه راست رهبری می کند
· 
دسترسی به مطالبی که انسان را از پستی ها و ضد ارزشها دور می دارد
· 
دوری از گناهان و محرمات یا بدان جهت که ترک گناه را دوست می دارد
· 
پرهیز از گناه یا بدان جهت که می ترسد [ گرفتار عقوبت الهی شود یا آبرو و حیثیت خود را با انجام گناه از بین ببرد .]   

                                                                                                    عیون الأخبار 3/3 ؛شیخ صدوق

مکارم اخلاق چییست ؟

قال الحسن مجتبی علیه السلام
مکارم الاخلاق عشرة:صدق اللسان و صدق البأس و اعطاءالسائل و حسن الخلق و المکافاة بالصنائع وصلة الرحم و التذمم علی الجار و معرفة الحق للصاحب و قری الضعیف و رأسهن ّ الحیاء
مکارم اخلاق ده چیزاست ؛ راستگویی ؛صداقت در خضوع و فقر ظاهری؛ بخشش به سائل ؛ خوش خلقی ؛ پاداش در برابر کارها ؛ پیوند و رفت و آمد با خویشاوندان ؛ حمایت از همسایه ؛حق شناسی یاران و همراهان ؛ مهمان نوازی ؛ در رأس همه این ها شرو حیا ست
.

                                                                                                                                     تاریخ یعقوبی 2/215

 توجه به حقوق دیگران

قال الحسن مجتبی علیه السلام
«أعرف الناس بحقوق إخوانه و أشدّهم قضاء اًلها أعظمهم عندالله شأناً و من تواضع في الدّنیا لإخوانه فهو عند الله من الصّدقین و من شیعة علی بن أبی طالب علیه السلام »
والاترین مقام در نزد خداوند از آن کسی است که آشنا به حقوق مردم باشد و سعی در اداء آن نماید . و کسی که در برابر برادران دینی خود تواضع کند خداوند او را از راست گویان و شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام محسوب خواهد کرد.

                                                                                                      حیاة الامام الحسن بن علی (ع) 1/319
 
 
 

   

 

 

 
|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 9:16 |

انتظار تاریخ

پس شب و تاریکیش ماندنی نیست .تیرگی بیش از این مجال بودن ندارد.. گذشته ای تلخ زمین چون رویایی گیج و گنگ به فراموشی سپرده خواهدشد.آری انتظار تاریخ به پایان می رسد. صالحان و پاکان خدا خواهند آمد. وارثان نیک زمین خواهند شد ، و زمین از سر شوق با آشکار نمودن تمامی نعماتش در جشن ظهور غرق در آبادانی میشود .

انسانها دستهایشان در دست ولی خدا قرار میگیرد و تا انتهای سعادت تا قلۀ کمال پرواز میکنند اوج می گیرند . و این پایان شیرین داستان زمینیان خواهد بود .

 

مرا  امید وصال تو زنده می دارد             و گرنه هر دمم از هجر تست  بیم  هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت           زمان زمان کنم از غم چو گل گریبان چاک

 

و امروز من و تو که چشم انتظار آن ایام و مشتاق تنفس در آن فضا هستیم، بیا از هم اینک دل و جانمان را با رنگ و بوی آن امام مهربان، آن پدر دلسوز آشنا سازیم و ظهوری بزرگ از ذکر و یاد مهدی (عج )در جان خود بر پا نماییم و پیوندی عمیق از مهر و محبت او با کردار ورفتارمان آغاز کنیم.

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی       دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

 

بس است ، دیگر بس است دویدن و نرسیدن ،گشتن و یافت نکردن، این رنج ممتد و مداوم بشریت ،زندان، قفس ،ظلمت، دیگر بس است. بیایید پرواز کنیم ،بیایید اوج بگیریم ،بیایید آسمانی شویم، اندکی بیندیشیم این زندگی بی روح این لحظات تهی از یاد او این آشفته بازار دنیا، بیایید رها کنیم هر چه را که تهی از اوست. بیایید تجربه کنیم عشق را پاکی را دوستی را محبت را دنیای با مهدی(عج) را، مهدی(عج) آرامش، مهدی(عج) امید ،مهدی(عج) هدایت، مهدی (عج) رهایی ،مهدی (عج) پرواز، مهدی(عج)گلستان، مهدی(عج)بهشت ،مهدی ( عج )محبت، من چه هستم بی تو هیچ ،من چه دارم بی تو هیچ، این تهی از تو شدن کشت مرا ای دل آویز ترین ، مهرتو می بردم تا ته چشمۀ نور آه کو بال و پرم به کجا شد دل عاشق پیشه ، دست من گیر و مرا  راه ببر ،ببرم تا اوج، ببرم تا نور، بی تو من کورم کور، آخر از سر روزی می کنم دل ز هر آنچه جزء توست . مهر تو بال و پرم خواهد شد .من سفر خواهم کرد تا بالا بالاترها من دعا خواهم کرد از ته دل به خدا، که خدایا برسان جان جانان مرا .

یا مهدی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 10:50 |

حدیث حجةالوداع

یکی از مشروحترین و جامعترین احادیث ،حدیثی است که ابن عباس  از پیغمبر گرامی اسلام(ص)در داستان حجةالوداع نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما می آموزد و حاوی نکات فراوانی است، و به همین جهت تمام آنرا ذکر میکنم :

او میگوید: ما با پیامبر اسلام(ص)در «حجةالوداع»بودیم (حجةالوداع آخرین حجی است که پیامبر در سال آخر عمر خودبجاآوردند) حضرت حلقۀدر خانۀ کعبه را گرفت و رو به ما کرده فرمود: آیاشمارا از «اشراط الساعة»آگاه کنم؟- و سلمان در آنروز از همه به پیامبر گرامی (ص)نزدیکتر بود – عرض کردآری ای رسول خدا(ص).

فرمود:از نشانه های قیامت تضییع نماز،پیروی از شهوات،تمایل به هواپرستی، گرامی داشتن ثروتمندان، فروختن دین به دنیا است، و در این هنگام است که قلب مؤمن در درونش آب میشود،آنچنان که نمک در آّب  از این همه زشتیها که می بیند و توانائی بر تغییر آن ندارد.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن زمان زمامدارانی ظالم ،وزرائی فاسق،کارشناسانی ستمگر،و امنائی خائن بر مردم حکومت میکنند .

