تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم –پروردگارا ! همان سان که کار فرستادگان و پیامبرانت را سامان بخشیدی- کار بنده و جایگزینت امام مهدی (ع) را نیز به سامان برسان - فرشتگانت را گرداگردش انبوه ساز – او را از جانب خیش، با روح القدس یاری کن –و فرشتگانی از پیش رو و پشت سر به نگهبانی بگمار - تا وجود وی را از هرگونه بدی پاس بدارند –او را به آرامش بدل کن ... او ترا می پرستت و هیچ شرک نمی ورزد – هیچ یک از آفریدگارنت را بر ولی ات چیره مساز –او را در پیکار با دشمنان و دشمنان خویش رخصت ده - مرا بر شمار یارانش آور که تو بر هر کاری توانایی . منتظران ظهور

منتظران ظهور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
تتمۀ رجب

1- هجرت مسلمانان به حبشه

در این ماه بعد از بعثت به امر پیامبر (ص) مسلمانان به سرپرستی جعفربن ابی طالب علیه السلام به حبشه هجرت نمودد.

 

2- غزوۀ نخله

در آخر این ماه در سال دوم غزوۀ نخله به وقوع پیوست .

 

3- وفات نجاشی پادشاه حبشه

در این ماه در سال 9 هجری نجاشی پادشاه حبشه رحلت نمود. در آن روز پیامبر (ص) فرمودند: «امروز مردی صالح از جهان رحلت نمود . برخیزید تا بر او نماز بگذاریم . » در این هنگام جنازه نجاشی بر پیامبر(ص) ظاهر شد و آن حضرت با اصحاب بر او نماز گذاردند.

(منتی الاامال :ج 1 ص 93 )

|+|

آخر رجب

1- مرگ ابو حنیفه

در این روز در سال 150 هجری نعمان بن ثابت مشهور به ابو حنیفه رئیس حنفی ها در بغداد مرد و همان شهر دفن شد .

 

2- مرگ شافعی

در روز جمعه آخر ماه رجب سال 204 هجری محمدبن ادریس شافعی در مصر مرد.او مدت 4 سال در شکم مادر بود و در روز وفات حنیفه به دنیا آمد . جای تعجب است که پدر شافعی چهار سال قبل از ولادت او مرده بود و او در ولادت به احترام حیات ابو حنیفه تأخیر کرد . !

 ( روضات الجنات : ج 7 ص 258 – تتمةالمنتهی : ص 286 )

|+|

28 رجب

1- خروج امام حسین علیه السلام از مدینه به سوی مکه

در این روز در سال 60 هجری امام حسین علیه السلام ازمدینه منوره متوجه مکه شدند. بنابر قولی شب 29 رجب آن حضرت از مدینه خارج شدند. دراین سفر همراه ایشان عقیله بنی هاشم زینب کبری علیها السلام ، برادر ایشان حضرت ابوالفضل العباس ، ام کلثوم ، حضرت علی اکبر علیه السلام و دیگراهل بیت علیهم السلام بودند . خواهران سید الشهداء علیهم السلام با عقیله بنی هاشم و حضرت ام کلثوم علیها السلام 13 نفربودند.

 

2- اولین اقامۀ نماز در اسلام

در این روز اولین کسی که بعد از بعثت با پیامبر (ص) نماز خواند ، امیرالمؤمنین علیه السلام بود روز دوشنبه 27 رجب پیامبر (ص) مبعوث شدند و در 28 رجب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با آن حضرت نماز اقامه فرمودند .

|+|

27 رجب بعثت پیامبر گرامی اسلام

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

PRASIE TO MOHAMMAD AND MOHAMMAD DYNASTY

 

مبعث اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم  را به حضرت مهدی ارواحنا و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

تمام انبیاء علیهم السلام ، ملائکة الله ساکنان عرش وفرش ، ساکنان اعلی علیین و دوست داران امیر المؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین ایشان

تبریک عرض میکنم

پیامبراکرم (ص) می فرمایند:

اعرف امامک فانک اذا عرفته لم یصرک تقدم هذا الامر او تاخر

امام خود را بشناس که اگر امام خود را شناختی چه ظهور زودتر اتفاق افتد یا دیرتر به تو زیانی نمی رساند                                                                                      

                                                                                                       بحار الانوار ج 52 صفحه 141

 

او خاتم پیامبران ، بخشنده ترین مردم ، سعۀ صدرش از همه بیشتر و راستگو تر و پایبندترین مردم به عهد و پیمان بود . از همه نرمخوتر بود و رفتارش بزرگوارانه تر . هر کس بدون سابقۀ قبلی او را میدید هیبتش او را می گرفت و هر که با او معاشرت می کرد و او را می شناخت دوستدارش می شد و هر کس می خواست او را وصف کند میگفت : مانند او را در گذشته و حال ندیده ام .

                                                                                                      امام علی علیه السلام – البحار 16 /190

 مبعث

مبعث مبارک پیامبر گرامی (ص) در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر (ص) در این روز بوده است . این روز یکی از اعیاد بزرگ است ، و روزی است که حضرت رسول (ص) به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل امین بر پیامبری آن حضرت نازل شد . غیر شیعه مبعث را در در 17 یا 18 یا 24 ماه رمضان وبعضی در 12 ربیع الاول می دانند .

در این روز صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیر المؤمین  علیه السلام وارد شده است .

سالیان بود که از بعثت انبیاء علیهم السلام می گذشت ، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز بسیاری بت می پرستیدند : بت سنگی ، فلزی ، چوبی ، و گاهی از جنس خرما . دختران را زنده به گور می کردند. اکثر قبایل در حال جنگ و خونریزی بودند . دنیا غرق در گمراهی و ضلالت بود . تا اینکه جهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمد بن عبد الله (ص) گذشت . خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود،و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و و حی های الهی را با آداب و مراسمی مخصوص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است .

طبق روایات هنگامی که حضرت ازکوه حرا بر میگشتند انوار جلال و عظمت ایشان را فرا گرفته بود ، بحدی بود که هیچکس را یاری آن نبود که به آن حضرت نظر کند . از کنار هر درخت و گیاه و سنگ که میگذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند « السلام علیک یا نبی الله ، السلام علیک یا رسول الله » .

هنگامی که آن حضرت داخل خانۀ حضرت خدیجه علیها السلام شدند ، از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور شد . خدیجه علیها السلام عرض کرد : ای محمد ، این چه نور است که از شما مشاهده میکنم ؟ آن حضرت فرمودند : این نور پیامبر ی است . سپس خطاب به حضرت خدیجه علیها السلام فرمودند :« لا اله الا الله محمد رسول الله ». خدیجه علیها السلام عرض کرد: سالهاست من پیامبری شما را می دانم سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر (ص) شهادت داد .

در این هنگام آن حضرت فرمودند « ای خدیجه ، احساس سرما میکنم . جامه ای بر من بپوشان» حضرت جامه بر خود کشید و خوابید از جانب حقتعالی ندا رسید :« ای جامه به خود پیچیده ، برخیز و بترسان مردم را از عذاب پروردگار خود ، و تکبیر بگو و پروردگارت را به بزرگی یاد کن ». آن حضرت برخاست و انگشت مبارک در گوش خود گذاشت و فرمود « الله اکبر » پس صدای آن حضرت به همۀ موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند .


مناببع : زاد المعاد : ص 36 – منتهی الامال : ج 1 ص 47 – مسار الشیعة : ص 37

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 19:30 |

26 رجب وفات حضرت ابو طالب

- وفات حضرت ابو طالب علیه السلام

 

« وفات جناب ابوطالب را به  پیامبر گرامی اسلام (ص)  و فرزند بزرگوارشان »

« حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام  تسلیت عرض میکنم»

 

سید بطحاء حضرت ابوطالب علیه السلام سه سال قبل از هجرت و در سال 10 بعثت از دنیا رفت . بنابر قولی سن آن حضرت به هنگام رحلت 81 سال بوده است . اقوال دیگر در رحلت حضرت ابوطالب عبارت است از : 27 جمادی الاولی ،26 و 29رجب، 7 و 18 رمضان،15 و 17 شوال ، اول و دهم ذی القعده و اول ذی الحجة .

