تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم –پروردگارا ! همان سان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی- کار بنده و جایگزینت امام مهدی (ع) را نیز به سامان برسان - فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز – او را از جانب خیش، با روح القدس یاری کن –و فرشتگانی از پیش رو و پشت سر به نگهبانی بگمار - تا وجود وی را از هرگونه بدی پاس بدارند –او را به آرامش بدل کن ... او ترا می پرستت و هیچ شرک نمی ورزد – هیچ یک از آفریدگارنت را بر ولی ات چیره مساز –او را در پیکار با دشمنان و دشمنان خویش رخصت ده - مرا بر شمار یارانش آور که تو بر هر کاری توانایی . منتظران ظهور

منتظران ظهور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
تقویم جمادی الثانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و اظهر کلمتک التّامّة و مغیّبک فی ارضک

الخائف المترقّب ، اللهم نصره نصراً عزیزاً و فتح  له فتحاً یسیراً

 

ماه جمادی الثانیه روزهای حزن و سرور را با هم در خود جای داده است

شهادت حضرت زهراءعلیها السلام ، وفات حضرت ام کلثوم علیها السلام ،وفات حضرت            ام البنین علیها السلام ،شهادت سلطان علی بن محمد الباقر علیه السلام، وفات حضرت سید محمد بن علی الهادی علیه السلام ،و شهادت ابراهیم بن مالک اشتر حوادث حزن انگیزه این ماه هستند .

روز ازدواج والدین پیامبر گرامی اسلام علیه السلام حضرت عبدالله و آمنه (ع) ،سپردن پیامبر گرامی (ص) به حلمیه سعدیه ،ولادت حضرت زهراء علیها السلام ،مرگ ابوبکر ، مرگ هارون الرشید وقایع سرور آفرین این ماه اند.

 

تقویم جمادی الثانی

 

شهادت حضرت زهراء علیها السلام

3   جمادی الثانی

مرگ هارون ا لرشید

4  جمادی الثانی

حرکت به سوی خیبر

12 جمادی الثانی

وفات حضرت ام البنین علیها السلام

13 جمادی الثانی

ازدواج حضرت عبد الله و آمنه (ع)

19 جمادی الثانی

ولادت حضرت زهراءعلیها السلام

20 جمادی الثانی

وفات حضرت ام کلثوم علیها السلام

21 جمادی الثانی

مرگ ابوبکر

22 جمادی الثانی

شهادت سلطان علی بن محمد الباقر (ع)

27 جمادی الثانی

سپردن پیامبر(ص) به حلیمه سعدیه

28 جمادی الثانی

وفات حضرت سید محمد فرزند امام هادی(ع)

29 جمادی الثانی

شهادت ابراهیم بن مالک اشتر

تتمة جمادی الثانی

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 10:56 |

3 جمادی

شهادت حضرت زهراء علیها السلام

 

<< آه از این اندوه که اهل عالمی را سوخت جان >>

 

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

« إن فاطمة صدیقة شهیدة » «همانا فاطمه علیها السلام راستگو و شهیده است»

اصول کافی جلد 3 صفحه 475

در این روز در سال 11هجری بنابر قول 95 روز، در روز شنبه شهادت حضرت بتول عذراءمظلومۀ مضروبه حضرت سیدة النساءفاطمه زهراء علیهاالسلام به وقوع پیوسته است.

بعد از شهادت و دفن پیامبر گرامی اسلام سه بار به منزل امیر المؤمنین علیه السلام و فاطمه زهراء علیها السلام هجوم آورده و در هر بار به طریقی جسارت به اهل بیت علیهم السلام کردند.در یکی از این دفعات که در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند. حضرت زهراء علیها السلام پشت در بودند.

با اینکه می دانستند آن حضرت پشت در است، با لگدو فشار در را باز کردند ، و میخ در سینۀ آن بانو را آزرد و حضرت محسن علیه السلام سفط شد و پهلوی ان حضرت شکست. آن حضرت بیهوش روی زمین قرار گرفتند و حضرت مولی الموحدین علیه السلام را با سر و پای برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.

وقتی حضرت زهراءعلیها السلام به هوش آمدند به دنبال امیر المؤمنین علیه السلام رفتند، و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل کوچه جلو چشم همسرش علی بن ابی طالب علیه السلام  اسد الله الغالب لعنت الله علیه با تازیانه و غلاف شمشیر بر بدن حضرت صدیقۀ شهیده علیها السلام زدند که طبق بعضی روایات از بازوی آن حضرت خون جاری شد و باز بیهوش روی زمین قرار گرفتند.