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام زشتیها زیبا،و زیبائیها زشت میشود،امانت به خیانتکارسپرده میشود،و امانتدار خیانت میکند،دروغگورا تصدیق میکنندوراستگو را تکذیب!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!در آن روزحکومت به دست زنان،ومشورت بابردگان خواهد بود ،کودکان برمنابر می نشینند،و دروغ،ظرافت،زکات،غرامت،و بیت المال ،غنیمت محسوب میشود!.مردم به پدر و مادربدی میکنند،و به دوستانشان نیکی،و ستارۀدنباله دار در آسمان ظاهرمیشود.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان زن با شوهرش شریک تجارت میشود(و هر دو تمام تلاش خود را در بیرون خانه و برای ثروت اندوزی به کار میگیرند)باران کم و صاحبان کرم خسیس،و تهی دستان حقیرشمرده میشوند. در آن هنگام بازارهابه یکدیگر نزدیک می گردد،یکی میگوید چیزی نفروختم و دیگری میگویدسودی نبردم،و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگار می گشایند!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!در آن زمان اقوامی به حکومت می رسندکه اگر مردم سخن بگویندآنها را میکشند،و اگرسکوت کنند همه چیزشان را مباح می شمرند،اموال آنها را غارت میکنندو احترامشان را پایمال و خونهایشان را میریزند،و دلها را پر از عداوت و وحشت میکنند،وهمۀمردم را ترسان و خائف و مرعوب می بینی!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام چیزی از مشرق چیزی از مغرب می آورند (قوانینی از شرق و قوانینی از غرب)وامت من متلون می گردد!وای در آن روزبر ضعفای امت ازآنها ،ووای بر آنها از عذاب الهی ، نه برصغیر رحم میکنند، نه احترام به کبیر می گذارند،ونه گنهکاری را می بخشند،بدنهایشان همچون آدمیان ا ست اما قلوبشان قلوب شیاطین!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان مردان به مردان قناعت میکنند،و زنان به زنان،و بر سر پسران به رقابت بر میخیزند همانگونه که برای دختران در خانواده هایشان!مردان،خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان می کنند،و زنان بر زین سوار میشوند(و به خودنمایی می پردازند)بر آنها لعنت خدا باد !

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان به تزیی مساجد می پردازند،آن چنان که معابد یهودو نصارارا تزیین میکنند،قرآنها را می آرایند(بی آنکه به محتوای آن عمل کنند)مناره های مساجد طولانی ،و صفوف نمازگزارن فراوان،امادلها نسبت به یکدیگر دشمن و زبانها مختلف است!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان پسران امت مرا با طلا تزئین میکنند،و لباسهای ابریشمین حریر و دیباج می پوشند،و از پوستهای پلنگ برای خود لباس تهیه میکنند!

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن زمان زناآشکار می گردد،معاملات با غیبت و رشوه انجام می گیرد،دین را فرو می نهندو دنیا را بر می دارند.طلاق فزونی میگیرد،و حدی برای خدا اجرا نمیشود، اما با این حال به خدا ضرر نمی زنند .در آن هنگام زنان خواننده ،و آلات لهو و نوازند گی آشکار میشود،و اشرار امتم به دنبال آن میروند.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام اغنیای امتم برای تفریح به حج می روند،و طبقۀ متوسط برای تجارت، و فقرای آنها برای ریا و تظاهر!در آن زمان اقوامی پیدا می شوند که قرآن رابرای غیر خدا فرا میگیرند،و با آن همچون آلات لهو رفتار میکنند،و اقوامی روی کار می آیند که برای غیر خدا علم دین فرا میگیرند، فرزندان نا مشروع فراوان میشود،و قرآن را به صورت غنامیخوانند،وبرای دنیا بر یکدیگر سبقت میگیرند .

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!این در زمانی است که پرده های حرمت دریده میشود ،گناه فراوان ،بدان برنیکان مسلط می گردند،دروغ زیاد میشود، لجاجت آشکار،و فقر فزونی میگرد،و مردم با انواع لباسهابریکدیگر فخر میفروشند. بارنهای بی موقع می بارد،قمار و آلات موسیقی را جالب می شمرند، و امر به معروف و نهی از منکر را زشت مدانند.

به گونه ای که مؤمن در آن زمان از همۀامت خوارتر است قاریان قرآن و عبادت کنندگان پیوسته به یکدیگر بدگوئی می کنند، و آنها را در ملکوت آسمانها افرادی پلید و آلوده میخوانند.

سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا.

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام ثروتمند رحمی بر فقیر نمیکند،تا آنچاکه نیازمندی در میان جمعیت با پا می خیزد و اظهار حاجت میکند،و هیچکس چیزی در دست او نمی نهد !

سلمان گفت آیا این امر شدنی است ای رسول خدا !؟

فرمود:آری سوگند به آن کس که جانم در درست اوست،ای سلمان!درآن هنگام«روبیضة» سخن میگوید!

سلمان عرض کرد : پدر و مادر فدایت باد ای رسول خدا!روبیضة چیست ؟

فرمود: کسی دربارۀ محروم سخن میگوید که هرگز سخن نمی گفت(کسی اظهار نظر میکند که مجال اظهار نظر به او نمی دادند).

در این هنگام طولی نمی کشد که فریادی از زمین بر می خیزد ،آنچنان که هر گروهی خیال میکنند این فریاد در منطقۀ آنهاست.

باز مدتی که خدا میخواهد به همان حال می مانند، سپس در این مدت زمین را می شکافند و زمین پاره های دل خود را بیرون می افکند ، فرمود منظورم طلا و نقره است ، سپس به ستونهای مسجد با دست مبارکش اشاره کردو گفت :همانند اینها !و در آن روز دیگر طلا و نقره ای به درد نمی خورد و فرمان الهی فرا می رسد.

 


تفسر «علی بن ابراهیم »مطابق نقل «نورالثقلین »و «تفسر صافی » و «تفسر نمونه»

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 8:17 |

امام مهدی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

شد ثانیه های دل در شوق عبور تو

ای صبح خدا هستی دلتنگ ظهور تو

از نام تو میریزد در سینه شراب و شهد

تا چند بخوانم من دلخسته دعای عهد

در شهر مدینه هم چشمی به تو دل بسته

عجل به تو دلتنگ است آن مادر دلخسته

در علقمۀ جانها  دستان حق افتاده

بر دار ز خاک غم آن بیرق افتاده

ای محرم شش گوشه جان بر لب ما آمد

تا جد غریب تو در کرب و بلاء آمد

ای مسیح آل الله ای منتقم گلها

دل ز گریه ات خون است در غروب عاشورا

من تشنۀ خورشیدم دراین شب بارانی

دلتنگ تو ام برگرد ای ماه جمارانی

ایام خوش آن روزی که سینه حسینی بود

شبهای دلم روشن با نور خمینی بود

ما شمع ولایت را هستیم چو پروانه

در قافلۀ عشقیم با رهبر فرزانه

صد شکر که شیعه سر در خط ولی دارد

ای عهد شکن کوفه ، این خطبه علی دارد

امام مهدی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:11 |

Imam Mahdi

In the name of god

When he comes happiness rules over the world.