نسب حضرت ابوطالب علیه السلام

نام مبارک آن حضرت عمران است ، و پدرشان جناب عبدالمطلب ، و مادرشان فاطمه بنت عمروبن عائذاست. ابوطالب علیه السلام با عبدالله پدر پیامبر (ص) وزبیر بن عبدالمطلب برادر ابوینی بودند، یعنی از طرف پدر و مادر یکی بودند و سایر اولاد جناب عبدالمطلب با این سه بزرگوار فقط از پدر یکی بودند.

ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام

مجلسی می فرماید: امامیه اتفاق دارند بر اسلام و ایمان جناب ابوطالب به پیامبر (ص) و اینکه هیچ گاه عبادت بتی نکرده است . بلکه جناب ابوطالب یکی از اوصیاء حضرت ابراهیم علیه السلام است و امر اسلام و ایمان او در شیعه مشهور است و علمای شیعه کتابها درایمان آن بزرگوار تألیف کرده اند .

شیخ صدوق می فرماید: در حدیث آمده که جناب عبد المطلب علیه السلام حجت الهی و جناب ابوطالب علیه السلام وصی ایشان بوده است . طبق روایات ودایع انباء عصای حضرت موسی علیه السلام و انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام و .. توسط عبدالمطلب علیه السلام به ابوطالب علیه السلام سپرده شد که ایشان آنها را به خاتم الانبیاء(ص) سپردند.

ابن اثیر جزری شافعی می گوید : اهل بیت علیهم السلام بر ایمان جناب ابوطالب اجماع دارند و اجماع اهل بیت علیهم السلام حجت است .

ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری میگوید: اگر ابوطالب و پسرش نبودند، از دین اثری نبود که اینچنین استوار شد .

پیامبر (ص) در وفات جناب ابوطالب

هنگامی که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام خبر وفات جناب ابوطالب را به پیامبر(ص) داد، آن حضرت به شدت ملول و محزون شدند و فرمودند :« یا علی برو و او را غسل و حنوط و کفن کن و چون بر روی سریر نهادی به من خبر بده » حضرت دستورات پیامبر را انجام دادند و پدر بزرگوار را بر روی سریر گذاشت ، پیامبر (ص) خودشان تشریف آوردند و چون نظر مبارکشان بر نعش عموی بزرگوارشان افتاد، وقت و حزن به آن حضرت دست داد و فرمودند:« ای عمو صلۀ رحم و مهربانی کردی و جزای خیر دیدی . ای عمو ، در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت و حمات نمودی.»

بعد به مردم رو کردند و فرمودند « سوگند به خدا که اذن شفاعت میدهم در روز قیامت به عمویم که جن و انس از آن شفاعت تعجب کنند ».با رحلت جناب ابوطالب جبرئیل امین نازل شد و به پیامبر (ص) عرض کرد :«یاور تو از دنیا رفت ، هجرت کن »

(منتخب التواریخ : ص 43- بحار : ج 19 / ص 24 – شرح ابن ابی الحدید : ج 14 ص 66 - )

 

|+|

25 رجب

- شهادت موسی بن جعفر علیه السلام

 

شهادت امام کاظم علیه السلام را به پیشگاه ولی الله الاعظم لتراب مقدمه الفداء

حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام

شیعیان و محبین حضرت تسلیت عرض میکنم

 

امام کاظم علیه السلام می فرمایند :

با ارزش ترین مردم کسی است که دنیا را مایه ارزش خود نداد

 

در این روز در سال 183 هجری بنا بر مشهور امام موسی بن جعفر علیه السلام در حبس سندی بن شاهک به شهادت رسیدند .به روایت مرحوم کلینی روز شهادت حضرت موسی بن حعفر علیه السلام ششم رجب است .هارون ملعون به ظاهر برای زیارت و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و فرستادن آن حضرت از مدینه به بغداد به مسجد النبی (ص) آمد.

خلفای ظالم در دوران امامت حضرت

آن حضرت 20 سال داشتند که امامت به ایشان منتقل شد و مدت 35 سال امامت فرمودند. در این مدت بعد از شهادت امام صادق علیه السلام مقداری با ابوجعفر منصور بودند که او معترض آن حضرت نشد.

بعد از منصور قریب به ده سال ایام خلافت مهدی بود . او حضرت را به عراق طلبید و حبس کرد. شبی امیرالمؤمنین علیه السلام را در خواب دید که به او فرمود :«فهل عسیتم ان تولّیتم أن تفسدو فی الارض و تقطعوا ارحامکم »( سوره محمد آیه 22 ) وقتی بیدار شد مراد حضرت را دانست و امام را از زندان آزاد کرد.

پس از مهدی ، پسرش هادی خواست آن حضرت را محبوس کند ولی اجل او را مهلت نداد ، چه اینکه کمتر از یک سال بیشتر خلافت نکرد. خلافت به هارون که رسید امام از زندانی به زندان دیگر فرستاد ، تا در سال  چهاردهم خلافتش آن حضرت را در سن 55 سالگی به زهر جفا شهید کرد .

غسل و تدفین حضرت

پس از شهادت بدن شریف حضرت را طبق دستور هارون با جامه های کهنه ،جهت اهانت به آن بزرگوار ، روی نردبانی گذاردند و چهار حمال بر دوش گرفتند، و کسی جلوی جنازه صدا می زند

« این امام رافضیان است .»

امام رضا علیه السلام قبلاً متوجه غسل و کفن و نماز آن حضرت شده بودند . سپس شیعیان آمدند و گل آوردند و احترام کردند و محل فعلی حرم مطهر ، بدن آن حضرت را دفن کردند .

تعداد فرزندان آن حضرت 37 نفرند و مدت امام آن  حضرت 35 سال ، و عمر شریف امام هنگام شهادت 55 سال بود. شهادت آن حضرت در 5 یا 6 رجب نیز ذکر شده است.

(علام الوری : ج 2 ص 6 –بحار : ج 48 ص 206 – مسار الشیعة : ص 36 – کافی ج 2 ص 507 –وقایع الایام : ج رجب ص 279 – مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 349 )

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 7:44 |

24 رجب

1- فتح خیبر به دست امیرالمؤمنین علیه السلام

در این روز در سال 7 هچری در جنگ خیبر مرحب به دست امیرالمؤمنین علیه السلام کشته شد و قلعۀ خیبر به دست آن حضرت فتح گردید. و در بحارالانوار 27 رجب را روز فتح خیبر دکر شده است.

چون پیامبر به جنگ خیبریان رفت و قلعۀ قموص را محاصره کرد، ابتدا پرچم را برای مبارزه با آنان به ابوبکر دادند . ابوبکر با لشکری رفت، ولی چون نظر به پلهوانان آنان نمود قرار کرد و لشکریان هم در پی او بازگشتند . روز بعد پیامبر (ص) پرچم را به عمر داد و او هم از ترس کشته شدن به میدان جنگ نرسیده بازگشت .

انتخاب حضرت علی علیه السلام برای فتح خیبر

پیامبر (ص) فرمودند :«فردا پرچم را به مردی می دهم که حمله هایش را تکرار کند ، نه اینکه فرار کند . کسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست دارند،و خداوند خیبر را به دست او فتح می کند . » همۀ اصحاب آرزو کردند که این مقام و منزلت به آنان واگذار شود.