 روزهای حزن حضرت فاطمه علیها السلام

 

بعد از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شکسته و محزون کنار قبور شهدای احد می رفتند و می گریستند و مرگ خود را از خداوند طلب می کردند تا اینکه آهسته آهسته درد و جراحتهای بدن بیشتر شد، و از آن به بعد نزدیک مدینه زیر درختی می نشستند و گریه و ناله می کردند. منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیرالمؤمنین علیه السلام در آنجا سایبانی ساختند که مشهور به «بیت الاحزان » شد .

روز به روز بر شدت بیماری خانم افزوده میشد. سینۀ شکسته ومجروح، بازوی ورم کرده صورت نیلی،محسن سقط شده، غم پیامبر گرامی اسلام (ص) مظلومت امیرالمؤمنین علیه السلام کار را به جایی رساند که آن حضرت در بستر بیماری افتادند، و وصیت های خویش را به  امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:« شبانه مرا از زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما . قبرم مخفی باشد و ابوبکر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند. عایشه وغیره نیز بر جنازه من حاضر نشوند»

مدینه در شهادت فاطمه زهراء علیها السلام

 

روز شهادت آن حضرت، مدینه مثل روز شهادت خاتم الانبیاء علیه السلام شده بود. کوچک و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل امیرالمؤمنین علیه السلام و حسنین و زینبین علیهم السلام و فضه خادمه و اسماءبنت عمیس حاضربودند. سپس عده ای از گلهای سر سبد اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام : سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن کردند .

در بقیع ، چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقداری آب ریختند . فردان آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولی امیر المؤمنین علیه السلام اجازه نفرمودند.

احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است ، ولی زیارت آن حضرت در مسجد النبی علیه السلام حجرۀ خود آن حضرت بین محراب و منبر،و در بقیع وارد شده است .

مدت عمر آن مخدرۀ مظلومه 18 سال و 60 روز یا 90 روز است . سال شهادت یازدهم هجری است .

 

سیّده زنان عالمیان

مقام

فاطمه علیها السلام

نام

زهراء

لقب

امّ ابیها

کنیه

محمد مصطفی علیه السلام

نام پدر

خدیجه کبری علیها السلام

نام مادر

20 جمادی الثانی 5 بعثت

تاریخ ولادت

مکّه مکرمّه

محل ولادت

18 سال

مدت عمر

3 جمادی الثانی

تاریخ شهادت

صدمات وارده

علت شهادت

ثانی یا قنفذ لعنت الله علیه

نام قاتل

مدینه طیّبه

محل دفن

3 پسر 2 دختر

شمار فرزندان

 

اقوال در شهادت حضرت زهراء علیها السلام

 

اقوال در شهادت حضرت زهراء چنین است :

  • چهل روز بعد از شهادت پیامبر علیه السلام ( 8 ربیع الثانی )
  • چهل و پنج روز ( سیزدهم ربیع الثانی )
  • شصت روز بعد از شهادت پیامبر علیه السلام
  • هفتاد و دو روز بعد از شهادت پیامبر علیه السلام
  • هفتاد و پنج روز بعد از شهادت پیامبر علیه السلام
  • نود روز بعد از شهاد پیامبر اسلام علیه السلام
  • نود و پنج روز بعد از شهادت پیامبر علیه السلام (سوم ربیع الثانی)
  • صد روز بعد از شهادت پیامبر علیه السلام ( هشتم ربیع الثانی )
  • صد و دوازده روز بعد از شهادت پیامبر علیه السلام ( 20 جمادی الثانی )
  • 4 ماه بعد از شهادت پیامبر گرامی علیه السلام
  • 21 رجب
  • 25 رجب
  • سوم ماه رمضان
  • 8 ماه بعد از شهادت پیامبر علیه السلام

 

مروری بر منابع

 

درباره آتش زدن در خانه به این مدارک مراجعه کنید :

  • عوالم ج 11 ص 400، 404 ، 441 ، 343 ، موتمر علماء بغداد: ص 135 – 137 . اثبات الوصیة : ص 143 . الغدیر : ج 6 ص 391 . ارشاد القلوب دیلمی به نقل بحارالانوار . کشف المراد: ص 402 – 403 . نوائب الدهور : ص 192 . حلیة الابرار: ج 2 ص 652

دربارۀ اینکه چگونه پهلوی آن حضرت را شکستند، به این مدارک مراجعه کنید :