All the trees flowers and lords say hello to one an other happily .

They will celebrate NARCISSUS coming

I love that day and I m waiting for it.

I pray for him from the bottom of my heart.

Since I know  Imam Mahdi (peace beupon him ) has said:

Pray much for the ardent of faraj  this will bring comfort for you

So let s pray for him along with the entire universe.

Oh God !

Let Imam Mahdi(peace beupon him ) start his mission .

 

 

 یا مهدی

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 15:6 |

ارم

دانلود کد "لااله الا أنت" (سمت راست بالای وبلاگ)

ارم اتحاد وبلاگ نویسان ایران برای دانلود کد ارم به وب سایت

http://faranegar.blogfa.com

مراجعه کنید  

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 8:21 |

نظریه پرفسور هانری کربن

پرفسور هانری کربن استاد فلسفه دردانشگاه سوربن فرانسه و مستشرق نامدار فرانسوی است که می گوید:

به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطۀ هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است و به طور مستمر و پیوسته ، ولایت را زنده و پا بر جا می دارد .

مذهب یهود ، بنوّت را که رابطه ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی ، در حضرت کلیم ختم کرده و پس از ان به نبوّت حضرت مسیح و حضرت محمد (ص) اذعان ننموده و رابطۀ مزبور را قطع میکند و همچنین مسیحیان در حضرت مسیح متوقف شده اند . اهل سنت از  مسلمانان نیز در حضرت محمد (ص) توقف کرده و با ختم نبوت در ایشان دیگر رابطه ای میان خالق و مخلوق موجود نمی دانند . تنها مذهب تشیع است که «نبوت » را با حضرت محمد (ص) ختم شده می داتند و ولی « ولایت » را که همان رابطۀ  هدایت و تکمیل می باشد ، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند
|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 15:34 |

جمعه ها ....

مهدی(عج) جان

دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام که با آمدنت علاج می شوند

جمعه ها دم غروب...

وقتی آسمان از انده نیامدنت دوباره مثل صد ها سال دیگری که خون گریسته است اشک سرخ می بارد

به خود می گویم آقایم باز هم نیامد.

درست جمعه ها...

وقتی قلبم از تنگی فراغت مثل لاله ای که زیر پا لگد شود چروکیده و رنجیده می شود با خود می گویم

این درد عاقبت مرا خواهد کشت

و بعد به خود  نهیب می زنم که او خواهد آمد

و آنگاه از دید گانم قطره ای اشک می چکد

و از سوزان ترین پرده اندوهم می گویم مهدی(عج) جان

درست که  من بدم و لایق تو نیستم  اما، اما

دوستت دارم.

 

یا مهدی ادرکنی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 13:5 |

حدیث

بنازم آن امامی را که دین از مذهبش نازد       خدا از خلقتش نازد بشر از مکتبش نازد

حرم از مولدش نازد غدیر از موکبش نازد      دو عالم از علی نارد علی از زینبش نازد

 

امام علی علیه السلام می فرمایند:

ان الانسان اذ کان فی الصلاة فإن جسده و ثیابه و کلّ شی ء حوله یسبحّ

هنگامی که انسان در نماز است بدن او لباس او و همه چیز در پیرامون او همانا خدای را تسبیح می گویند

 

البحار الانوار 82/213

 

                                                                                           یا علی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 8:0 |

گزیده ای از زندگی حضرت آیت الله حاج شیخ عباس قمی ( محدث قمی)(نوسینده مفاتیح الجنان)

 شیخ عباس زندگی محرم حاج شیخ عباس قمی بسیار محدود بود،به طوری که از حد زندگی یک اهل علم عادی هم پایین تر بود .لباسش عبارت بود از یک قبای کرباس بسیار نظیف و معطر و تمیز، چند سال زمستان وتابستان را با آن قبای کرباس می گذرانید.هیچ گاه در فکر لباس و تجمل نبود. فرش خانه اش گلیم بود . از سهم امام استفاده نمی کرد و می گفت  من اهلیت ندارم ازآن استفاده کنم از نظر غذا هم با ملاحظه و محتاط بود. با یان که سینه درد داشت و مبتلا به تنگی نفس بود،و هر غذایی برایش مناسب نبود مع الوصف اهمیت نمی داد و از هر غذا و هر مقداری که میسر بود استفاده می کرد. روزی در نجف اشرف دو زن محترم که در بمبئی سکونت داشتند ، و از بستگان آقا کوچک ( از محترمین نجف) بودند . حضور آن مرحوم می رسند و تقاضا می کنند که  هر ماه مبلغ 75 روپیه به ایشان تقدیم کنند که از لحاظ زندگی در رفاه باشند . در آن ایام ، مخارج ماهانه خانواده ویاز ماهی 50 روپیه تجاوز نمی کرد حاج شیخ عباس از پذیرفتن آن خود داری میکند .میرزا محسن محدث زاده فرزند کوچک آن مرحوم اصرار میکند تا قبول نمایند ولی قبول نمی کنند تا اینکه زنان محترم نا امید می شوند و می روند . پس از رفتن آنها فرزند به پدر می گوید: من هم دیگر از کسبه بازار برای مخارج زندگی قرض نمی کنم حاج شیخ عباس می گوید:ساکت باش من همین مقدار هم که الان خرج میکنم ،نمی دانم فردای قیامت چگونه جواب خدا و امام زمان ( سلام الله علیه ) را بدهم در جواب این مقدار معطل هستم ، چگونه بارم را سنگین تر کنم ؟ مردی از بارزگانان تهران تا آخر عمر ، وجه مختصری به ایشان می داد و با کمال اقتصاد زندگی میکرد دراواخر عمرشان ، شخصی از همدان آمد به نجف اشرف وایشان را در خانه شان ملاقات کرد. در ضمن صحبت از وضع داخلی وی جویا شد آن مرحوم هر جه بود گفت .شخص همدانی در موقع رفتن مبلغی پول به ایشان داد ، ولی محدث قمی نپذیرفت هر چه اصرار کرد قبول ننمو د پس از رفتن فرزند برزگش میگوید:پدر چرا نپذیرفتی ؟جواب میدهد:گردنم نازک و بدنم ضعیف است ، طاقت جواب خدا را در قیامت ندارم سپس داستان امیر المومنین علیه السلام در شب نوزدهم رمضان را نقل کرد و گریست و به موعظه اهل خانه پرداخت         

               

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 9:30 |

پایگاههای اسلامی در شبکه اینترنت

صفحه المصدر لتنزیل الکتب الاسلامیه:

www.almasdar@homestead.com

این پایگاه به زبان عربی است . در زمینه دریافت کتب اسلامی فعالیت می کند و مشتمل بر گزینه های عقائد ، فقه ،اخلاق، حدیث، سیره ، ادعیه ،.... است .