فردای آن روز ، پیامبر (ص)فرمود: علی بن ابی طالب علیه السلام کجاست ؟ گفتند:چشم دردی دارد که حرکت برای آن حضرت مشکل است . خاتم الانبیاء فرمود : او را حاضر کنید و سلمة بن اکوع رفت و آن حضرت را آورد . پیامبر (ص) سر آن حضرت را در بر گرفت و از آب دهان مبارک به چشم نورانی حضرت خاتم الاوصیاء مالید و فرمود :« بارالها، زحمت گرما و سرما را از او بردار. » پس از آن روز بر امیرالمؤمنین علیه السلام درد چشم عارض نشد و ازگرما و سرما آزرده نگشت .

پیامبر (ص) زره خود را بر او پوشانید و ذوالفقار را برکمر او بست و پرچم به آن حضرت سپرد و سوار بر مرکبش نموده فرمود:«چبرئل از سمت راست ، میکائیل از سمت چپ ، عزرائیل از پیش رو ، و اسرافیل از پشت سر،و نصرت خدا بالای سر، و دعای من نیز پشت سر تو است . » فرمود :یا علی ، مسلمانی را بر ایشان عرضه کن .

میدان جنگ خیبر

آن حضرت رفت ، و پس از موعظه و نصیحت عده ای برای جنگ با او آمدند.آنان دو نفر  از مسلمانان را شهید کردند .امیرالمؤمنین علیه السلام بر آنها تاخته و آنها را کشتند. آنگاه برادر مرحب با عده ای آمدند. حضرت آنها را هم به درک فرستاد.

مرحب که شجاع بود به خونخواهی آمد. امیرالمؤمنین علیه السلام چنان با ذوالفقار بر سرش فرود آورد که شمشیر از حلقش گذشت و او را دونیم ساخت و به خاک انداخت . صدای تکبیر مسلمانان بلند شد .عده ای از یهود به دفاع آمدند و با مسلمانان به جنگ پرداختند. امیرالمؤمنین علیه السلام به مبارزه ادامه داد تا عده ای کشته شدند و عده ای به قلعه گریختند.آن حضرت با دست قدرتمند حیدری در قلعه را کند و برای مسلمانان معبر قرار داد تا از خندق عبور کنند .حضرت چندین بار مسلمانان را از روی خندق وسیلۀ آن در عبور داد، با اینکه از سه روز قبل، آن حضرت گرسنه بود.

(ازد المعاد :ص 35 – فیض العلام :ص 317 – بحار الانوار :ج97 ص 168/384-المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 37)

 

2- بازگشت جعفر طیار از حبشه

آمدن جناب جعفر بن ابی طالب علیه السلام برادر امیرالمؤمنین علیه السلام از حبشه در روز فتح خیبر اتفاق افتاده است . (منتخب التواریخ :ص56- وقایع الایام :ج رجب ص 255 )

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 8:50 |

22 و 23 رجب
۲۲ رجب

- فرار ابوبکر در جنگ خیبر

در این روز در ایام جنگ خیبر علم به ابوبکر داده شد و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را نیز به فرار تشویق کرد. (وقایع الایام ج 1 ص 211 )

۲۳ رجب

1- حمله به امام حسن مجتبی علیه السلام در مدائن

در این روز جراح بن سنان اسدی ملعون در ساباط مدائن با استفاده از تاریکی شب خنجر یا تیغی مسموم را به ران مبارک امام حسن مجتبی علیه السلام زد که تا استخوان شکافت . آن حضرت از شدت درد دست در گردن او افکند و هر دو به زمین افتادند.دوستان حضرت آن ملعون را کشتند و امام را به خانۀ والی مدائن،سعدبن مسعود بردند . سعد جراحی آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود . (مصباح المتهجد:ص749-فیض العلام : ص 317 –زادالمعاد ص35)

 

2- مسموم شدن موسی بن جعفر علیه السلام

در این روز درسال 183 هچری مولایمان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را به دستور هارون معلون در زندان بغداد زهر داده و مسموم کردند. (بحار : ج 48 ص 1 /ج97 ص 202 )

 

3- فرار عمر در جنگ خیبر

در این روز در چنگ خیبر پرچم را به دست عمر دادند و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را به فرار تشویق کرد. (وقایع الایام : ج 1 ص 211 – مصباح المتهجد :ص749 )

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 8:45 |

تقویم ماه رجب

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

أفضل الزّهد فی الدّنیا ذکر الموت ، و أفضل العبادة التّفکر، فمن أثقله ذکر الموت

وجد قبره روضةً من ریاض الجنّة .

بهترین زهد به دنیا، یاد مرگ است و برترین عبادت اندیشیدن است. پس هر که یاد مرگ وجودش را پرکند گور خود را باغی از باغهای بهشت بیابد.

                                                                                                         پیامبر گرامی اسلام (ص) – جامع الاخبار473

 

ماه رجب بسیار پر خاطره و بیاد ماندنی است . ایام ولادت امامان علیهم السلام و بعثت پیامبر گرامی (ص) از یک سو ، و مرگ چند تن از دشمنان معروف اهل بیت علیهم السلام از سوی دیگر ، خبرهای خوشی است که این ماه را قرین سرور ساخته است . شهادت معصومین علیهم السلام و چند نفر از یاران با وفای ایشان نیز روزهای حزن آل محمد علیهم السلام در این ماه است .

تقویم ماه رجب

 

1 رجب

زیارت امام حسین علیه السلام –ولادت امام باقر علیه السلام

2 رجب

ولادت امام علی النقی علیه السلام

3 رجب

شهادت امام هادی علیه السلام

10 رجب

ولادت امام جواد علیه السلام – ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

12 رجب

مرگ معاویه – ورود امیر المؤمنین علیه السلام به کوفه

13 رجب

ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام

14 رجب

مرگ معتمد عباسی لعنت الله علیه

15 رجب

زیارت امام حسین علیه السلام – وفات حضرت زینب علیها السلام

 تغییر قبله – خروج از شعب ابی طالب (ع)-شهادت امام صادق علیه السلام

16 رجب

خروج فاطمه بنت اسد علیها السلام از کعبه

17 رجب

مرگ مأمون  لعنت الله علیه

18 رجب

وفات ابراهیم فرزند پیامبر گرامی (ص) – شهادت حضرت زهراء(س)

اول خلافت شوم یزید

22 رجب

فرار ابوبکر در جنگ خیبر

23 رجب

حمله به امام حسن مجتبی علیه السلام در مدائن – مسموم شدن موسی بن جعفر علیه السلام - فرار عمر در جنگ خیبر

24 رجب

فتح خیبر به دست امیر المؤمنین علیه السلام – بازگشت جعفر طیار از حبشه

25 رجب

شهادت موسی بن جعفر علیه السلام

26 رجب

وفات حضرت ابوطالب علیه السلام

27 رجب

بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص)

28 رجب

خروج امام حسین علیه السلام از مدینه به سوی مکه

 اولین اقامۀ نماز در اسلام

29 رجب

مرگ ابو حنیفه – مرگ شافعی

تتمۀ رچب

هجرت مسلمانان به حبشه – غزوۀ نخله – وفات نجاشی پادشاه حبشه

 

|+| نوشته شده توسط ياس منتظر در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 10:3 |

16 /17 /18 رجب
۱۶ رجب

- خروج فاطمه بنت اسد علیها السلام از کعبه

در ابتدای این روز حضرت فاطمه بنت اسد (س) با فرزندش امیرالمؤمنین علیه السلام از کعبه خارج شدند. ( بحار : ج 35 ص 8 )

۱۷ رجب

- مرگ مأمون لعنت الله علیه

روز پنج شنبه 17 رجب سال 218 هجری یا به قولی 8 رجب یا 9 رجب یا 18 رجب مأمون لعنت الله علیه در سن 48 سالگی به ا جدادش پیوست . مدت خلافت او 21 سال بود .