  • فرائدالسمطین: ج2 ص 34- 35 . امالی صدوق : ص 99 – 101 . اثبات الهداة : ج 1 ص 280 – 281 البلد الامین : ص 551 – 552 . طریق الارشاد: ص 465 . اقبال الاعمال : ص 625 . بحار الانوار ج 97 ص 200 ج 28 ص 268 – 270 . عوالم: ج 11 ص 400 – 404

دربارۀ اینکه حضرت صدیقه علیهاالسلام را کتک زدند، به این کتب مراجعه کنید:

  • اثبات الهداة : ج 1 ص 280 – 281 . ارشاد القلوب دیلمی : ص 295 . المحتضر ص 109. امالی صدوق : ص 99 ، 101 ، 118 . مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 209 . تفسیر برهان : ج 2 ص 434 . حلیة الابرار : ج 2 ص 652 . الخطط للمقریزی : ج 2 ص 346 . سیرة الائمة الاثنی عشر: ج 1 ص 132 . اعلام النساء : ج 4 ص 124 . قرائد السمطین : ج 2 ص 34 – 35 . کتاب سلیم بن قیس : ج 2 ص 585 ، 586 ، 587 ، 674 ، 675 ، 907 . بحار الانوار ج 28 ص 297 ، 299 . احتجاج : ج 1 ص 210 ، 216 .

دربارۀ سیلی و کبودی چشم آن حضرت ، به این منابع مراجعه کنید :

  • سیرة الائمةالاثنی عشر:ج 1 ص 132 . مأساة الزهراء 3 :ح 1 ص 164- 193 . الاسرار الفاطمیة : ص 135 .

دربارۀ شهادت حضرت محسن علیه السلام به این منابع مراجعه کنید:

  • اثبات الوصیة :ص 143 . الوافی بالوفیات : ج 6 ص 17 . تراجم اعلام النساء : ج 2 ص 317 . فرائد السمطین : ج 2 ص 34 – 35 . امالی صدوق ص 99 – 101 . بشارة المصطفی : ص 197 -  200

دربارۀ اینکه آن حضرت شهید شدند و به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند ، به این منابع مراجعه کنید :

  • مزار شیخ مفید: ص 156 . مقنعه شیخ مفید : ص 459. بلد الامین : ص 198 – 278 . بحاالانوار : ج 25 ص 373 ، ج 28 ص 261 ، 268 ، 270 ، ج 29 ص 192 ، ج 43 ص 170 ، 197 ، 200 ج 53 ص 23 ج 97 ص 197 . مصباح الزائر: ص 25 – 26 . مصباح التهجد : ص 654 . من لایحضره الفقیه : ج 2 ص 574 . تهذیب الاحکام طوسی : ج 6 ص 10 . الوافی: ج 14 ص 1370 – 1371 . جامع احادیث الشیعة : ج 12 ص 264 . القاب الرسول و عترته : ص 39 – 43 .

 

|+|

آخر ربیع الثانی

مرگ خالد بن ولید

 

در روز آخر ربیع الثانی خالد بن ولید بن مغیر مخزومی به اسفل السافلین جهنم شتافت. او 20 سال بعد از مبعث پیامبر(ص) در اواخر زندگانی آن حضرت ، به همراه عمروعاص به ظاهر اسلام را قبول کرد. ابوبکر او را حاکم شام کرد، و عمر او را عزل کرد. پس از مدتی در شهر حمص مرد و در همنجا مدفون شد.

در مواردی پیامبر(ص) از کارهای خالد بیزاری جستند. او بدون اجازۀ پیامبر (ص) بنی جذیمه را به قتل رساند و عده ای را اسیر کرد و گفت «هرکس اسیری در دست دارد اورا بکشد» مهاجر و انصار اسرا را نزد پیامبر(ص) فرستادند و آن حضرت دشتان مبارک را بلند کرد و دوبار فرمود:«خدایا من بیزاری میجویم به سوی تو از کاری که خالد کرده است» خالد به عمار ناسزا گفت . پیامبر (ص) فرمودند:«هرکس عمار را سب کند خداوند او را سب میکند.»