پست الکترونیک           E-mail:almasdar@hotmail.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 9:15 |

غزلی از غزلیات مرحوم شیخ عباس تهرانی

 

تا تو را هست چه زاغان به چمن غوغایی

نشنوی ناله این بلبل دستا ن مرا

بنمای روی و بکن تازه ایمان مرا

یک تجلی کن و بستان ز من این جان مرا

دوستان رحم به حال من بیچاره کنید

برسانید به من دلبر و جانان مرا

یا رب این ترک ری چهره عجب عیار است

که کند تازه زو وصلش غم هجران مرا

من که حیران شدم از هجرو وصالش هیهات

ندهد وصل ونه هجران دل حیران مرا

تا چه موسی نشوی آگه از آن آتش طور

کی خبر دار شوی آتش سوزان مرا

بوی مدار جهان کن ز مشامت بیرون

تا بری لذت این بوی گلستان مرا

تا نسوزی پر و هم و خرد و بال امل

منزوی کی نگری پیکر عریان مرا

یا صاحب الزمان

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 9:1 |

وصال

ای دوست غمت به عیش جان می ارزد       هجرت به وصال  دیگران می ارزد                                          در  ذکر تو و بیاد تو   بودن ما         یک لحظه به عمر جاودان می ارزد

 

السلام علیک یا بقیه الله

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 11:22 |

روایت

 

از امام صادق (ع) سوال شد که آیا حضرت مهدی (عج) به دنیا آمده است؟

حضرت جواب دادند

لا و لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی

( نه ولی اگر زمان او را درک می کردم در تمام روزهای زندگانیم در خدمت او می بودم)

 

بحار الانوار ج 51 صفحه ۱۴۸


یا بقیه الله

شخصی از امام صادق (ع) پرسید چگونه به امام زمان (عج) سلام کنیم

حضرت جواب دادند به او و فرمودند بگو :

 

السلام علیک یا بقیة الله    (  سلام بر تو ای ذخیره الهی )

 

 بحار الانوار ج 52 صفحه ۳۷۳

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 12:22 |

پاسخ

دوست عزیزی سئوالاتی پیرامون مطالب وبلاگ مطرح کرده بودند که من به اختصار پاسخگو خواهم بود .

 


1- چرا الان امام در غیبت به سر می برند ؟ معتمد عباسی که دیگر وجود ندارد !؟ و این همه شیعه منتظر امام هستند دنیا هم که غرق در ظلم شده و هست پس چرا ایشان ظهور نمی کنند ؟

 

امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند :

هنگامیکه پنجمین فرزندم غائب شد مواظب دین خود باشید . مبادا کسی  شما را از دین خارج کند . او ناگزیر غیبتی خواهد داشت به طوری که گروهی از مومنان از عقیده خویش بر می گردند . خداوند به وسیله غیبت او بندگان خویش را آزمایش می کند .

از سخنان پیشوایان اسلام برمی آید که آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدی ( عج) از سخت ترین آزمایشهای اللهی است و این سختی از دو جهت است

الف – از جهت اصل غیبت : چون بسیار طولانی می شود بسیاری از مردم دستخوش شک و تردید میگردند .

ب – حفظ ایمان و استقامت در دین کاری سخت ودشوار می گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرار میگرد.

خداوند به وسیله غیبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ کرده است ، زیرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگی در میان مردم ظاهر می شدند ایشان را به قتل میرساندند . بر این اساس اگر پیش ازموعد مناسب نیز ظاهر بشوند باز جان ایشان به خطر می افتد و به انجام ماموریت الهی و اهداف بلند اسلامی خود موفق نمی گردند .

اگر ایشان تا کنون ظهور نکرده اند نه فقط بخاطر این است که گناه کم شده است ،و دنیا در ظلم و ستم نیست . بلکه دنیا هنوز به آن مرحله از قابلیت نرسیده است و در روایات شیعه زیاد می بینیم که هر وقت آن اقلیت سیصد و سیزده نفر پیداشد امام ظهور می کنند . هنوز همان اقلیت سیصد و سیزده نفر یا کمتر یا بیشتر وجود ندارد. یعنی زمان باید آنقدر جلو برود که از یک نظر هر اندازه فاسد بشود ، از نظر دیگر آنهایکه میخواهند حکومت را تشکیل بدهند و به تبع و در زیر لوای ایشان زمامدار جهان بشوند پدید آیند. هنوز چنین مردان لایقی در دنیا به وجود نیامده اند .

آیا به نظر شما دیگر معتمد عباسیها وجود ندارند ؟

آیا دیگر جان امام در خطر شهادت نیست ؟

آیا همه شیعیان ، منتظر واقعی هستند ؟

در روایات بسیاری آمده است که هنگامیکه حضرت ظهور می کنند بسیاری از شیعیان از دین خود بر میگردند و نه تنها با حضرت بیعت نمی کنند بلکه در برابر ایشان هم  قرار می گیرند .

 

حضرت مهدی (عج) می فرمایند :

و لو أن أشیاعنا و فّقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء علیهم ، لما تأخر عنهم الیمین بلقائنا و لتعجت لهم السعادة بمشاهدتنا علی حق المعرفة و صدقها منهم بنا، فما یحبسنا عنهم إلا یتصل بنامما نکرهه و لا نوثره منهم .

اگر شیعیان ما – که خداوند آنان را بر طاعت خویش توفیق دهد – در پایبندی به عهد که با آنان بسته شده است همدل می بودند و نسبت به ما حقیقتاَ و براستی معرفت داشتند میمنت دیدار ما از آنان با تأخیر نمی افتاد و به زودی سعادت دیدارمان نصیب ایشان می شد . پس تنها چیزیکه آنها را از دیدار ما محروم می سازد کارهایی است که از آنها به ما می رسد و ما آنها را خوش نداریم و از آنان نمی پسندیم

 

البحار الانوار جلد 53 صفحه 177

 

 

یا بن الحسن روحی فداک


2- کمال خرد یعنی چه و انتهای این کمال کجاست ؟

مرور زمان و تجارب تلخ و شیرین ، مایه شکوفایی عقل انسانی میگردد و بشر در پرتو الطاف الهی در میابد که: دیگر سازمانهای بشر و تدابیر انسانی قادر به حل تضادها و مشکلات نیست . از این جهت بی درنگ به ندای حضرت مهدی (عج) پاسخ می گویند و انسانها با رضایت خاطر به انقلاب می پیوندند

 

امام باقرعلیه السلام  دراین باره می فرمایند :

اذا قام قائمنا وضع الله یده علی روس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم

آنگاه که قائم ما قیام کند خدواند دست لطف و رحمت خود را بر سر بندگان خود میگذارد واز این طریق به عقول آنان وحدت می بخشد و به وسیله او خردهای آنان تکامل پیدا می کند .