( تتمة المنتهی : ص 297 . وقایع الایام : ج 1 ص 104 – توضیح المقاصد : ص 17- تاریخ الخلفاء : ص 313 – نفائح العلام ص 409 – فیض العلام : ص 312 - )

۱۸ رجب

1- وفات ابراهیم فرزند پیامبر گرامی (ص)

در سال 10 هجری ابراهیم فرزند پیامبر (ص) از دنیا رفت . مادر این بزرگوار مارِِیۀ قبطیه بود . سن ابراهیم هنگام وفات به قولی 18 ماه و چند روز ، و به وقولی یک سال و ده ماه و هشت روز بود . ( منتخب التواریخ : ص 76 – قلائد النحور : ج رجب ص 185/186 – بحار : ج 22 ص 152 )

 

2- شهادت حضرت زهراء علیها السلام

شهادت حضرت زهراء علیها السلام به نقل ابن عیاش در این روز است .

( مصباح المتهجد ص 748 زاد المعاد ص 35)

 

3- اول خلافت شوم یزید

در این روز یزید ملعون خلافت غصب شده را در دست گرفت. سه روز بعد از مرگ معاویه و دفن او در 15 رجب،یزید به دمشق آمد و کنار قبر او رفت و گریست . بعد از آن به کاخ رفت و تا سه روز بیرون نیامد . سپس در روز 21 رجب به مسجد آمد و به منبر رفت و خطبه خواند.

(وقایع الایام : ج1ص208 )

 

|+|

14 و 15 رجب
۱۴ رجب
 

- مرگ معتمد عباسی لعنت الله علیه

در این روز در سال 279 هجری المعتمد علی الله احمد بن متوکل ملقب به معتمد به جهنم واصل شد . علت مرگ او این بود که در کنار نهری در حال عیش و نوش بود و در اثر نوشیدن زیاد شراب یا زهری که توسط پسر برادرش در شراب او ریخته بودند، شکمش ترکید . به قول دیگر او  در 10 رجب به درک واصل شده .

معتمد در 23 سال خلافتش لذت و ملاهی را اختیار کرده بود و امورات مملکت به دست برادرش احمد موفق بود . بعد از او پسرش احمد معتضد کارهای پدر را انجام می داد تا عمویش معتمد را از سر راه برداشت و خود به خلافت رسید .

از کبائر چرائم اعمال معتمد، مسموم کردن آقا و  مولایمان حضرت امام حسن عسکری (ع) است. شیخ صدوق می فرماید : معتمد چندین بار امام عسکری علیه السلام را حبس کرد

(قلائد النحور : ج رجب ص 142 – تتمة المنتهی : ص 360 )

 

۱۵ رجب

1- زیارت امام حسین علیه السلام

در شب 15 رجب و روز آن زیارت امام حسین علیه السلام و همچنین زیارت مشاهد مشرفۀ معصومین علیهم السلام مستحب است .

 (فیض العلام :ص 307/308 – مصابع المتهجد : ص 741 – قلائد النحور : ج رجب / ص 145 – مصباح کفعمی : ج 2 ص 599 – مسار الشیعة : ص 35)

 

2- وفات حضرت زینب علیها السلام

وفات مظلومانه و غریبانۀ ام المصائب حضرت فاطمه صغری عقیلۀ بنی هاشم زینب کبری علیها السلام در شب یکشنبه 15 رجب سال 62 هجری به وقوع پیوسته است .

در مدت یک سال بعد از واقعۀ کربلا،زندگانی آن حضرت همرا با اشک و آه بود و خاطرات اسارات و کربلا سپری گشت. در عظمت آن مخدره همین بس که به فرمودۀ شیخ صدوق از جانب امام حسین علیه السلام نیابت خاصه داشته است ، و تا هنگامی که بیماری امام زین العابدین علیه السلام تمام نشده بود ، این نیابت ادامه داشت .

نام گذاری حضرت

هنگام ولادت جبرئیل از جانب خداوند متعال بر پیامبر (ص) نازل شد و عرض کرد :« یا رسول الله اسم این دختر را زینب بگذار ».آنگاه جبرئیل گریست.پیامبر (ص) پرسید : سبب این گریه چیست ؟ عرض کرد: همانا این دختر از آغاز زندگانی تا پایان روزگار در این سرای ناپایدار با رنج و درد و بلا خواهد زیست . گاهی به مصیبت شما یا رسول الله مبتلا می شود ، و گاهی در ماتم مادرش و گاهی در مصیبت پدر و گاهی درد فراق پدرش حسن مجتبی (ع) دچار خواهد شد . از همه بالاتر به مصائب کربلا و نوائب دشت نینوا گرفتار می شود چنانکه مویش سفید و قامتش خمیده خواهد گردید .

این خبر را اهل بیت شنیدند واندوهناک و گریان شدند. پیامبر(ص) صورت بر صورت حضرت زینت علیها السلام نهاد و گریست. حضرت فاطمه زهراء(س) فرمودند :یا ابتا ، این گریه برای چیست؟ خداوند دیده های تورا نگریاند . فرمود:ای فاطمه ، بعد از من و تو این دختر دچار بلاها و مصائبی می شود .حضرت فاطمه (س) فرمود:چه ثواب دارد آن کسی که بر دخترم گریه کند ؟ آن حضرت فرمود :« ای پارۀ تنم و ای نور چشمم، ثواب کسی که بر او و مصائب او گریه کند مانند ثواب کسی است که بر برادرش حسین گریه میکند ».

آن حضرت یک سال و چند ماه بعد از واقعۀ کربلا با قلبی پر از اندوه از مصائب کربلا در خانه خود رحلت فرمودند و در همان خانه دفن شدند.

( زینب الکبری : ص 114 – معالی السبطین  :ج 2 ص 225 – شجره طوبی : ج 2 ص 392 – ریاحین الشریعة : ج 3 ص 38/39 – الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 113 - )

 

3- تغییر قبله

 در 15 رجب سال 2 هجری قبله از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر پیدا کرد . این برنامه در نماز ظهر در مسجد بنی سالم مدینه اتفاق افتاد و این مسجد بعد از آن به مسجد ذی القبلتین نامیده شد (مسارالشیعة : ص 35 – وقایع الایام : ج 1 ص 155 – فیض العلام : ص 308- مصباح المجتهد : ص742 )

 

4- خروج از شعب ابی طالب

در این روز حضرت ختمی مرتبت (ص) از شعب ابی طالب خارج شدند .

( مصباح المجتهد : ص 741 – مصباح کفعمی : ج 2 ص 599 – بحار : ج 97 ص 598 )

 

 5- شهادت امام صادق علیه السلام

شهادت امام صادق علیه السلام به روایتی در سال 148 هجری در چنین روزی بوده است .

( اعلام الوری : ج 1 ص 514 – روضة الواعظین ج 1 ص 212 )

 

 

|+|

13 رجب

- ولادت علی بن ابی طالب  امیر المؤمنین علیه السلام

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :

انا الهادی ، و أنا المهتدی ، و أنا أبوالیتامی و المساکین و زوج الارامل و انا ملجا کلّ ضعیف، و من کلّ خائف و أنا قائد المومنین إلی الجنةّ و أنا حبل الله و أنا عروة الله الوثقی ، و کلمة التّقوی ، و أنا عین الله و لسانه الصّادق و یده.

من رهنمایم، رهیافته ام ، پدر یتیمان و مستمندانم، سر پرست بیوه زنانم ، پشت و پناه هر ناتوانی هستم ، مأمن هر وحشتزده ای ، من رهنمای مومنان به سوی بهشتم . ریسمان استوار خدایم ، حلقه و دستاویز محکم خدایم ، و کلمه تقوا،من چشم خدایم و زبان راستگوی او و دست او.

                                                                                                                                               التوحید /164

 

ان الانسان اذ کان فی الصلاة فإن جسده و ثیابه و کلّ شی ء حوله یسبحّ

هنگامی که انسان در نماز است بدن او لباس او و همه چیز در پیرامون او همانا خدای را تسبیح می گویند

                                                                                                                 البحار الانوار 82/213

 

  لو فد قام قائمنا لأنزلت السّماء قطرها ،ولأخرجت الارض نباتها ،و لذهبت الشحناء من قلوب العباد واصطلحت السباع و إلبهائم ...