او به دستور ابوبکر خواست امیرالمؤمنین علیه السلام را به شهادت برساند، ولی قبل از هر اقدامی آن حضرت متوجه شدند ، و با دو انگشت گلوی خالد را آن چنان فشار دادند که خالد نعره کشید و مردم فرارکردند و خالد لباسش را نجس کرد. آنگاه گفت ابوبکر و عمر مرا به این کار امر کرده اند . هر کس واسطه شد حضرت او را رها نکردند تا آنکه ابوبکر ، عمر را فرستاد و ابن عباس را آوردند. ابن عباس حضرت را به قبر مطهر پیامبر گرامی و فرزندش حضرت صدیقه طاهره قسم داد و حضرت او را رها کردند. ابوبکر به عمر گفت :« این هم نتیجۀ مشورت با تو!» چه اینکه عمر، خالد را برای این کار انتخاب کرده بود.

خالدبنولید مالک بن نویره را با عدۀ زیادی از قبیلۀ او به جرم بیعت نکردن با ابوبکر کشت و در همان شب با همسر مالک مرتکب خلاف شد . وقتی عمر این قضیه را شنید، گفت :«تو را سنگسار می کنم» ولی این کار را  انجام نداد؟!

در مورد دیگری هنگامی که ابوبکر او را به سوی قبیلۀ بنی سلیم فرستاد،عده ای از مردان قبیله را در محلی جمع کرد و آنان را با آتش سوزانید.

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:7 |

بیست و پنجم ربیع الثانی

 

خلع معاویة بن یزید خود را از خلافت

 

هنگامی که یزید بن معاویه در 14 ربیع الاول سال 64 هجری به درکات جحیم شتافت ، فرزندش معاویه به جای وی نشست . او پس ازچهل روز در 25 ربیع الثانی بر فراز منبر رفت و خطبه خواند واعمال پدران خود را یاد کرد، وبر جد و پدر خود لعنت کرد و از افعال ایشان تبری جست وگریه شدیدی نمود، وآنگاه خود رااز خلافت خلع نمود.

مروان بن حکم لعنت الله علیه از پای منبر برخاست و گفت : الحال که طالب خلافت نیستی پس امر خلافت را به سویی بیفکن. معاویة بن یزید گفت: من حلاوت خلافت را نچشیدم ، چگونه راضی شوم که اوزارآن بچشم . به هر صورت در خانه نشست و مشغول گریه شد و 25 یا 40 روز بعد از این واقعه فوت کرد و به قولی او را مسموم کردند. پس از او خلافت اولاد ابوسفیان تمام شد و به مروان و آل او منتقل شد.

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:6 |

بیست دوم ربیع الثانی

وفات موسی مبرقع (فرزند امام جواد علیه السلام )

 

جناب موسی مبرقع پسر حضرت جواد علیه السلام در سال 296 هجری در شهر قم وفات یافت . به نقلی وفات آن جناب در 8 ربیع الثانی بوده است .

بنابر قول دیگری در 14 ربیع الثانی وفات موسی مبرقع واقع شده است. قبر آن بزرگوار در چهل اختران قم خیابان آذر مشهور است .

نام :موسی ، کنیه :ابوجعفر، لقب : مبرقع که از فرط زیبایی بر جمال مبارک نقاب میزدند. نام پدر: جواد الائمه علیه السلام و مادر آن حضرت کنیز بود.

ایشان از اولین سادات رضوی بودند که در سال 256 هجری وارد قم گردید. او دائماَ بر صورت خود برقعی داشت ، ولی مردم عرب ساکن قم اورا از قم بیرون کردند، واو به کاشان رفت ودر آنجا مورد احترام قرار گرفت.

بعد از آمدن ابوالصدیم حسین بن علی بن آدم ومرد دیگری از رؤسای قم، عربهای قم متوجه شدند موسی چه کسی بوده است ، و آن بزرگوار را به قم بازگرداندند و خانه ای برای ایشان آماده کردند. همچنین در روستاهای متعدد زمین و باغ برای ایشان خریدند و خواهرانش زینب و ام محمد و میمونه ، دختران امام جواد علیه السلام به قم آمدند و بر او وارد شدند.

هنگامی که جناب موسی مبرقع در قم از دنیا رفت ، امیر قم عباس بن عمرو غنوی بر او نماز خواند ، و در محل کنونی که در قم معروف است و قبلاً خانۀ محمد بن حسن بن ابی خالد اشعری مقلب به شنبوله بود دفن شد .

مرحوم کلینی در کافی به سند معتبر نقل کرده که جناب موسی مبرقع تولیت اوقاف را از جناب امام علیه السلام داشته اند.

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:5 |

هشتم ربیع الثانی

ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

 

من وعظ أخاه سرّاًفقد زانه ، ومن وعظه علانیةً فقد شانه

هر کس برادرش را پنهانی نصیحت کند، بی گمان او را آراسته است ، و هر کس آشکارا نصیحتش کند به یقین به حیثیت او لطمه زده است .