 


3- انتقام از دشمنان خدا توسط آن حضرت چگونه خواهد بود؟

 

قرآن در دو مورد از برقراری آیین اسلام در جهان و پیروزی آن بر دینهای دیگر خبر داده است و این گزارش غیبی تا کنون محقق نگردیده و طبق روایات آخرین وصی پیامبر حضرت مهدی (عج) زمام امور را به دست می گیرد و اسلام را در سراسر شرق و غرب منتشر می سازد چنانکه می فرماید :

«هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون »(سوره توبه آیه 33)

او است که پیامبر خود را با هدایتها و آیین استواری فرستاده است تا دین حق را بر تمام دینها پیروز  گرداند هر چند گروه شرک آن را دوست نداشته باشد .

در آیه دیگر همین مطلب را به تعبیر دیگر و اینکه « نور خدا خاموش شدنی نیست »وارد شده است ،چنانکه میفرمایند:

یریدون لیطفئو ا نورالله با فواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون «سوره صف آیه 8»

می خواهند نور خدا را با دهان های خود خاموش کنند خداوند نور خود را به پایان می رساند هر چند کافران دوست نداشته باشند .

امام باقر علیه السلام می فرمایند :

 

و المهدی و اصحابه یملکهم الله مشارق الارض و مغاربها و یظهر الدین و یمیت الله به و بأصحابه البدع و الباطل کما أمات الشقاة الحق حتی لا یری أین الظلم و یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر.

خداوند شرق و غرب عالم را در سیطره حکومت مهدی (عج) و یاران او قرار می دهد آیین خود را آشکار می سازد و به وسیله او ( امام مهدی عج) و یارانش بدعت و باطل را نابود می کند چنان که تبهکاران حق را نابود کرده بودند ،به طوری که بر صحفه زمین اثری از ظلم دیده نخواهد شد آنها به معروف امر و از منکر نهی می کنند .

 

تفسیر نور الثقلین جلد 3 صفحه 506

 


منابع : زندگی امامان معصوم – استاد جعفر سبحانی /سیره پیشوایان – مهدی پیشوایی / سیری در سیره ائمه اطهار – استاد مطهری

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 10:13 |

ویژ ولادت امام رضا علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر

 

ولادت عالم آل محمد (ص) هشتمین اختر تابناک امامت بر محبین و شیعیان ولایت مبارک باد

 

 

قسم به نور ضریحت فقط به یمن شماست         که برگزیده ام ای شاه دین، خراسان را

      

یا ضامن آهو

                                               

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا ( ع) و کما جعلته حجة علی خلقک  

خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا(ع) چنانچه او را حجت بر خلق قرار دادی

 

السلام علی غوث اللهفان و من صارت به ارض خراسان خراسان

سلام بر آن آقایی که فریاد رس درماندگان است و آن بزرگوار که زمین خراسان بواسطه وجود مقدس او خراسان شد

 

قسمتی از زیارت جوادیه ( ع)

 

پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه واله وسلم )می فرمایند:

من احب ان یلقی الله ضاحکا مستبشرا فلیتول علی بن موسی الرضا(ع)

کسی که دوست دارد خندان و شادمان خداوند را دیدار کند باید محبت و ولایت علی بی موسی الرضا (ع) را داشته باشد

 

بحالانوار ج36صفحه 296

                                


ای شه طوس بدیدار تو باز آماده ایم        در حریم توپی راز و نیاز  آمده ایم

ما گدائیم و تویی پادشه   بنده  نواز        خدمت  پادشه  بنده  نواز  آمده ایم

دل مشتاق ز بس تشنِۀ دیدار تو بود        برلب چشمۀ الطاف تو باز  آمده ایم

تا کنی با خبر از  راه حقیقت   ما را        با دلی پاک  بخلوتگه  راز آمده ایم

چهره بگشای که جان در قدمت افشانیم            قبله بنمای که از بهر نماز آمده ایم

 بی جواز تو متاعی نه پذیرند   زما        رحمتی کن که با مید جواز آمده ایم

 خسروا از پی روبیدن  گرد  حَرمت        چون با دل پر سوز و گذاز آمده ایم

 

هشتمین اختر تابناک ولایت حضرت امام علی بی موسی الرضا (ع) در یازدهم ذی القعده سال 148 هجری قمری از مادری به نام( تکتم)دیده به جهان گشود . پس از تولد حضرت ، مادر ایشان از طرف امام موسی کاظم علیه السلام(طاهره) نام گرفتند .

حضرت را« علی » نام نهاده اند و ایشان  سومین نفر از چهار نفر  از امامان شیعه اثنی عشریه هستند که علی     نامیده اند .

اول : ابو الائمه  علی بن ابی طالب ( حضرت امیر المومنین صلوات الله علیه)

دوم: امام چهارم علی بن الحسین ( زین العابدین علیه السلام )

سوم: امام هشتم علی بن موسی ( امام رضا علیه السلام )

چهارم:امام دهم علی بن محمد ( امام هادی علیه السلام )  

 

شاعر در عدد نامهای محمد(ص) و آلش علیه السلام چنین گفته است:

نامهای چهارده معصوم در یک بیت من                  با تو گویم  تا  بماند  یادگار  اندر ز  من

مصطفی با سه محمد مرتضی با سه علی     جعفر و موسی و زهرا یک حسین و دو حسن

 

کنیه حضرت ، ابو الحسن است و از دوازه امام بزرگوارمان پنج امام ابوالحسن نامیده شده اند .

اول : حضرت امیر المومنین علیه السلام 

دوم : حضرت زین العابدین علیه السلام

سوم: امام موسی بن جعفر علیه السلام

چهارم: امام رضا علیه السلام

پنجم: امام علی نقی ( هادی ) علیه السلام

 

لقب آن حضرت رضا(ع) است و از آن جهت رضا نامیده شدند که همه مردم چه از  دوست و دشمن ،موافق و یا مخالف از آن جناب راضی و خشنود بودند .

 

جانها  بفدای  خسرو  سلم و  رضا        شاهی   که زحق گشته ملقب به    رضا

زیرا که زقول و فعل شاهنشه طوس       هم دشمن و هم دوست از او بوده  رضا

 

 

شاهی که درش کعبه ارباب صفاست         فرمان ده اهل ملک تسلیم رضا ست

سر جمع  تمام  نا مها شد   لقبش     کو هم عدد هزار و یک نام خداست

 

امام رضا علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارشان در زندان بغداد در سن سی پنج سالگی عهده دار مقام ولایت و رهبری گشتند و مدت امامت آن حضرت بیست سال به طول انجامید که ده سال آن معاصر با خلافت هارون الرشید،

پنج سال معاصر با خلافت محمد امین و پنج سال دیگر معاصر با خلافت عبدالله بن مامون ( لعنت الله علیه ) بود .