اگر قائم ما قیام کند آسمان قطرات خود را فرو فرستد وزمین گیاهان خود را بیرون دهد و کینه ها از سینه ها بیرون رود «و مردمان با برادری ودوستی با هم زندگی کنند » و تا پایان در صلح و صفا باشند .

                                                                                                            البحار الانوار 52/316

اولین امام مؤمنین و خلیفة الله بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین علیه السلام برادر ، پسر عمو ، وزیر ، داماد ، او سید الوصیین امیر المؤمنین  علی بن ابی طالب علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام ، داخل کعبه معظمه به دنیا آمد ، که قبل از ایشان و بعد از ایشان مولودی در آنجا بدنیا نیامده و نخواهد آمد .

اسم شریف ایشان علی (ع) است . صاحب کتاب الانوار می گوید : علی بن ابی طالب علیه السلام در کتاب خدا 300 اسم دارد . مشهورترین القاب آن حضرت امیرالمؤمنین است و ابن شهر آشوب بیش از 850 لقب برای آن حضرت دکر نموده است .

- القاب امیر المؤمنین علیه السلام

مشهور ترین کنیه آن حضرت ابوالحسن علیه السلام است . اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتابهای مختلف آسمانی به زبانهای مختلف دارند ... چه اینکه آن حضرت در نزد اهل آسمان معروف به شمساطیل است .در زمین جمحائیل ، در لوح قنسوم ، در قلم منصوم ، در عرش معین ، در رضوان امین است ، نزد حورالعین اصب است ، در صحف ابراهیم (ع)حزبیل است ، در عبرانیه بلقیاطیس ، در سریانیه شروحیل ، در تورات ایلیا در زیور اریا، در انجیل بریا ، در صحف حجر عین ، در قرآن علی است . ( مناقب ابن شهر آشوب . ج 3 ص 319 )

- والدین امیرالمؤمنین علیه السلام

پدر والا مقام آن حضرت ، سید بطحاء حضرت ابوطالب علیه السلام و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ، بانوی حرم حضرت ابوطالب علیه اسلام است که انوار امامت و ولایت اولاً از آن خزانۀ عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین علیه السلام بود ، بلکه بعد از وفات عبد المطلب (ع) -که شش یا هشت سال از سن مبارک پیامبر گرامی اسلام (ص) گذشته بود و آن حضرت به ابوطالب (ع) سپرده شده بود -  فاطمه بنت اسد علیها السلام در حق ایشان مادری می کرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامات نبودت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا (ص) آن حضرت را مادر خطاب می کرد .

همچنین بعد از رحلت حضرت خدیچه کبر ی (علیها السلام ) پیامبر(ص) فاطمه زهرا علیها السلام را به فاطمه بنت اسد سپردند . ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود آن مستورۀ دو جهان را با جان و دل سر پرستی می کردتا زمانی که از دنیا رفت .

آن حضرت در سال چهارم هجری در مدینه طیبه از دنیا رفت ، و در بقیع مدفون شد. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام خبر فودت والده اش را به پیامبر (ص) دادند آن حضرت فرمودند: « او مادر من بود » . بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه علیها السلام را به آنها کفن کنند و خود حضرت بر جنازه نماز خواند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود :« چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم .» بعد در قبر خوابید و هنگام دفن او را تلقین فرمود و دربارۀ او دعا کرد .

- نور امیر المؤمنین علیه السلام در اصلاب پدران

حدیث ولادت امیر المؤمنین علیه السلام هم دلالتی بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد (س) مادر آن حضرت دارد. نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی از دیگری منتقل شده تا به عبدالمطلب (ع) رسید و بعد آن نور دو قسم شد . نوری در پیشانی مبارک عبد الله پدر بزرگوار پیامبر (ص) که آن نور بعداً به پیشانی آمنه (س) و سپس در صورت مبارک خاتم الانبیاء منتقل شد . نصف دیگر نور در پیشانی مبارک ابوطالب علیه السلام قرارا گرفت .

خداوند به ابوطالب (ع)چند فرزند عطا فرمود: عقیل ، طالب ، جعفر ، فاخته یا ام هانی ، جمانه ، و امیر المؤمنین علیهم السلام . هنگامی که خداوند علی علیه السلام را به ابوطالب و فاطمه بنت اسد (س) داد ، آن نور در صورت فاطمه بنت اسد (س)درخشندگی می کرد.

- محل ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام

مکان ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام اشرف بقاع یعین حرم است . اشرف اماکن حرم مسجد است ، و اشرف بقاع مسجد کعبه است . مولودی جز آن حضرت در آن مکان بدنیا نیامده است ، آن هم در سید ایام روز جمعه ، در ماه حرام و در بیت الله الحرام .

امیر المؤمنین علیه السلام سه روز چشم مبارک را باز نکرد، تا او را خدمت پیامبر گرامی (ص) آوردند . آنجا بود که چشم باز کردند . آن حضرت فرمود: « او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خویش قرار دادم ».سپس آن حضرت را در آغوش کشید و به منزل ابوطالب آورد.

- پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

جابر بن عبدالله انصاری می گوید :راهبی بود به نام «مثرم بن رعیب » که 190 سال عبادت کرده بود ، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود . روزی از خداوند خواست یکی از اولیائش را به او بنمایاند . خداوند متعال جناب ابوطالب را نزد او فرستاد و بعد از آن که راهب دانست این آقا چه کسی است ، به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب خداوند به تو پسری عنایت  می فرماید که او ولی خداست و اسم شریفش علی است هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو که  مثرم راهب ، اقرار می کند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیر المؤمنین (ع) شهادت میدهد .

هنگام رفتن جناب ابوطالب خرما و انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند . فاطمه بنت اسد بانوی حرم جناب ابوطالب هم خرمایی که پیامبر(ص) به آن حضرت داده بودند میل فر مودند ، و به ابوطالب هم دادند و آن حضرت هم میل فرمود. پیامبر فرموده بودند : این خرما را کسی میخورد که مقر به توحید و نبوت من باشد .

(مناقب ج 2 ص 192 – 193 – 197 . روضه الواعضین ج 1ص 78  )

- انعقاد نطفه ای امیرالمؤمنین علیه السلام

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن حضرت فاطمه بنت اسد قرار گرفت در مکه زلزله شد ، و قریش بتها را به کوه ابوققبیس آوردند ، ولی زلزله بیشتر شد و بتها به رو افتادند. آنان به ابوطالب پناه بردند ، و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود: « مردم ابن شب اتفاق مهمی افتاده است . خداوند خلقی را آفریده که اگر از او اطاعت نکنید و اقار به ولایت او ننمایید وشهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود . پس به اطاعت و ولایت و امامت او اقرار کنید . » سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود :«پروردگارا من و آقای من ، تو را میخوانم به محمدیت پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فامطیت درخشنده و نورانی که بر سرمین تهامه به رحمت و مهربانی خویش لطف بفرمایی».

دیگران آمین گفتند . دعا که تمام شد زلزله پایان یافت . عربها در زمان جاهلیت تا گرفتار میشدند این دعا را میخواندند و گرفتاری بر طرف میشد .

جعفربن ابی طالب علیه السلام صدای آن حضرت را از شکم مادر شنید و بیهوش شد . همچنین فاطمه بنت اسد به قصد طواف گرد خانه خدا می رفت ، ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بتها نصب شده اند نزدیک شود ، و حال آنکه مادرش برای عبادت خانۀ ای خدا را طواف می کرد . زمانی دیگر ، بتها در مقابل آن فرزند بدنیا نیامده به صورت زمین می افتادند . شیر درندۀ طائف در برابر ابوطالب تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت : شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر خدا و مربی شیر خدا هستید .