                                                                                      امام حسن عسکری علیه السلام - تحف العقول 489  

در این روز امام حسن عسکری علیه السلام در سال 232 هجری جهان را به قدوم خود منور فرمودند. و به روایت مصباح ، تقویم المحسنین ، اختیارات و دروس شهید ولادت حضرت در چهارم این ماه بوده است . اقوال دیگری نیز در ولادت آن حضرت وجود دارد که عبارتند از 27 ذی الحجه و 10 ربیع الثانی .

پدر آن حضرت امام هادی علیه السلام و مادر محترمه شان بانویی است که نام مبارکشان حدیث یا حدیثه یا سوسن یا سلیل است . محل ولادت حضرت مدینه و مشهور ترین القاب ایشان زکی ، نقی ، و کینه حضرت ابو محمد است.

آن حضرت را برای زیر نظر داشتن و کنترل رفت و آمدها ، در محل سکونت سپاهیان ترک تبار دربار عباسی مسکن داده بودند؛ و از همین جاست که به آن حضرت «عسکری» می گویند.

کلام گوهر بار امام حسن عسکری علیه السلام

از سهل انگاری در پیشگاه خداوند دوری کنید تا از زیانکاران نباشید

فروتنی نعمتی است که مورد حسادت واقع نمی شود

زیبایی چهره جمال برون است وخردمندی جمال درون

ازخدا بترسید و مایه افتخار باشید نه مایه شرمندگی

کم آسایش ترین مردمان ،انسانهای کینه توزند

 

یا مهدی

 

شهادت حضرت صدیقه طاهر علیها السلام

 

بنابر روایتی که چهل روز پس از رحلت پیامبر گرامی (ص) را روز شهادت حضرت زهرا علیها السلام دانسته ، روز هشتم ربیع الثانی روز شهادت حضرت به حساب می آید .

 

|+|

ده ربیع الثانی

 

وفات حضرت معصومه علیها السلام

 

در این روز در سال 201 هجری بنابر مشهور سالروز رحلت شهادت گونۀ حضرت ولیة الله خاتون خلق جهان ، عابدۀ زاهدۀ کاملۀ مستوره حضرت فاطمه معصومه علیها السلام دختر امام موسی کاظم علیه السلام است .

آن حضرت 17 روز پس از ورود به شهر قم ،با دلی شکسته و غصه دار از داغ پدر و فراق برادر، رحلت فرمودند: در عزای آن حضرت شهر قم را یکچارچه غم و ماتم فرا گرفت. بدن مظهر آن حضرت را عسل داده کفن کردند، و به طرف باغ موسی بن خزرج – مکان فعلی حرم مطهر – آوردند . دو سوار نقابدار از بیرون شهر آمدند و بر بدن آن حضرت نماز خواندند. آنگاه داخل سرداب شده بدن مطهر را دفن کردندو رفتند، و کسی آنان را نشناخت.

موسی بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومه علیهاالسلام نمود،و ار بوریا و حصیر سقفی بر روی قبر مطهر آن حضرت قرار داد. این بنا بود تا آنکه زینب دختر امام جواد علیه السلام بر روی قبر شریف قبه ای بنا نهاد. سپس جماعتی از دختران ائمه علیهم السلام در آن مکان دفن شدند. هنگامی که ام محمد دختر موسی بن محمد بن  علی الرضا علیه السلام فوت کرد، در کنار آن حضرت دفن شد. بعد از آن میمونه خواهر ام محمد از نیا رفت ، و آن بزرگوار هم در جنب ام محمد دفن شد. روی این دوقبر یک گنید دیگر بنا کردند، به گونه ای که دو گنبد چسبیده به هم بر روی قبر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و ام محمد و میمونه بوده است .

به جز دختران حضرات معصومین علیهم السلام دو کنیز هم دفن شده اند که در هنگام مرمت کف حرم مطهر در زمان ناصرالدین شاه ، روزنه ای به سردابی پیدا می شود و چند زن صالحه ، وارد سرداب می شوند پیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را پس از هزاران سال تر و تازه مشاهده می کنند . این سرداب جنب سرداب حضرت فاطمه علیها السلام قرار دارد.

مرحوم نمازی وفات حضرت معصومه علیها السلام را در 12 ربیع الثانی سال 201 هجری نقل کرده و قول منسوب به شیخ حر عاملی هشتم شعبان سال 201 هجری است.