امام تاآغاز خلا فت مامون در زادگاه خود یعنی شهر مدینه طیبه اقامت داشتند ولی مامون پس از رسیدن به حکومت حضرت را به خراسان دعوت کرد و سر انجام حضرت به دست مامون لعنت الله علیه به وسیله انگور زهر آلود در روز بیست ونهم ماه صفر در سال 203 هجری قمری به فیض شهادت نائل آمدند. و هنگام شهادت پنجاه و چهار سال و سه ماه و نوزده روز عمر داشتند و در همان سرزمین  (خراسان)به خاک سپرده شدند .

 

معجزه حضرت امام رضا علیه السلام

ابن شهر اشوب روایت کرده از سلیمان جعفری که گفت در خدمت حضرت امام رضا علیه السلام بودم در بستانی از آن حضرت ناگاه گنجشگی آمد مقابل آن حضرت بر زمین و شروع کرد بصیحه زدن و اضطراب کردن ، حضرت بمن فرمودند ای سلیمان می دانی که این گنجشگ چه می گوید ؟ گفتم نه یابن رسول الله فرمودند:می گوید که ماری می خواد جوجه های مرا بخورد پس بر دار این عصا را و داخل شو و مار را بکش . سلیمان گفت عصا بر دست گرفتم داخل بیت شدم ، دیدم ماری که در جولان است، پس کشتم آن را .

 

ای سرو  دین خسرو  اقلیم  رضا      سلطان  خراسان و غریب   الغربا

در شأن تو این بس که رضا در اعداد     یکسان شده با هزار و یک نام خدا

 

امام رضا علیه السلام می فرمایند :

 صدق کل امری عقله وعدوه جهله

دوست هر مردی عقل اوست و دشمن او نا دانی اوست .

 

ما سوختگان تشنه دیدار توایم      با قطره اشک خود خریدار توایم

در پرتو آفتاب حُسن تو  رضا       ما سایه  زیر  پای  زوّار   توایم

 

حدیت سلسلة الذهب

یکی از احادیثی است که امام رضا علیه السلام از پدران خود تا حضرت علی علیه السلام و از ایشان تا پیامبر صلی الله و علیه و آله و از بیامبر ( ص) اسلام تا حضرت جبرئیل علیه السلام و از حضرت جبرئیل علیه السلام تا خداوند متعال نقل نمودند . و از آن جاکه سراسر این حدیث پیشوایان پاک قرار دارند این حدیث را حدیث سلسلة الذهب نامیده اند .

خداوند متعال می فرمایند :

کلمة لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی

گفتن لا اله الاالله دژ جاودانی من است ، هر کس آن را بگوید وارد دژ من می گردد، و هر کس وارد دژ من شد از عذاب من ایمن می گردد.

و در ادامه حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند :

«لکن بشرطها و شروطها و انا من شروطها »

یعنی اقرار به توحید در صورتی ایمن بخش و نجات آفرین است که دیگر شرایط به آن ضمیمه گردد و یکی از شرایط آن است که بشر از حکومت معصوم کنار نرود و حکومت معصوم را کاملا بپذیرد و در حقیقت امام مسأله ولایت و حکومت معصوم را تکمیل کننده توحید می داند زیرا در غیر این صورت حکومت طاغوتها سبب می شوند که همان توحید نیز از میان برود .

 

در  کوی تو من  قبله جان   می بینم      از هر طرفش باغ جنان می بینم

این جا همه صحن و حرمی می بینند       من مرکز فرمان جهان می بینم

 

اخبار حضرت رضا علیه السلام بشهادت خود

بسند معتبر از آن جناب منقولست که گفت بخدا سوگند که هیچ یک از ما اهلبیت نیست مگر آنکه کشته می گردد و شهید می شود گفتند یابن رسول الله کی شما را شهید می کند ؟ فرمودند که بدترین خلق خداوند در زمان من، مرا شهید خواهد کرد به زهر و دور از یا رو یاور در زمین غربت مدفون خواهد ساخت پس هر که مرا در آن غربت زیارت کند حق تعالی مزد صد هزار شهید و صد هزار صدیق و صد هزار حج کننده و عمره کننده و صد هزار جهاد کننده برای او بنویسد ودر زمره ما محشور شود و در در جات عالیه بهشت رفیق ما باشد. ایضا بسند معتبر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت رسول صلی الله و علیه و آله فرمود که پا ره ای از تن من در زمین خراسان مدفون خواهد شد هر مومنی که او را زیارت کند البته بهشت او را واجب می شود و بدنش بر آتش جهنم حرام می گردد.

 

یا رب بکریمی کریمانم  بخش       وز مرحمت و لطف بقرآنم بخش

صد بار اگر جرم مرا بخشیدی      این  بار بسلطان خراسانم  بخش

 

علامه مجلسی در دیگر کتاب خود نقل کرده بسند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام  که فرمودند : زود باشد که کشته شوم بزهر و ستم و مدفون شوم در پهلوی هارون الرشید و بگرداند خدا تربت مرا محل تردد شیعیان و دوستان من پس هر که مرا در این غربت زیارت کند واجب شود برای او که من او را زیارت کنم در روز قیامت و سوگند می خورم بخدائی که محمد صلی الله و علیه وآله راگرامی داشته است به پیغمبری و برگزیده است او را بر جمیع خلایق که هر که از شما شیعیان نزد قبر من دو رکعت نماز کند البته مستحق شود آمرزش گناهان را از خداوند عالمیان در روز قیامت و به حق آن خداوندی که مار را گرامی داشته است بعد از محمد (ص) بامامت و مخصوص گردانیده است ما را بوصیت آن حضرت ، سوگند می خورم که زیارت کنندگان قبر من گرامیتر از هر گروهی اند نزد خداوند در روز قیامت .

 

ز آستان رضا یم  خدا جدا نکند            من و جدائی ازاین آستان خدا نکند

به پیش گنبد زرینش آفتاب منیر            ز رنگ زردی خود دعوی بها نکند

بصحن اونکندکس بدل هوای بهشت       مگر کسی که ز روی رضا حیا نکند

ز در گه کرمش دست التجا نکشم          گدا که  دامن  صاحب کرم رها نکند

چه زائریست که گربگذرد ز درگه او        مقیم آن نشود  ترک ما  سوا  نکند

بنزد حق نبود هیچ طاعتی مقبول         ازآن کسی که رضا را زخود رضانکند

شها بزائر خود داده ای تو وعده لطف             کجا بگفته خود چون توئی وفا نکند

 

یا ضامن اهو

 

روایت

شیخ صدوق علیه الرحمه در عیون نقل نموده است که از جناب ابوالصلت عبد السلام هروی که فرموده است من خودم از دعبل خزاعی شنیدم که می گفت من آن وقتی که قصیده خودم را که اول مطلعش این بود

مدارس آیات خلت من تلاوة        و منزل وحی مقفر العرصات

میخواندم رسیدم به این بیت که خواندم .