- مادر امیرالمؤمنین علیه السلام در کعبه

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابوطالب احساس درد کرد .هنگامی که جناب ابوطالب خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد بیاورد، از گوشۀ خانه ندایی رسید :« ای ابوطالب صبر کن چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند . »

صبح هنگام فاطمه بنت اسد ندایی شنید :«ای فاطمه به خانۀ ما بیا » ابوطالب و پیامبر (ص) آن حضرت را به مسجد الحرام آوردند . عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه وارد مسجد الحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به آسمان نمود و چنین فرمود:« ای پروردگارا من به تو و به پیامبران و کتابهایی که از جانب تو آمده اند ایمان دارم . من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میکنم و او بوده که این خانه را بنا کرده  است . تو را قسم میدهم و از تو میخواهم  به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن میگوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست ، این ولادت را بر من آسان فرمایی.»

(مناقب ج 2 ص 198- 199 . امالی ص 706 بحار ج 35 ص 8- 36 . آفتاب کعبه ص 45)

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد دخل شد . هر چه کردند قفل در کعبه باز  کنند ممکن نشد ، و دانستند که حکمت خداوند است .

فاطمه بنت اسد می فرماید :« هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حوا ، ساره، آسیه ، مادر موسی بن عمران و مردیم مادر عیسی آمدند . آنان به من سلام کردند :«السلام علیک ِ یا ولیة الله » و در مقابلم نشستند .

آنچه در ولادت خاتم الانبیا ء (ص) انجام دادند در ولادت علی بن ابی طالب علیه السلام نیز         انجام دادند ، چه اینکه فاطمه بنت اسد در هنگام ولادت پیامبر (ص) حضور داشت و به ابوطالب ماجرا را خبر داد . حضرت ابوطالب قبلاً به او فرموده بود :« 30 سال صبر کن تا خدا مولودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء (ص) مگر در نبوت که وصی و وزیر او خواهد شد . »

( بحار ج 35 ص 6 – روضة الواعظین ج 1 ص 81 )

- روز ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

روز جمعه علی بن ابی طالب علیه السلام مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه راست کعبه طلوع فرمود . همین که قدم به زمین کعبه نهاد ، به سجده افتاد و دستها را سوی آسمان بلند نمود و فرمود :« اشهد ان لا اله الا الله ، و أن محمداً رسول الله و اشهد ان علیاً ولی ّ محمدٍ رسول الله ، بمحمد یختم الله النبوة و بی یختم الوصیة و انا امیر المؤ منین »:«شهادت میدهم که خدایی جز الله نیست و محمد (ص) پیامبر خداوند است و علی وصی محمد رسول الله (ص) است به محمد نبوت ختم میشود و به من وصایت کامل و تمام می شود و منم امیر المؤمنین ». و سپس فرمود « جاء الحقّ و زهی الباطل » :« حق  آمد و باطل رفت ».(مناقب ج 2 ص 198 )

در این هنگام که وجود سراپا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود ، بتهایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمانها نوارانی شد . شیطان فریاد بر آورد

 « وای بربتها و بت پرستان از این فرزند »

- سخنان امیر المؤمنین علیه السلام پس از ولادت

آنگاه سلام بر زنان بهشتی نمود و حال آنان را پرسید . بانوان بهشتی او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تکلم فرمودند . هنگامی که حضرت حوا او را در آغوش گرفت ، آن حضرت فرمود :« سلام بر تو ای مادر ، حوا » حوا پاسخ داد : سلام بر تو پسرم علی بن ابی طالب از حال حضرت آدم پرسید . حوا پاسخ داد :غرق در نعمتهای خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است . در این هنگام آن حضرت داخل کعبه بود ابوطالب در کوچه و بازار صدا می زند : « بشارت باد بر شما  را که ولی خدا ظاهر شده است ، همان کسی که وصایت به او تمام و کامل میشود» ( روضة الواعظین ج 1 ص 79 – بحار ج 35 ص 13 – مناقب ج 2 ص 198 )

حضرت در جواب فرمود :« علیکم السلام و رحمة الله و برکاته » و جداگانه بر هر یک سلام نمودند . آن بزرگواران یکی بعد از دیگری او را در آغوش گرفتند و بوسیدند و زبان مدح او گشودند و رفتند . سپس ملائکه آمدند و او را به آسمانها بردند ، و باز آوردند و بردند و هر بار کلماتی مخصوص در فضایل و مناقب حضرت می فرمودند.

فاطمه بنت اسد می فرماید : بار دوم در حالتی آن حضرت را آوردند که او را در حریر سفید بهشتی پیچیده بودند و به من گفتند :« او را از چشم  بینندگان حفظ کن که ولی رب العالمین است . بدانکه وارد بهشت نمی شود مگر کسی که ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق کند . خوشا به حال آن که تابع اوست و وای بر کسی که از او رویگردان شود . مثل او چون کشتی نوح است . هر که به آن پیوست نجاب میابد و هر که از آن باز ماند غرق می شود و سقوط می کند . »

سپس در گوش او مطلبی گفتند که من نفهمیدم . بعد او را بوسیدند و بر خاستند و بیرون رفتند و من ندانستم از کجا خارج شدند . ( علی علیه السلام ولید الکعبة ص 32 )

- سه روز در کعبه

فاطمه بنت اسد بعد از سه روز که مهمان الهی بود فرزند مبارک و محترم خود را در آغوش گرفته آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد :« ای فاطمه ، نام این مولود را علی بگذار ، چرا که من خدای علی اعلی هستم . من نام او را از نام خود گرفته ام ، او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام، و او را بر غوامض علم خود می گوید ، و بتها را می شکند ، و آنها را از بالای کعبه به صورت می اندازد . خوشا بحال کسی که او را دوست می دارد و از او اطاعت میکند و او را یاری می نماید . اوی بر کسی که بغض او را دارد و از او سر پیچی می کند و او را خوار می نماید و حق او را انکار می نماید . » (بحار ح 35 ص 9-37 )

- طلوع نور علی علیه السلام در آغوش پیامبر گرامی (ص)

صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته ، ناگهان دیوار کعبه از مکان قبلی شکافت برداشت به حدی که فاطمه بنت اسد با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند . مردم همه نگام می کردند و قبل از سوال کسی ، فاطمه بنت اسد از بعضی وقایع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهای بهشتی و اینکه نام این حضرت به ندای آسمانی علی (ع) است .

ابوطالب و پیامبر (ص) پیش آمدند ، و فاطمه بنت اسد با مولد پیش آمد . حضرت مولی الموالی علی علیه السلام فرمودند :« السلام علیک یا ابه و رحمة الله و برکاته » و ابوطالب فرمود « و علیک السلام یا بنی ّ و رحمة الله و برکاته . » و آن حضرت را در آغوش گرفت . امیر المؤ منین علیه السلام چشمان مبارک به صورت پیامبر (ص) باز کرد و تبسم فرمود و خود را حرکتی داد و فرمود :« اسلام علیک و رحمة الله و برکاته ، مرا در آغوش بگیر . »

پیامبر (ص) پاسخ سلامش را دادند و آن حضرت را در آغوش گرفتند و بوسیدند و دست در دست او گذاشتند . آنگاه امیر المؤمنین علیه السلام دست راست بر گوش نهادند و اذان و اقامه فرمود و به یگانگی خداوند عزو جل و نبوت  پیامبر (ص) شهادت داد . سپس از پیامبر (ص) برای قرائت کتب آسمانی اجازه خواست . بعد از آنکه پیامبر اجازه فرمود، سینه را صاف کردند و آنچه در صحف حضرت آدم ، نوح ، ابراهیم ، موسی و عیسی علیهم السلام بود قرائت فرمود . سپس شروع به قرائت قرآن نمود که هنوز نازل نشده بود . سپس در حالتی که آن حضرت در آغوش پیامبر(ص) بود به خانۀ ابوطالب بازگشتند .(بحار ج 35 ص 18 .مناقب ج 2 ص 172 . کشف الغمة ج 1 ص 59)