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«قم کوفۀ صغیر است و بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم است. درآن شهر زنی ازاولاد من رحلت می کند که اسمش فاطمه است ،و او دخترموسی بن جعفر علیه السلام است که به شفاعت اوتمامی شیعیانم داخل بهشت می شوند.»

 

                                                                                                       بحار الانوار 95/357

 

|+|

دوازدهم ربیع الثانی

انقراض بنی امیه

 

در این روز با سفاح اولین خلیفه عباسی بیعت شد ، و با انقراض دولت بنی مروان ، دولت بنی امیه بهکلی منقرض شد. البته مروان در 27 ذی الحجه کشته شد ، ولی در این روز تأسیس دولت بنی عباس رسماً نام بنی امیه از صفحۀ خلافت بر چیده شد.

سیزدهم ربیع الثانی

شهادت حضرت زهرا علیها السلام

به روایت مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب و قرمانی در اخبار الدول شهادت ام ابیها فاطمة الزهراء علیهاالسلام در این روز بوده است .

 

|+|

چهارده ربیع الثانی

قیام مختار

 

در این روز مختار شاد کنندۀ دلهای شکسته اهل بیت علیهم السلام با ندای «یا لثارات الحسین علیه السلام » در کوفه قیام کرد. مختار در سال اول هجرت در طائف به دنیا آمد و در سال 67  هجری در کوفه به دست مصعب بن زبیر به شهادت رسید. کنیۀ او ابو اسحاق است. ابو عبیده ، پدرش از صحابۀ بزرگ بود که در جنگ با فارس به شهادت رسید . بعد از پدر، دو برادرش حکم و جبیر شهید شدند.

مختار درهیجده ماه حکومتش ، هیجده هزار نفر از قاتلین سید الشهداء علیه السلام را به جهنم فرستاد. این به غیر از کسانی است که به دست اصحاب و یاران او و ابراهیم بن مالک اشتر در بیرون کوفه و در کنار نهر خازر کشته شدند.

سعد عموی مختار از طرف امیر المؤمنین علیه السلام و امام حسن علیه السلام والی مداین بود،و هرگاه جایی می رفت مختار را به جای خود میگذاشت.

امیرالمؤمنین علیه السلام به او خبر از فتح و ظفر دادند، و میثم تمار در زندان کوفه او را بشارت داد .

در روز عید قربان ابو محمد حکم بن مختار خدمت امام باقر علیه السلام امد . بعد ازاینکه خود را معرفی کرد، امام باقر علیه السلام او را نزد خود خواند و او عرض کرد:آقای من ،مردم دربارۀ پدر من بسیار سخن میگویند. به خدا قسم سخن درست کلام شماست و مادر من از پولی بود که مختار آن را برای پدرم فرستاد. مختار خانه های خراب ما را آباد کرد،ودشمنان ما را به قتل رسانید، وهر خونی که از ماریخته شد طلب نمود.آنگاه سه مرتبه فرمود: «رحم الله اباک».

در کودکی ، امیرالمؤمنین علیه السلام او را روی زانوی خویش می نشاند و به او لطف و مرحمت می فرمود. امام باقر علیه السلام می فرمایند: بخدا قسم پدرم مرا خبر داد که مختار نزد فاطمه بنت امیرالمؤمنین علیه السلام می آمد، و آن مخدره برای او فرش پهن نموده پشتی برایش می گذاشت، سپس فرمودند: « هر حقی که ما نزد کسی داشتیم او مطالبه نمود» .

در روایت دیگر می فرماید:«هنگامی که مختار سر نحس عبید الله را برای امام زی العابدین علیه السلام فرستاد، آن حضرت سر سفره بود و خوشحال شد و دعا فرمود»

بنابر قول دیگری قیام مختار در شب 14 ربیع الاول سال 66 هجری و بنابر قولی 16 ربیع الثانی بوده است .

 

|+|

ربیع الثانی

بسم الله الرحمن الرحیم

«اللهم عجل فرجه و مخرجه وانصرنا به نصراًعزیزا»

 

روزهای ماه ربیع الثانی حامل وقایعی بیاد ماندی از تاریخ تشیع است .

شهادت حضرت زهرا علیها السلام و امام باقر علیه السلام بنابر قولی ، وفات حضرت معصومه علیها السلام و وفات موسی مبرقع وقایع ناگوار این ماه اند. ولادت امام حسن عسکری علیه السلام سفر ان حضرت به جرجان ،قیام مختار و توابین ، مرگ خالد بن ولید و انقراض بنی امیه وقایع مسرور کننده ای است که این ماه شاهد آن بوده است .