خروج امام الامحالة خارج     یقول علی اسم الله بالبرکات

یمیز فینا کل حق و باطل      و یجزی علی النعماءو النقمات

(یعنی امیدوارم خروج و بیرون آمدن و ظاهر شدن امامی که البته ظاهر خواهید شد و قیام خواهد فرمود بنام خداوند عالمیان با برکتهای فراوان و تمیز خواهد داد بین هر حق و باطلی را و نیز جزا و پاداش میدهد بر نعمتها و نقمتها )

دعبل می گوید تا من این دو بیت را خواندم و حضرت رضا علیه السلام شنید به گریه آمد و گریه کردند  گریه سختی  ، پس از گریه شدید سر مبارکشان را بلند کردند و بجانب من توجهی نمودند و فرمودند یا خزاعی روح الامین این مضمون و مطلب را بزبان تو جاری نموده و گفته است . پس از آن فرمودند آیا میدانی آن امام کیست و چه وقت قیام خواهد کرد .

عرض کردم نه ای آقای من من همین قدر شنیده ام که امامی از شما خروج می کند و ظاهر میشود و آن امامی که قیام می فرماید زمین پر از فساد را پاک مینماید و پر از عدل خواهد کرد .

و آنگاه خود آن بزرگوار فرمود امام بعد از من فرزندم محمد علیه السلام است و بعد از او بسرش علی علیه السلام و پس از او فرزندش حسن علیه السلام و بعد از او فرزندش حضرت حجت علیه السلام است.                          ( المنتظر فی غیبته و المطاع فی ظهوره) یعنی آن حجت علیه السلام امامی است که در زمان غیبتش دوست دارانش انتظار او را خواهند داشت و چون ظاهر شود او را اطاعت خواهند کرد

 پس از آن فرمودند :

( و لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد یطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیملاء ها عدلا کما ملئت جورا و ظلما ً)

هر گاه از دنیا نماند مگر یک روز خداوند علی اعلی آن روز را بقدری طولانی فرماید تا اینکه آن امام غائب منتظر ظاهر گردد و زمین راپر از عدل و داد کند چنا نچه پر از جور و ظلم شده باشد

 پس از آن فرمود اما در چه وقت و چه زمانی ظاهر میشود و قیام می نماید .

اخبار از وقت است ( یعنی خبر دادن از غیب است ) و بدرستیکه خبر داده و حدیث نموده پدر بزرگوارم از پدرش از پدران خود از علی علیه السلام که امیر المومنین صلوات الله علیه فرمود از رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم سئوال شد که چه زمان ظاهر میشود و قیام می نماید فرزندت حضرت حجت (عج)؟ فرمودند قیام او مثل ساعت قیامت است نمیداند کسی وقت آن را مگر ذات مقدس حضرت احد یت.

 

دارم از غیبت مهدی (عج) گله چندان که مپرس    که  چنان زان  شده ام بی سرمان که مپرس                          سبب  غیبت  مهدی (عج) زخرد  جستم   گفت     فیض این قصه دراز است به قرآن که مپرس

 

روایت

روایت شده از دعبل خزاعی که وقتی  خواندم قصیده تائیۀ خود را برای حضرت رضا صلوات الله علیه چون رسید به این شعر خروج امام زمان (عج) ( یقول علی اسم الله بالبرکات ) حضرت امام رضا علیه السلام برخاستند و بر روی پاهای مبارک خود ایستادند و سر نازنین خود را خم کردند بسوی زمین پس از آنکه کف دست راست خود را بر سر گذاشته بودند فرمودند: ( اللهم عجل فرجه و مخرجه وانصرنا به نصراًعزیرا)

 

وکلام آخر:

 


شکر خدا را که زحسن القضا         شد  وطنم  مشهد  شاه رضا

قبله  هفتم  شه  دنیا  و دین          حجت  حق  رهبر  اهل  یقین

زاده  موسی   خلف    انبیاء          کهف  تقی  پیش  رو  اولیاء

شمس  ضحی بدر دجی شاه طوس     غوث امم حضرت شمس الشموس

رافت حق آمده بر   ممکنات          کعبه حاجات و  کلید   نجات

ای بخلایق تو امام   رئوف           کرده سگی بر سر کویت وقوف

از نظر رافت و الطاف خویش        دور مگردان و  مرانم  ز پیش

منکه با ین در به پناه آمدم            پشت خم از بار  گناه    آمد م

خسته و بیچاره و در مانده ام         عاصی و مطرود وزحق را نده ام

روز گرفتاری با صد فسوس         جز تو کسی نیست انیس النفوس

دادرسی نیست در آن گیرو دار        دست من و دامنت ای  شهریار

گر چه بود جامه عصیان بتن          لیک بدل و  مهر تو کرده وطن

کی بود آتش  بمحبان   سزا           تا که  توئی شا فع  یوم   الجزا

آمده ( فیاض ) ثنا خوان تو           چونکه بود ریزه خور خوان تو

 

 


 منابع:  کرامات رضویه تألیف :حاج شیخ علی اکبر مروج –زندگی امامان علیهم السلام تالیف : استاد جعفر سبحانی- منتی الامال تالیف: حاج شیخ عباس قمی (ره)

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 9:2 |

امید وصال تو

                     مرا  امید وصال تو زنده می دارد             و گرنه هر دمم از هجر تست  بیم  هلاک

                      نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت           زمان زمان کنم از غم چو گل گریبان چاک

یا مهدی ادرکنی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 11:18 |

چرا امام زمان علیه السلام از نظرها غائب شدند

مطابق روایات شیعه ، معتمد عباسی خلیفه وقت چون از وجود تنها پسر امام عسکری علیه السلام  آگاه شد، در صدد نابودی او بر آمد . زیرا در روایات اسلامی رسیده که مهدی موعود علیه السلام قیام می کند و کلیه دولتهای باطل را بر انداخته و خود دولت پیامبر (ص) را تاسیس خواهد کرد. دولتی که تا پایان روزگار دوام خواهد داشت سراسر گیتی را به زیر فرمان می آورد و جباران عالم را نابود می سازد. چون چنین وضعی پیش آمد خداوند به منظور حفظ جان ایشان یعنی آخرین رهبری که برای انسانها تعیین فرموده و منظور داشته بود ، صلاح در آن دید که او از نظرها غائب گرداند ، و برای کار اساسی تری محفوظ بدارد. بنابراین غیبت حضرت یک امر لازم و ضروری، و ناشی از ناسپاسی خود مردم بود. اگر مردم عکس العمل مطلوبی نشان می دادند مسئله غیبت به هیچ وجه پیش نمی آمد و معنی نداشت. غیبت با منصب امامت و رهبری سازگار نیست ولی چه باید کرد که مردم خود باعث آن بودند و موجب شدند که آخرین پیشوای خود را قرن ها از دست بدهند .