- کودکی علی علیه السلام با پیامبر گرامی اسلام (ص)

امیر المؤمنین علیه السلام دربارۀ دوران کودکی خود و همراه بودن با پیامبر چنین می فرمایند : به هنگام کودکی ، پیامبر (ص) مرا به دامان می گرفت ، و به سینه می چسباند . غذا را می جوید و به دهانم می گذارد . از بوی خوش خویش به مشام جانم می بویانید . او در گفتارم دروغ و در کرداو اشتباه و نادانی نیافت . خداوند پیامبر (ص) را از هنگام شیر خوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد .تا شبانه روز او را در راه بزرگواریها و نیکیهای جهان رهنمون باشد .من نیز از پیامبر (ص) پیروی می کردم ، چنانکه کودک شیرخواری از مادر فرمان می برد و از کردارهای او پیروی می کند . هر سال به کوه حرا می رفت و در این هنگام هیچ کس  جز من او را نمی دید . (قسمتهای آخر خطبه ای 234 نهج البلاغة فیض الاسلام : ص 802 )

کجایند کسانی که لشکرها فراهم آوردند و کاخها ساختند و بر تختها نشستند ؟ کجایند کسانی که خانه ها بنا نهادند و قصرها بر افراشتند و هزاران مرد جنگی فراهم کردند ؟ روزهای دنیا آنها را دست به دست کرد و سالهایش آنان را فرو بلعید . پس به مردگانی تبدیل شدند و درگورها خاک گردیدند . آنچه را بر جای نهادند از یاد بردند و از آنچه پیش فرستادند آگاه شدند. آن گاه به سوی خداوند، مولای حقیقی خود بازگردانده شدند. بدانید که حکم از آن خداست و او سریع ترین حسابرسان است. (امام علی علیه السلام –أمالی الطوسی 2/ 296 )

 

 

|+|

12 رجب

1- مرگ معاویه لعنة الله علیه

در این روز در سال 60 هجری معاویة بن ابی سفیان لعنة الله علیه در سن 78 سالگی در شام  به درکات جهنم شتافت . روز شادی اهل  ایمان و حزن و اندوه اهل کفر و طغیان است. و روزۀ این روز به جهت شکر الهی بر هلاکت معاویه مستحب است .

نسب معاویه

کلبی نسّابه و ابن روز بهان که از ثقات نزد علمای اهل سنت هستند ، نقل کرده اند که معاویه فرزند چهار نفر بوده : عماره ، مسافر ، ابو سفیان و مردی که اسم او را نمی برند . راغب اصفهانی در محاضرات و ابن ابی الحدید از ربیع الابرار زمخشری نقل می کنند که معاویه را به چهار کس نسبت می دادند : مسافربن ابی عمرو ، عمارة بن ولید بن مغیرة ، عباس و صباح که مغنی عمارة بن ولید بود . مادر معاویه هند با صباح – که جوانی خوش رویی بود و کار گر ابو سفیان بود – الفتی تمام داشت ! اما به ظاهر او را معاویة بن ابی سفیان بن حرب می گویند .

ابو سفیان مردی زشت و کوتاه قد بود ، و یک چشم او در طائف و چشم دیگرش در یرموک کور شده بود . باطنش کورتر از چشمش بود و نهایت عداوت و دشمنی با پیامبر (ص) را داشت . ابو سفیان در هر جنگ و فتنه ای که بر علیه پیامبر (ص) به وجود می آمد دخالت داشت و در سال فتح مکه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگی کرد تا در سن 82 سالگی در سال 30 هجری به درک رفت .

مخفی نماند که حمامه یکی از جدات معاویه است که در بازار المجاز صاحب پرچم و مشهور بود! و از این جا نسب ابو سفیان هم معلوم میشود . مادر معاویه هند است که از ذوات الاعلام است و میل فراوانی به غلامان سیاه داشت و از توضیح حال پدر معاویه وضع مادر او روشن میشود.

محدث قومی می فرماید : چون پیامبر علیه السلام در فتح مکه ریختن خون معاویه را مباح شمردند ، به اصرار و شفاعت عباس ، پنج ماه قبل از شهادت پیامبر علیه السلام اسلام آورد .

حکومت معاویه در شام

یزیدبن ابوسفیان از طرف ابوبکر با لشکر مسلمین به طرف شام رفت ، معاویه هم همراه آنها بود یزید در شام مرد و ابابکر ولایت شامات را به معاویه واگذار کرد و به این حال بود تا زمان خلافت امیر المؤمنین علیه السلام که طغیان معاویه علیه آن حضرت شروع شد . پس اساس ظلمهای معاویه را هم ابوبکر بنا نهاد.

معاویه در سال 45 هجری برای پسرش یزید بیعت گرفت . او اول کسی بود که دشنام بر امیر المؤمنین علیه السلام را ترویج کرد و در آخر خطبۀ نماز جمعه لعن و جسارت بر امیر المؤمنین علیه السلام کرد . او دستور داد در تمام شهرها این لعن انجام شود و تا زمان عمر بن عبد العزیز ادامه داشت تا اینکه او لعن بر آن حضرت را منع کرد.

دشمنی معاویه با امیر المؤمنین علیه السلام

معاویه به صحابه و تابعین دستور داد تا حدیث در مذمت امیرالمؤمنین علیه السلام جعل کنند ، و عدۀ زیادی از محبین و ارادتمندان آن حضرت را شهید کرد مانند جناب مالک اشتر نخعی که در قلزم مصر به سم شهید شد . امام مجتبی علیه السلام را به دست جعده عیال آن حضرت مسموماً شهید کرد .

معاویه مردی خوش گذران و پر خور بود ، به حدی که از کثرت خوردن می گفت : ( خسته شدم ولی سیر نشدم ) ، و این به خاطر نفرین حضرت رسول علیه السلام دربارۀ او بود . او در نفاق و عوام فریبی تجربۀ به سزایی داشت . محدث قمی نقل میکند که دویست خبر از طرق معتمده اهل سنت در مذمت معاویه نقل شده است .

ماجرای مرگ معاویه

آخر الأمر معاویه در مسیر مکه به شام بیمار شد ، به حدی که می لرزید و دهان او بسته  نمی شد ، تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالک دوزخ داد و رهین اعمال خویش گردید . هنگام مرگ سن او را 75 یا 82 و 92 سال نقل کرده اند .

جنایات او زیاده از آن است که در این مختصر بگنجد ولی در هنگام مرگ به یکی از خواص خود گفت:« چند گناه بزرگ کرده ام : حق علی بن ابی طالب را غصب کردم ، حسن بن علی را با فریب دادن جعده به شهادت رساندم ، و یزید را به جانشینی خود انتخاب کردم ، و حجربن عدی و اصحاب او را به قتل رساند م . [منتخب التواریخ ص 449 ]

 

2- ورود امیر المؤمنین علیه السلام به کوفه

در این روز در سال 36 هجری امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از واقعۀ جمل وارد کوفه شدند و آن شهر را به عنوان مقر حکومت انتخاب نمودند ، و اولین خطبه را در شهر کوفه در این روز ایراد فرمودند .

 

 

|+|

10 رجب

1- ولادت امام جواد علیه السلام

 

امام جواد علیه السلام می فرمایند :

من انطع غیر الله  و کله الله إلیه و من عمل علی غیر علم ما یفسد أکثر مما یصلح القصد إلی الله تعالی بالقلوب ابلغ من إتعاب الجوارح با لاعمال.

کسی که به سوی غیر از خدا روی آورد ، خداوند او را به همان بسپرد، و هر که بدون آگاهی کاری کند ، فساد بیشتر به بار آورد تا صلاح، توجه قلبی به سوی خدا رساتر است از خسته کردن اعضا با اعمال .