 

یریدون لیطفوا نورالله بأفوههم و الله متمّ نوره و لوکره الکفرون

کافران می خواهند تانور خدارا خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند کافران خوش ندارند تمام خواهد داشت

They desire to put out the light of Allah with their mouths but Allah will perfect .His light though the unbelievers moy be averse

                                                                                                                                                          سوره صف آیه 8

جدول وقایع  ماه ربیع الثانی

 
 

1 ربیع الثانی

قیام توابین

 شهادت امام باقر علیه السلام

3 ربیع  الثانی

سفر امام حسن عسکری (ع) به جرجان

6 ربیع الثانی

مرگ هشام بن عبدالملک

8 ربیع الثانی

ولادت امام حسن عسکری علیه السلام  شهادت حضرت صدیقه طاهره (س)

10 ربیع الثانی

        وفات حضرت معصومه (س)

12 ربیع الثانی

انقراض بنی امیه

13 ربیع الثانی

شهادت حضرت زهرا (س)

14 ربیع الثانی

قیام مختار

22ربیع الثانی

وفات موسی مبرقع

25ربیع الثانی

خلع معاویه بن یزید خود را از خلافت

آخر ربیع  الثانی

مرگ خالدبن ولید

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 7:57 |

سوم ربیع الثانی

سفر امام حسن عسکری علیه السلام به جرجان

 

در این روز امام حسن عسکر علیه السلام برای وفا به وعده ای که فرموده بودند و آشکار شدن معجزاتی از آن بزرگوار به طی الارض از سامراء به  جرجان تشریف فرما شدند.

جعفر بن شریف می گوید: سالی که قصد حج کردم ، و قبل از حج به زیارت امام حسن عسکری علیه السلام در سامراء رفتم . اموالی از شیعیان همراهم بود که باید به آن حضرت می رساندم و خواستم از آن حضرت بپرسم اموال به چه کسی بدهم ، ولی پیش از آنکه من صحبت کنم حضرت فرمودند : « به مبارک خادم بده » عرض کردم :«همین کارراکرده ام» و سپس بیرون آمدم و گفتم :« شیعیان شما در جرجان به شما سلام می رسانند» . امام علیه السلام فرمودند: مگر بعد از مراسم حج به جرجان بر نمی گردی ؟ عرض کردم : بر می گردم .

فرمودند:170 روز دیگر اول روز جمعه سوم ربیع الثانی به  جرجان وارد می شوی . آن وقت به مردم اعلام کن که من در آخر همان روز به جرجان می آیم . برو به سلامت خداوند متعال تو را و آنچه با توست به سلامت به اهل و اولادت خواهد رسانید. پسری برای پسرت متولد شده است. نام اورا«صلت» بگذار،که خداوندبه زودی اورابه حدکمال می رساند و او از اولیاء ما خواهد بود.

من گفتم : یابن رسول الله ، ابراهیم بن اسماعیل جرجانی از شیعیان شماست و به دوستان شما هر سال بیش از صد هزار درهم احسان می کند، و در جرجان از اشخاصی است که متنعم به نعمت های الهی است . امام علیه السلام فرمودند :     «خداوند به ابو اسحاق ابراهیم بن اسماعیل در مقابل احسانی که به شیعیان ما می کند جزای خیر بدهد و گناهان او را بیامرزد و او را پسری صحیح الاعضاء روزی فرماید که قائل به حق باشد . به ابراهیم بگو : حسن بن علی میگوید : نام پسر خود را احمد بگذار».

راوی می گوید : از خدمت حضرت مرخص شدم و حج رفتم و بازگشتم ، و در روزی که حضرت معین فرموده بودند به سلامت وارد جرجان شدم . هنگامی که اصحاب ما برای تهنیت آمدند، به ایشان گفتم امام علیه السلام مرا وعده داده که آخر امروز به اینجا تشریف می آورند. پس مهیا شوید و مسائل و حوائج خود راآماده کنید.

شیعیان چون نماز ظهر و عصر را به جا آوردند ، در خانه من جمع شدند . نا گاه امام عسکری علیه السلام در همان ساعتی که فرموده بودند وارد شدند. هنگام ورود بر ماسلام کردند و ما به استقبال شتافتیم و دست آن حضرت رابوسیدیم.