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 11:9 |

روایت معتبر ازدواج امام حسن عسکری(ع ) با حضرت نرجس خاتون

قسمت اول

ابن  بابویه و شیخ طوسی به سندهای معتبر روایت کرده اند از بشربن سلیمان برده فروش که از فرزندان ابو ایوب انصاری بود واز شیعیان خاص امام علی نقی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام که در همسایگی آنها زندگی می کرد گفت که روزی کافور خادم امام علی نقی علیه السلام بنزد من آمد و گفت امام از من خواستند تا به ملاقاتشان بروم . به خدمت آن حضرت رفتم و نشستم ایشان فرمودند که تواز فرزندان انصاری ، ولایت و محبت ما اهلبیت همیشه در میان شما بوده است از زمان رسول اکرم (ص) تا بحال و همیشه مورد اعتماد ما بودید و من تو را اختیار می کنم و مشرف می گردانم به تفصیلی که بسبب آن بر شیعیان سبقت گیری در ولایت ما و تو را به رازهای دیگر مطلع می گردانم و بخریدن کنیزی می فرستم ،پس نامه پاکیزه نوشتند بخط فرنگی و مهر شریف خود بر آن زدند و کیسه زری بیرون آوردند که در آن دویست و بیست اشرفی بود ، فرمودند بگیر این نامه و زر را و به بغداد برو و در فلان روز و فلان ساعت به ساحل برو چون کشتیهای اسیران به ساحل رسد جمعی از کنیزان در آن کشتیها خواهی دید و جمعی از مشتریان از وکیلان و امراء بنی عباس و قلیلی از جوانان عرب که بر سر اسیران جمع خواهند شد پس از دور نظر کن ببرده فروشی که عمروبن یزید نام دارد و در تمام روز تا هنگامیکه از برای مشتریان ظاهر سازد کنیزکی را که فلان و فلان صفت را دارد و تمام اوصاف او را بیان فرمودند و جامه حریر آکنده پوشیده است و ابا و امتناع خواهد نمود آن کنیز از نظر کردن مشتریان و دست گذاشتن ایشان باو، و خواهی شنید که از پس پرده  صدای رومی از او ظاهر می شود، پس بدانکه بزبان رومی می گوید وای که پرده عفتم دریده شد ، پس یکی از مشتریان خواهد گفت که من سیصد اشرفی می دهم بقیمت این کنیز، عفت او در خریدن مرا راغبتر گردانید، پس کنیز بلغت عربی خواهد گفت به آن شخص که اگر به زی حضرت سلیمان بن داود ظاهر شوی و پادشاهی او را بیابی من بتو رغبت نخواهم کرد مال خود را ضایع مکن و بقیمت من مده. پس آن برده فروش گوید که من برای تو چه چاره کنم که به هیچ مشتری راضی نمی شوی و آخر از فروختن تو چاره ای نیست ، پس کنیزک گوید که چه تعجیل می کنی البته باید مشتری بهم رسد که دل من با و میل کند و اعتماد بر وفا و دیانت او داشته باشم. پس در اینوقت تو برو به نزد صاحب کنیز و بگو که نامه ای با من هست که یکی از اشراف و بزرگواران از روی ملاطفت نوشته است به خط فرنگی و در آن نامه کرم و سخاوت و وفاداری و بزرگواری خود را وصف کرده است ، این نامه را به آن کنیز بده که بخواند اگر به  صاحب این نامه راضی شود من از جانب آن بزرگوار وکیلم که این کنیز را از برای او خریداری نمایم . بشر بن سلیمان گفت که آنچه حضرت فرموده بود واقع شد و آنچه فرموده بود همه را عمل کردم ، چون کنیز در نامه نظر کرد بسیار گریست و گفت بعمروبن یزید که مرا بصاحب این نامه بفروش و سوگندهای عظیم یاد کرد که اگر مرا نفروشی خود را هلاک می کنم .پس زر را دادم و کنیز را گرفتم کنیز شاد و خندان شد و نامه را می بوسید و بر دیده هایش می چسباند من از روی تعجب گفتم نامه ای را می بوسی که صاحبش را نمی شناسی ، گفت گوش خود به من بسپا ر تا احوال خود را برای تو شرح دهم .

من ملیکه دختر یشوعای فرزند قیصر پادشاه رومم و مادرم از فرزندان شمعون بن حمون الصفا وصی حضرت عیسی علیه السلام است ترا خبر دهم به امری عجیب.

 

منتهی الامال حاج شیخ عباس قمی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 12:47 |

مهدی جان

             ویرانه نه آن است که جمشید بنا  کرد        ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت                          

            ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت      صد  بار  بنا گشت  دگر بار  فرو ریخت


                یا مهدی



 
|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 8:25 |

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) :

طوبی لمن ادرک قائم (عج) اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه یتولی ولیه و تیبرأ من عدوه و یتولی الائمه الهایة من قبله اولئک رفقا فی وذو ودی و مودتی و اکرم امتی علی.

 خوشا به حال کسی که قائم (عج) اهل بیت مرا درک کند و پیش از قیامش به او اقتدا نماید . دوست او را دوست بدارد و از دشمن وی بیزاری جوید و ولایت امامان هدایتگر پیش از او نیز بپذیرد . اینان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گرامیترین امت من در نزد من هستند .

 

                                                                                                                             منبع :بحار الانوار جلد 52 صفحه 129

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 8:4 |

نجوا

خدایا، مرا بر غیبت او شکیبا کن تا شتاب را در آنچه تأخیر فرموده ای و تأخیر را در آنچه شتاب نموده ای دوستار نباشم و از آنچه تو پوشیده داشته ای پرده بر نگیرم و در آنچه کتمان نموده ای کاوش نکنم و با تدبیر تو به ستیز بر نخیزم و نگویم چرا و چگونه و به چه علت ولی امر خداظهور نمی کند و حال آنکه زمین هم پر از ستم شده است .

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 9:13 |

نام حضرت

 ( م ح م د  ) : نام اصلی ونام اولی الهی آن حضرت است چنانچه در اخبار متواتره و خاصه و عامه است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند که مهدی (ع) هم نام من است

 

( بقیه الله ): چون آن حضرت خروج کند پشت کند به کعبه و جمع می شود سیصد و سیزده نفر مرد و اولین چیزی که می فرمایند  بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین   منم بقیه الله و حجت او و خلیفه او بر شما هستم

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 9:40 |