                                                                                                                             البحار النوار جلد 78 صفحه 34           

حضرت جواد الائمه علیه السلام بنا بر مشهور در دهم ماه رجب سال 195 هجری به دنیا آمده اند . اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است: 17 ماه رمضان ، 15 ماه رمضان ، آخر ذی القعده ، به قولی هم 13 رجب ولادت آن حضرت واقع شده است .

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا علیه السلام و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است که حضرت رضا علیه السلام نام ایشان را «خیزران » نهادند.

نام آن حضرت محمد ، و کنیه شان ابو جعفر و مشهور ترین القاب آن حضرت تقی و جواد است . حضرت رضا علیه السلام آن حضرت را با کنیه یاد می کردند، و می فرمودند :«ابو جعفر به من نامه نوشته است .» و نامه هایی که از آن حضرت می رسید در نهایت جلالت و زیبایی بود، و هنگامی که امام علیه السلام می خواستند نامه برای امام جواد علیه السلام بنویسند آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند .

یک روز در ایام کودکی امام جواد علیه السلام آن حضرت نزد پدر بزرگوارش امام رضا علیه السلام آوردند . آن حضرت فرمودند:« این مولودی است که برای شیعه مبارکتر از او بدنیا نیامده است » چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا علیه السلام گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند ، و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند ، هنگامی که خداوند امام جواد علیه السلام را به مولایمان حضرت رضا علیه السلام داد ، نگرانی و شک و تردید مردم بر طرف شد .

آن حضرت شش فرزند داشتند :« ابو الحسن حضرت هادی علیه السلام ، ابو طالب جناب زید ، ابو جعفر جناب موسی مبرقع ، حکیمه خاتون ، خدیجه خاتون ، ام کلثوم .

 

2- ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

ولادت با سعادت حضرت باب الحوائج حضرت علی اصغر علیه السلام در این روز واقع شده است . با در نظر گرفتن اینکه آن حضرت  در شش ماهگی در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسیدند ، ولادت حضرت مطابق این روز میشود. بعضی هم ولادت آن حضرت را در 8 یا 9 ثبت کرده اند .

نام شریف آن حضرت عبد الله و مشهور به علی اصغر علیه السلام است . لقب شریفش باب الحوائج ، رضیع ، مذبوح  من الاذان الی الاذان است . پدر بزرگوارشان امام حسین علیه السلام و مادر گرامی ایشان رباب دختر امرء القیس کلبی است .

 

|+|

2 و 3 رجب
۲ رجب
 

- ولادت امام علی النقی علیه السلام

در این روز بنا بر قولی ولادت امام هادی علیه السلام واقع شده است . اقوال دیگر در ولادت آن حضرت 15 ذی الحجة ، 5 رجب ، 27 جادی  الثانی ، و 3 رجب است .

 

۳ رجب

- شهادت امام هادی علیه السلام

 

امام هادی علیه السلام میفرمایند:

لاتطلب الصّفا ممّن کدّرت علیه ولا الوفاءلمن غدرت به ولا النّصح ممّن صرفت سوءظنّک الیه فإنما قلّب غیرک کقلبک له

از کسی که رابطه ات را با وی تیره ساختی ، انتظار صفا نداشته باش و از کسی که به او مکر ورزیدی ، وفاداری مطلب و خیر خواهی را از کسی که به او بد گمانی انتظار مبر، زیرا قلب دیگران نسبت به تو همچون قلب تو نسبت به آنهاست

                                                                                                                      البحار الانوار جلد 78صفحه 370

شهادت امام علی النقی علیه السلام در سال 254  هجری بنابر مشهور در سن 41 سالگی بوده است . مرحوم کلینی شهادت آن حضرت را در 26 جمادی الثانی نقل فرموده است . مشهور این است که آن حضرت 6 یا 8 سال و 5 ماه داشت که پدر بزرگوار ایشان حضرت جواد الائمه علیه السلام به شهادت رسیدند ، و آن حضرت به منصب کبرای امامت و خلافت عظمی رسیدند. و مدت امامت آن وجود شریف 33 سال بود .

ایام حیات امام هادی علیه السلام مصادف بود با خلافت بنا حق مأمون ، معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعین، معتز لعنة الله علیهم ؛ و  آخر الأمر معتز آن حضرت را با زهر شهید کرد. مدت عمر مبارک آن حضرت 41 سال و چند ماه بود . 13 سال در مدینه اقامت فرمودند و بقیۀ ایام امامت خویش را به اجبار متوکل در سامراء  بودند. حاکم مدینه به متوکل نوشت که اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی است علی بن محمد علیه السلام را از این دیار بیرون ببر که همه را مطیع خود ساخته است . در مدینه اسباب اذیت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوکل زیاد کردند، تا زمانی که آن حضرت را به سامراء بردند و جسارتها کردند، تا اینکه معتز آن حضرت را شهید کرد.

امام عسکری علیه السلام غسل و کفن و نماز بر آن حضرت را انجام داد، و بعداً در ظاهر این امورات توسط دیگران انجام شد و ایشان را در منزل خود در مکان فعلی حرم مطهر دفن نمودند.

 

|+|

1 رجب

1- زیارت امام حسین علیه السلام

در شب و روز اول این ماه زیارت مولانا الشهید ابی عبد الله الحسین علیه السلام مستحب است . از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند : « کسی که امام حسین علیه السلام را در روز اول رجب زیارت کند ، خداوند متعال گناهان او را می بخشد . » اگر برای کسی زیارت آن حضرت در این روز ممکن نباشد ، مشاهد مشّرفه دیگر معصومین علیهم السلام  را زیارت کند و اگر این هم برایش ممکن نبود با سلام از راه دور به طرف آن قبور شریف اظهار ارادت نماید.

 

2- ولادت امام باقر علیه السلام

 

امام باقر علیه السلام می فرمایند :

و المهدی و اصحابه یملکهم الله مشارق الارض و مغاربها و یظهر الدین و یمیت الله به و بأصحابه البدع و الباطل کما أمات الشقاةالحقّ حتّی لا یری أین الظلم و یإمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر

خداوند شرق و غرب عالم را در سیطره حکومت مهدی (عج) و یاران او قرار می دهد آیین خود را آشکار می سازد و بوسیله او (امام مهدی ) و یارانش بدعت و باطل را نابود می کند چنان که تبهکاران حق را نابود کرده بودند ، به طوری که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نخواهد شد آنها به معروف امر و از منکر نهی می کنند .

                                                                                    تفسیر نور الثقلین جلد 3 صفحه 506

حضرت امام محمد بن علی باقر العلوم علیه السلام در روز جمعه اول رجب سال 57 هجری در مدینه متولد شدند. ولادت آن حضرت روزهای سوم و ششم صفر و پنجم و بیست و دوم رجب هم ذکر شده است.

نام مبارک آن حضرت محمد ، کنیه ایشان ابو جعفر و القاب آن حضرت باقر العلوم ، الشاکر الله ، هادی ، امین و شبیه است ، و لقب اخیر به خاطر شباهت آن حضرت به پیامبر (ص) است .

پدر بزرگوارشان حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام و مادر آن حضرت ام عبد الله فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است . امام باقر علیه السلام اولین علوی است که از پدر و مادر نسب شریفش به پیامبر گرامی (ص) و امیر المؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا ء علیها السلام  می رسد .

امام صادق علیه السلام دربارۀ ام عبد الله می فرمایند :« از زنهای با ایمان و پرهیزکار و نیکو کار بود . » در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام می فرمایند: « در میان فرزندان امام حسن علیه السلام مثل او نبود . » در عظمت و شرافت این بانو همین بس که با حضرت سید الساحدین علی بن الحسین علیه السلام و باقر العلوم علیه السلام در واقعۀ کربلا حضور داشت و همراه آن بزرگوارن و زینب کبری علیها السلام و دیگر اهل بیت علیهم السلام به اسارت رفت و وقایع کوفه وشام را دید.

 

|+|