آنگاه حضرت فرمودند: من به جعفر بن شریف وعده کرده بودم که در آخر این روز نزد شما بیایم. من نماز ظهر و  عصررا در سامراء به جا اوردم و نزد شما آمدم تا با شما تجدید عهد نمایم . اکنون شما حوائج و مسائل خود را بیاورید .

اول کسی که ابتدا به سؤال کرد نضربن جابر بود او گفت :بابن رسول الله ، پسر من از هر دو چشم نا بیناست، دعا فرمایید تا خداوند دیده هایش را به او بر گرداند. حضرت فرمودند: او را حاضر کن . او را حاضر کرد و حضرت دست مبارک بر چشمان اوکشیدند و چشمانش روشن شد.

پس از او یک یک آمدند و جاجت خود را بیان کردند و حضرت حاجتهای آنان  را بر آورده می نمودند، تا اینکه حوائج همه را بر آوردند و مسائل آنها را جواب فرمودند و همان روز به سامراء مراجعت نمودند.

 

|+|

اول ربیع الثانی

قیام توابین

 

در این روز در سال 65 هجری سلیمان بن صرد با گروهی از توابین- که نام شانزده هزار نفر آنان در دفتر سلیمان ثبت شده بود- برای خونخواهی امام حسین علیه السلام قیام کردند.

در روز دوم ربیع الثانی ، از «نخیله» کوفه برای جنگ با ابن زیاد ملعون حرکت کردند. در شب جمعه 5 ربیع الثانی از کوفه خارج شدند و روز بعد کنار قبر حضرت اباعبدالله علیه السلام رفتند. یک یا سه شبانه روز در کربلا ماندند و گریستند و استغفار نمودند و ضجه و ناله کردند، به طوری که مثل آن روز و به آن اندازه صدای ضجه در آن وادی شنیده نشده بود.

هنگام وداع ، کنار قبر حضرت مانند ازدحام کنار کعبه شلوغ بود. هر کس با حالتی شعر می خواند و ناله می کرد و با آن حضرت وداع می کرد و خود را برای جنگ با ابن زیاد آماده می نمود.

سلیمان از شیعیان علی بن ابی طالب و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بود و در جمیع جنگها در رکاب امیر المؤمنین علیه السلام حضور داشت . آخر الامر با لشکر ابن زیاد رو به رو شدند؛ و بعد از کشتن عدۀ زیادی از آنان و مبارزات و جانفشانی های فراوان ، سلیمان در سن 93 سالگی در عین الورد به شهادت رسید. از اصحاب سلیمان هم فقط 27 نفر که مجروح و خسته و تشنه بودند جان سالم به در بردند، و بقیه همه به شهادت رسیدند.

حصین بن نمیر ملعون – که در کربلا دلهای اهل بیت علیهم السلام را سوزاند- در عین الورد به دست ابراهیم پسر مالک اشتر کشته شد و به جهنم واصل گردید.

 

شهادت امام باقر علیه السلام

 

در این روز به روایتی شهادت امام باقر علیه السلام است

 

|+|

ششم ربیع الثانی

                                            مرگ هشام بن عبد الملک

 

روز چهار شنبه ششم ربیع الثانی سال 125 هجری در رصافه هشام بن عبد الملک از نیا رفت و به جهنم واصل شد .

اومردی احول و غلیظ و بد خو و بخیل بوده و حریص بود بر جمع مال ، دستور کشتن زید بن علی بن الحسین علیه السلام را صادر کرد و امام باقر و حضرت صادق علیهما السلام را به شام احضار کرد و جسارتهای فراوانی به آن حضرت نمود و آخرالامر امام باقر علیه السلام را به شهادت رساند . 19 سال و 9 ماه و ده روز خلافت کرد و در سن 53 سالگی به جهنم شتافت.

در زمان سفاح که قتل بی امیه آغاز شده بود و قبرهای آنها را هم نبش می کردند و آنچه میافتند می سوزاندند ، وقتی نوبت به قبر ولید رسید اثری در آن باقی نمانده بود و از عبد الملک قسمتی از جمجمه اش مانده بود. هنگامی که قبر هشام را شکافتند بدن او هنوز متلاشی نشده بود ، و لذا هشتاد تازیانه بر بدن او زدند و او را سوزانیدند و خاکسترش را به باد دادند.

بعضی گفته اند ظاهراً زدن هشتاد تازیانه به هشام به جهت حدّ قذف بوده که جسارت به مادر جناب زیدبن علی بن الحسین علیه السلام نمود.

 

|+|